درباره پوستر چهارمین کنگرۀ سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی

پوستر و نشان (لوگو) یکی از شناسه‌های اصلی هر همایش و رخداد علمی است و می‌تواند نمایشگر هدف، برنامه و ایده‌های برگزاری آن کنگره باشد.

مرور پوستر و اعلان‌های کنگره‌های علمی دندان‌پزشکی سال‌های اخیر نشان می‌دهد متاسفانه پوستر یکی از نقاط ضعف بسیاری از این کنگره‌هاست. پوسترها معمولا با کمترین خلاقیت و بدون رعایت اصول زیبایی‌شناسی و معیارهای هنری و بصری طراحی می‌شوند و بسیاری از آنها به لحاظ رعایت معیارهای هنری طراحی پوستر نمره قبولی نمی‌گیرند. ریشه اصلی این مشکل را احتمالا باید در نگاه نازل مدیران کنگره‌های علمی دندانپزشکی به مقوله طراحی پوستر جستجو کرد که منجر به انتخاب ارزان‌ترین و دم‌دست‌ترین فرد برای طراحی پوستر می‌شود. از طرفی دخالت و اعمال نظر بیش از حد مدیران کنگره کار را برای طراحان مشکل می‌کند و در نهایت محصول نهایی ملقمه‌ای از رنگ و تصویر و کلمه‌ است که هیچ‌ شباهتی به اصول اولیه یک پوستر را ندارد.

در میان پوسترهای کنگره‌های دندانپزشکی این سال‌ها، پوستر چهارمین کنگره سلامت دهان و دندان‌پزشکی اجتماعی حال و هوای متفاوتی دارد. یک پوستر شیک اما ساده که در همان نگاه نظر را جلب می‌کند و پیام خود را به مخاطب می‌رساند. مدیران این کنگره که آذر ماه ۹۸ در مشهد برگزار خواهد شد با انتخاب یک هنرمند گرافیست شناخته شده و اعتماد به هنر او، توانسته‌اند در میان کنگره‌های دندانپزشکی تابو شکنی کنند و استانداردهای پوستر یک کنگره علمی را بسیار ارتقاء دهند.

ضعف بصری پوسترهای علمی دندانپزشکی ایران و یک استثنا
ضعف بصری پوسترهای علمی دندانپزشکی ایران و یک استثنا

از وحید عرفانیان، طراح و گرافیست مشهدی و طراح اعلان (پوستر) چهارمین کنگرۀ سلامت دهان و دندان و دندانپزشکی اجتماعی خواستیم درباره ایده‌ها و معیارهایش در طراحی این پوستر یادداشت کوتاهی برای دندانه بنویسد که متن آن پیش روی شماست:

به نظرم در طرّاحی اعلان (پوستر) یک رویداد دو وجه کلیدی وجود دارد: وجه کارکردی یعنی اطلاع‌رسانی و رسمیت بخشیدن به آن رویداد و وجه زیبایی‌شناسی که ارتباط دیداری را قوت می‌بخشد. دومی بر اولی اولویت دارد. اعلانی که در وجه زیبایی‌شناسی دچار ضعف باشد نمی‌تواند پیام خود را به درستی منتقل کند.
در طرّاحی اعلان چهارمین کنگرۀ سلامت دهان و دندان و دندانپزشکی اجتماعی اولویت من نشان دادن مفاهیم نهفته در موضوع (و نه اشاره مستقیم به مصادیق آن) بوده است. تلاش کردم تا این اعلان خود بخشی از فرآیندی باشد که کنگره و یارانش در پی آنند. پس کوشیدم تا از کلیشه‌های عادت شدۀ کنگره‌ها و سمینارهای دندانپزشکی یعنی نشان دادن شمایل «دندان» و «ابزار دندانپزشکی» فاصله بگیرم و در عوض در جزئیات مفهومی دقیق شوم. شعار این دورۀ کنگره راهگشای من در ایده‌یابی بود: «سلامت دهان و دندان برای همه». تلاش کردم تا با تاکید بر بخش دوم (یعنی برای همه) یک نوشتار زیبا و دوست‌داشتنی برای همه بسازم (و امیدوارم که موفق بوده باشم). برای این منظور به سراغ خط نستعلیق رفتم که به حکم تجربۀ دیداری ما ایرانی‌ها برای همه آشنا و دوست‌داشتنی است. بجای پرداختن خوشنویسانه به آن، سعی کردم گونه‌ای نزدیک‌تر به دستنویس را بسازم و بپردازم تا باز به مفهوم «همه» نزدیک‌تر باشد. بخش اول شعار (سلامت دهان و دندان) را هم با قلمی اداری، آنچنان که در خاطرات ما از ماشین تحریرهای قدیمی نقش بسته است، بر پلاکی در گوشۀ سمت راست بالای اعلان قرار دادم. نوشتار فارسی و انگلیسی شامل اطلاعات کاربردی هم در ستون‌های مجزا در یک سوم پایین اعلان، آن جا که فرصت تمرکز بیشتری برای مخاطب فراهم است، قرار گرفتند.
پرداختن به رنگ‌ها در این اثر نمادین است: رنگ‌های سبز و قرمز برآمده از پرچم ایران‌اند که اشارتی به پوشش کشوری کنگره دارد. رنگ طلایی رنگ نمادین مشهد و گنبد بارگاه امام رضا (ع) است. آبی، همان آب و همان سلامتی است و نقره‌ای یادآور آمالگام آلیاژ فلزی مرسوم در دندانپزشکی. 
علاوه بر همۀ این‌ها، رنگ سفید تمام عناصر دیداری اعلان را در برگرفته است و زمینۀ اعلان از هر لکّه و بافت و رنگی مبرّاست. امیدی به سپیدی، روشنایی، نور، دانش و آگاهی‌بخشی. که آگاهی آغاز خوبی‌هاست.

وحید عرفانیان
طرّاح/ مدیر هنری
آبان ۹۸

ضعف بصری پوسترهای علمی دندانپزشکی ایران و یک استثنا
پوستر چهارمین کنگره سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی
برای بزرگنمایی بیشتر روی تصویر کلیک کنید

منبع:دندانه

 

دکتر «عطااله حبیبی» متخصص جراحی دهان و فک و صورت، پنجم مرداد سال ۱۳۳۰ در شهرستان کنگاور کرمانشاه به دنیا آمده است وی در سال ۱۳۵۲ تحصیل در رشته دندان‌پزشکی در دانشگاه مشهد آغاز کرد و در سال ۷۲ مدرک دکترای تخصصی در رشته جراحی دهان فک و صورت را از دانشگاه علوم‌پزشکی تهران اخذ کرد.
دکتر عطااله حبیبی از جمله دندان‌پزشکانی است که از طبابت در بخش خصوصی به عشق تدریس و فعالیت آموزشی گذشته است و سالها به عنوان استاد تمام وقت در دانشکده دندان‌پزشکی مشهد خدمت کرده است. دکتر حبیبی در جریان کنگره سیزدهم انجمن جراحان دهان فک و صورت ایران در سال ۹۳، به پاس یک عمر فعالیت آموزشی مورد تقدیر قرار گرفت.
در ادامه بیشتر با زندگی این متخصص و خصوصیت بارزی که در حوزه دندانپزشکی دارد آشنا می‌شویم.

جناب دکتر! لطفا کمی از خودتان بگویید.
پدرم اهل کنگاور بود، طبابت می‌کرد. من هم شغل او را پیش گرفتم و پزشک شدم. پدرم خدمت سربازیش را در جنگ جهانی دوم گذرانده بود و بعد ازخدمت سربازی در بهداری کرمانشاه استخدام شد. پس از مدت ۳۰ سال خدمت در اقصی نقاط استان کرمانشاه در بیمارستان‌های قصر شیرین، سرپل ذهاب و بیمارستان‌های مختلف کرمانشاه و بهداری و بیمارستان کنگاور، در سال ۱۳۸۹ و در سن ۹۲سالگی درگذشت. مادرم هم در سن ۹۰ سالگی در سال گذشته بدرود حیات گفتند.
من سال ششم دانشگاه ازدواج کردم و سه پسر دارم. اولین فرزندم «مهدی» در شروع خدمت سربازی و شروع جنگ با عراق متولد شد.

درباره دوران تحصیل خود در کرمانشاه بگویید.
در سال ۱۳۳۶ همزمان با وقوع زلزله شدیدی در استان کرمانشاه، تحصیل دبستان را آغاز کردم. به اجبار کلاس درس در خانه‌های چوبی برگزار می‌شد. شش سال ابتدایی در دبستان نصر کنگاور سپری شد و پس از آن وارد دبیرستان ابن‌سینای کنگاور شدم. کلاس‌های ۸ و۹ را در شهرستان قصر شیرین تحصیل کردم و دوباره کلاس‌های ۱۰و۱۱ را در کنگاور درس خواندم اما برای گذراندن کلاس ۱۲ به شهر دیگری می‌رفتیم زیرا در منطقه ما برای این سطح کلاسی وجود نداشت. به همین خاطر پدرم که شخص خیری بود دست به کار شد و با کمک اهالی شهر کلاس ۱۲ را هم با سه دبیرمجرب راه انداخت. ما اولین سری دیپلمه شهرستان کنگاور هستیم. در میان ۱۷ همکلاسی سه نفرمان در کنکور آن سال وارد دانشگاه شدیم.

چه سالی وارد دانشگاه شدید؟
در سال ۵۲ وارد رشته دندانپزشکی دانشگاه مشهد شدم. سال ۵۸ مدرک دندان‌پزشکی عمومی را گرفتم و در سال ۷۲ مدرک تخصصی جراحی دهان و فک و صورت را از دانشگاه تهران اخذ کردم.

دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی

دکتر عطااله حبیبی در کنار همسرش، خانم دکتر پرتوی

در دوران تحصیلات دانشگاهی چه افرادی در زندگی شما تاثیرگذار بودند؟
در دوران دانشجویی و در بخش جراحی استاد بسیار خوبی به‌نام دکتر هوشنگ فرشید داشتیم. ایشان هم پزشک و هم دندانپزشک بود که در خارج از کشور دوره جراحی فک و صورت را تمام کرده بودند. ایشان یکی از بنیانگذاران اصلی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد به شمار می‌آیند و در تمام طول زندگیش حتی یک سکه یک ریالی هم از بیماران خود نگرفت و تمام وقت در خدمت محرومان و نیازمندان جامعه بود. تدریس جراحی ایشان در زمان خود نمونه بود و من و همکلاسی‌هایم همگی از علم و دانش و معرفت و اخلاق نیکوی ایشان بهره کافی بردیم.
یکی دیگر از استادان نمونه ما در بخش جراحی دکتر بیژن اخوان‌آذری است که من شخصا موارد بسیاری را از ایشان آموختم.

شما سربازی هم رفتید، کمی درباره تداخل تحصیل، طبابت و دوران سربازی و جنگ بگویید.
پس از گذراندن دوران سخت سربازی در جبهه‌های مختلف جنگی در سال ۶۱، به خدمت دانشگاه کمر همت بستم و استخدام دانشگاه مشهد شدم. در سال ۱۳۶۱ به عنوان مربی بخش جراحی دانشکده دندانپزشکی شروع به خدمت کردم. دو نوبت کاری صبح و بعد از ظهر کار می‌کردم و این باعث شد انگیزه تدریس به عشق تدریس تبدیل شود. در این زمان دومین فرزندم مرتضی به دنیا آمد که مانند برادرش مهدی دندان‌پزشک است و در استرالیا مشغول به طبابت است.
آن زمان هنوز خبری از اینترنت نبود پس با علاقه‌ای زیاد به تدریس با گچ و تخته سیاه و اسلاید، آوورهد را به ویدیو و تلویزیون تبدیل کردم. آن زمان فیلم‌هایی در کاست‌های یوماتیک رادیو و تلویزیون وجود داشت که جراحی‌های جدید از دانشگاهای امریکایی را در آن‌ها ضبط کرده بودند. من آن‌ها را در بخش سمعی بصری بیمارستان امام رضای مشهد تبدیل به نوارهای ویدیویی معمولی می‌کردم و با تلویزیون سر کلاس‌ها به نمایش گذاشتم. از ابراز احساسات و انتقادهای سازنده دانشجویان بهره می‌بردم و آن‌ها را فرزندان خود می‌پنداشتم.

با اینکه بسیاری از دندان‌پزشکان فعالیت در مطب را به حضور دایم در دانشکده ترجیح می‌دهند، شما چرا فعالیت در بخش خصوصی را دنبال نکردید و به تدریس روی آوردید؟
هیچ وقت دوست ندارم قداست پزشکی را با پول مقایسه کنم و ترجیح دادم به جای طبابت، تدریس کنم. در کنار آموزش، در کیلینیک کار می‌کردم اما بیشتر وقت و زمانم را برای تدریس گذاشتم و اصلا از این اتفاق پشیمان نیستم و خیلی هم خوشحالم که این مسیر را انتخاب کردم.

کمی درباره فعالیت‌های آموزشی خود بگویید.
دوران مربی‌گری در سال ۱۳۶۵با شرکت در آزمون ورودی (دستیاری) سومین دوره دندانپزشکی رشته جراحی دهان و فک و صورت گردید و آموزش به آموختن تبدیل شد. درسال ۱۳۷۲ با اخذ تخصص جراحی دهان و فک و صورت آمادگی لازم را با همکاران برای راه اندازی بخش تخصصی جراحی دهان و فک و صورت در دانشکده دندان‌پزشکی مشهد پیدا کردم و از آن زمان پذیرای دانشجوی تخصصی شدیم. کار ما علاوه بر تدریس دوره دکترا تدریس دوره تخصصی هم بود. در سال ۹۰ موفق به اخذ درجه استادی شدم. دو دوره دو ساله مدیرگروه جراحی و سرپرست تخصصی گروه جراحی فک و صورت و معاون گروه و رییس بخش جراحی دهان و فک و صورت در بیمارستان قائم و ناظر فنی بیمارستان دی کلینیک دانشکده بودم.
دوران خدمتم به جامعه سعی داشتم بیشتر آموزش دهم تا مطب داری کنم. من از زمان استخدام تا زمان بازنشستگی یعنی در حدود ۳۳ سال از زندگی‌ام را در دانشگاه تمام وقت فعالیت می‌کردم. و بالاخره در اواخر سال گذشته ریاست دانشکده و دانشگاه را راضی کردم که بازنشستگی بنده را اعلام بفرمایند.

دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی

تقدیر از دکتر عطااله حبیبی در سیزدهم انجمن جراحان دهان فک و صورت ایران در سال ۹۳، به پاس یک عمر فعالیت آموزشی

از فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی‌ که تا امروز انجام داده‌اید برایمان بفرمایید.
از سوابق اجرایی بنده می‌توان به تاسیس واحد مهارت‌های بالینی (Skill Lab) اشاره کرد. از اعضای انجمن جراحان آمریکا و انجمن جراحان ایران و عضو هیات تحریریه مجله دندان‌پزشکی دانشگاه مشهد از سال ۷۷ تا کنون هستم. همچنین عضو گروه بررسی مقاله‌های علمی خارج از کشور (JOS، IJDR)، عضو هیات موسس پژوهشکده دانشکده دندان‌پزشکی مشهد و مرکز تحقیقات بیماری‌های دهان و فک و صورت و از اعضای هیات طرح سوال وزارتخانه بوده‌ام.
سال‌های متمادی است که تدریس عمومی و تخصصی اورژانس‌های پزشکی در دندانپزشکی را در دانشکده و مجامع دندانپزشکان در شهرهای مختلف استان و بهداری و بیمارستان‌های مشهد به عهده دارم به این منظور بخش مهارت‌های بالینی دانشکده را راه‌اندازی کردم. تالیف «راهنمای درمان فوریت‌های پزشکی برای دندانپزشکان» و ترجمه «اورژانس‌های قلبی عروقی در دندانپزشکی» دو کتابی است که در سال‌های گذشته از به چاپ رسیده و بار‌ها تجدید شده است.
همچنین ۱۶ مقاله در مجلات داخلی و ۱۲ مقاله در مجلات خارجی و دو جلد کتاب با عنوان‌های اورژانس‌های پزشکی در دندان‌پزشکی و درمان اورژانسهای قلبی در دندان‌پزشکی دارم. در دوران خدمتم ۲۵ پایان نامه و ۱۰ طرح تحقیقاتی و ۸ سخنرانی و نمایش پوستر در کشورهای استرالیا و ژاپن و برزیل، هند، کوریت، انگلیس، تایلند و هنگ کنگ داشته‌ام. در سال ۸۳ در کنگره بین المللی جراحان فک و صورت ژاپن جایزه بر‌ترین پوستر را دریافت نمودم و در سال ۹۱ جایزه پژوهشگر بر‌تر دانشگاه علوم پزشکی مشهد را کسب کردم.

دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی

دکتر حبیبی در جمع اساتید دانشکده دندان‌پزشکی مشهد در مراسم جشن دانش‌آموختگی اولین فرزندش، دکتر مهدی حبیبی

دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی

طرح جلد کتاب «راهنمای درمان فوریت‌های پزشکی برای دندان‌پزشکان» از تالیفات دکتر عطااله حبیبی

دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی
دندانپزشکی که طبابت نکرد/ گفتگو با دکتر عطااله حبیبی

طرح جلد کتاب «اورژانس‌های قلبی عروقی در دندان‌پزشکی» از تالیفات دکتر عطااله حبیبی

منبع:دندانه

 

گفتگوی روزنامه شهرآرا با دکتر محمدحسین ساقی

دندانپزشک است ولی فقط دندانپزشک نیست؛ او یک حقوق‌دان، خلبان، غواص، سیاست‌دان و از همه جالب‌تر یک جامعه‌شناس هم هست و در تمام این رشته‌ها دوره‌های تحصیلی را گذرانده است. مثلا مهندسی هوافضا، دکتری پزشکی اجتماعی، کارشناسی حقوق، کارشناسی‌ارشد علوم سیاسی و دکتری این رشته را دارد و دندان‌پزشک هم هست!
او از آن دندان‌پزشکانی است که لبخند بر لب بیماران می‌آورد و به قول خودش همین که درد دارند برایشان کافی است و دیگر بداخلاقی پزشک نباید مزید بر این درد شود. دوست دارد لبخند زیبا را به همه هدیه کند و در این راستا نه‌تنها با شوخ‌طبعی و رفتارش لبخند برلب بیماران می‌آورد بلکه در حوزه درمان نیز با رعایت حال اقتصادی بیماران سعی می‌کند لبخند ظاهری زیبایی نیز بر لب آن‌ها بیافریند. این پزشک علاوه‌براین در برنامه‌های جهادی بنیاد خیریه نورآوران سلامت حضور دائم دارد، رد پایش در زلزله‌های سرپل ذهاب، کرمانشاه و کرمان نیز به چشم می‌خورد. او که به همراه منشی مطب شخصی‌اش در مناطق حاضر می‌شود. همراه با این پزشک همه فن حریف می‌شویم و خاطرات محمدحسین ساقی را از کودکی تا جنگ و از جنگ تا پزشکی در شهرآرامحله مرور می‌کنیم.

متولد محله خواجه‌ربیع هستم
متولد سال۱۳۴۹ در محله خواجه‌ربیع هستم. الان به آن منطقه می‌گویند سه‌راه کاشانی. دوران کودکی خوبی نداشتم. پدرم کارگر خشک‌شویی بود و زندگی مستأجری داشتیم. تازه ۱۰سال بعد پشت راه‌آهن توانستیم خانه‌ای بسازیم. دوره راهنمایی را در مدرسه جمال فریدزاده گذراندم که واقع در چهارراه زرینه بود. دبیرستان هم مدرسه ملکی سابق و آقا مصطفی خمینی رفتم. آنجا رشته ریاضی فیزیک خواندم. دوران نوجوانی‌ام همراه با تلاطم‌های انقلاب و جنگ بود. سال دوم دبیرستان بودم که بحث جنگ شروع شد. ما در خانواده طوری پرورش یافته بودیم که نمی‌توانستیم در برابر این مسائل بی‌تفاوت باشیم و آرام بنشینیم.

می‌خواست با قلوه‌سنگ از ما دفاع کند
در زمان انقلاب منزل ما نزدیک چهارراه شهدا بود و از آنجایی که معمولا تظاهرات مردمی در آن خیابان صورت می‌گرفت در تظاهرات‌ها به همراه پدرم شرکت می‌کردم. از فرار مردم در زمان درگیری‌ها و خرابی‌هایی که بعد از فرار و تیراندازی‌ها به وجود می‌آمد خاطره‌های زیادی به یاد دارم. سمت خانه ما مقر نظامی بود که در آنجا تانک نگهداری می‌شد. از سروصدای این تانک‌ها همیشه با استرس می‌خوابیدیم و نگران این بودیم که یک وقت اتفاقی رخ ندهد. یادم است پدرم تعداد زیادی قلوه سنگ روی پشت بام جمع کرده بود که اگر کار بالا گرفت و اتفاقی افتاد با این قلوه‌سنگ‌ها از ما دفاع کند.
یک خاطره دیگر هم از گذشته خیلی خوب یادم است که آن صف‌های نفتی است که دو روز به‌طور نوبتی ما بچه‌ها را توی صف می‌گذاشتند تا بالأخره بتوانند برای خانه نفت بگیرند!

اولین تقلب عمرم را کردم
بعد از انقلاب جنگ شروع شد. آن زمان سنم کم بود و من را به جبهه نمی‌بردند. این شد که اولین تقلب عمرم را انجام دادم و در کپی شناسنامه‌ام دست بردم و تاریخ تولدم را تغییر دادم. از روی کپی که دست‌کاری کرده بودم دوباره کپی گرفتم و به محل ثبت‌نام داوطلبان جنگ بردم. بدون اجازه پدر و مادرم اعزام شدم اهواز و تازه بعد از اینکه به آنجا رسیدم به آن‌ها زنگ زدم و گفتم که به جبهه آمده‌ام. در دوره مقدماتی و تکمیلی آموزش دیدیم که خواست خدا بود و من در دوره غواصی آموزش‌های تکمیلی را دیدم. بماند که گذراندن این دوره‌ها چه ماجرایی داشت ولی همین قدر می‌دانم که انتخاب شده بودم. آن زمان ما گردان فلق بودیم و سردار قاآنی فرمانده تیپ ما بود. در دو عملیات شرکت کردم و در عملیات کربلای۸ از بچه‌های خط‌شکن بودم.

سال۶۹ دندان‌پزشکی مشهد قبول شدم
در جبهه که بودم هم‌زمان درسم را هم می‌خواندم. جنگ که تمام شد در دانشگاه هوافضای اصفهان قبول شدم. سه چهار ترمی که خواندم به ما گفتند که یا باید تعهد ۳۰ساله بدهید یا انصراف. راستش را بخواهید روحیه‌ام با این‌گونه زندگی همراه نبود و حوصله نظامی‌گری نداشتم برای همین انصراف دادم و یک دیپلم دیگر در رشته تجربی گرفتم. در رشته پزشکی شرکت کردم و سال۶۹ در رشته دندان‌پزشکی دانشگاه مشهد قبول شدم. سال۷۵ فارغ‌التحصیل شدم و از آن به بعد کار طبابت را شروع کردم. در این بین مطالعه آزاد زیاد داشتم تا اینکه دیدم با این‌کار قانع نمی‌شوم و خاستگاه ذهنی‌ام چیز دیگری است. رفتم سراغ رشته پزشکی جامعه‌نگر. به مباحث جامعه‌شناسی علاقه داشتم و همین شد که رفتم سراغ پزشکی اجتماعی و در زمینه بیماری‌هایی که سلامت جامعه را تهدید می‌کنند مانند اعتیاد کار تحقیق و پژوهش خود را شروع کردم.
مسائل جامعه از آن دست مسائلی هستند که باید به موقع به آن‌ها رسیدگی کنیم. داستان جامعه مثل داستان آن فردی است که کنار رودخانه نشسته بود و دید یک نفر در رودخانه دارد غرق می‌شود. رفت و نفر اول را نجات داد. باز دید یک نفر دیگر در آب افتاده نفر دوم را هم نجات داد. باز دید نفر سوم و چهارم در آب افتاده‌اند. رفت ببیند که ماجرا چیست. دید یک نفر روی پل ایستاده و هرکس که از آن مسیر رد می‌شود هل می‌دهد توی آب. دست آن یکی را گرفت و از روی پل رد کرد. حالا به‌نظر من مسائل جامعه هم همین است و نیاز به درمان از سرچشمه را دارند. مسائل جامعه نیاز به رسیدگی دارند و باید روی دغدغه‌ها و آسیب‌های اجتماعی ریشه‌ای کار شود.

یک دندان‌پزشک حقوق‌دان
بعد از آن رفتم سراغ رشته حقوق. فکر می‌کنم حقوق یک شمشیر دولبه است. پزشکی که حقوق بداند کم داریم و البته قاضی‌ای که پزشکی بداند هم خیلی کم است. در بحث‌های پزشکی به‌‌دلیل ندانستن حقوق خیلی وقت‌ها حق پزشکان پایمال می‌شود. این شد که رفتم سراغ این رشته. به‌نظرم دانستن حقوق برای همه ضرورت دارد. حقوق، هم به درد زندگی شخصی می‌خورد و هم به درد کار.
بعد از آن احساس کردم که مسائل سیاسی جامعه برایم جذابیت دارد. در مرحله اول مدرک کارشناسی‌ارشد علوم سیاسی را گرفتم و بعد از دفاع پایان‌نامه در سال۹۴ دوبار برای دکتری شرکت کردم و قبول نمی‌شدم. تا اینکه بالأخره دفعه سوم قبول شدم و الان در دکتری این رشته دفاعم را انجام داده‌ام و پایان‌نامه‌ام را که تحویل بدهم دیگر تمام می‌شود. البته این پایان دانشجویی من نیست و همچنان می‌خواهم ادامه بدهم. الان ۳۱سال است که دانشجو هستم. دوست دارم به لایه‌های اجتماع با دید کارشناسی نگاه کنم.

پولی برای خرید هواپیما ندارم
در کنار تحصیل و پشت میزنشستن در دانشگاه‌ها و رشته‌های مختلف، هم‌زمان دوره آموزشی هواپیماهای سبک را هم گذراندم ولی نه پولی برای هواپیما خریدن دارم و نه وقتی برای پرواز. از آنجایی که اشتیاق یادگیری در وجود من تمام نمی‌شود فقط خواستم وقتی در هواپیما هستم بیشتر بفهمم که آن بالا چه خبر است! فعلا بیاییم سراغ همین دندان‌پزشکی!

بیمار همین که درد دارد کافیست
درحال مصاحبه که هستیم چند نفری برای معاینه بدون وقت قبلی به مطب مراجعه می‌کنند. دکتر ساقی از ما عذرخواهی می‌کند و سراغ بیماران می‌رود و با لبخند از آن‌ها استقبال می‌کند. از لابه‌لای صحبت‌هایش با یک بیمار متوجه می‌شوم که ظاهرا شرایط مالی خوبی ندارد و جالب اینکه دکتر قبول می‌کند اقساطی دندان‌هایش را درمان کند. بیمارش که می‌رود کمی در خودش فرو می‌رود. انگار ناراحت است. می‌گوید: به‌نظر من رابطه مالی بین پزشک و بیمار باید قطع شود و بدون هیچ دغدغه مالی پزشک برای بیمار زمان بگذارد، نه اینکه بخواهد زودتر کار یکی را تمام کند که برود سراغ بیمار بعدی تا درآمد بیشتری داشته باشد. این رابطه مالی باعث خدشه بین این دو نفر می‌شود. متأسفانه طبیب‌بودن با این روند روز به روز دارد کمرنگ می‌شود و این واژه مقدس آلوده به مسائل مالی می‌شود. به نظر من بیمار جز درد، نباید دغدغه دیگری داشته باشد، اما متأسفانه در بیشتر موارد می‌بینیم که دغدغه مالی بیشتر از درد و بیماری به او فشار می‌آورد.

می‌گوید خرج دوا و دکترت شود
پس از اینکه از پزشکانی که مراعات حال مریض را نمی‌کنند گله می‌کند، می‌گوید: البته ما در حوزه درمان مشکل فرهنگ‌سازی هم داریم. تا وقتی درد به استخوان نرسد مردم دنبال درمان نمی‌آیند، ولی هر سال مبل عوض می‌کنند و پرده نو می‌خرند، غافل از اینکه توجه به درمان از همه این‌ها مهم‌تر است. البته از قدیم هم متأسفانه این ضرب‌المثل بوده که وقتی یکی رضایت نداشته پولی به کسی بدهد می‌گوید خرج دوا و دکترت بشود یک جوری مردم این نوع خرج‌کردن را پول زور می‌دانند.
مردم پول چیپس و پفک را که برای بدن و دندان‌ها مضر است به‌راحتی می‌پردازند ولی حاضر نیستد حداقل هزینه‌ای را برای خرید یک مسواک بدهند که تا ۶ماه می‌توانند از آن استفاده کنند. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «دو چیز خیلی گران بهاست یکی امنیت و یکی هم سلامت.» سلامت را در حد امنیت آورده‌اند و تا به این اندازه به آن اهمیت داده‌اند.

پزشک خوب هم داریم
البته این را هم بگویم این هجمه‌ای را که اکنون در فضاهای مجازی به جامعه پزشکی وارد می‌شود قبول ندارم. اینکه می‌گویند همه پزشک‌ها برای پول کار می‌کنند درست نیست. همان‌طور که ما یک معلم، یک معمار و یک فروشنده خوب داریم؛ یک پزشک خوب هم داریم اما در هر کدام از این مشاغل ممکن است کسانی باشند که به‌درستی وظایف خود را انجام ندهند. آنچه بسیار مهم است اعتماد بین پزشک و بیمار است.

همه پزشکان پولدار نیستند
این تفکر که همه پزشک‌ها پولدار هستند و زندگی‌های لاکچری دارند هم واقعا درست نیستند. سختی‌هایی که در مسیر یک پزشک قرار دارد تا کارش به ثبات برسد بسیار زیاد است. اکنون دختر خودم در نقطه صفر مرزی در حال خدمت است. در ۳۰سالگی تازه می‌شود دندان‌پزشکی که باید از صفر شروع کند. تا بیماران او را بشناسند و بخواهد جایی را برای درمان در اختیار داشته باشد می‌شود ۴۰ساله. علاوه بر این‌ها جذب بیمار مدت‌ها زمان می‌برد. همین الان در این مجموعه ما یونیت خالی زیاد داریم و چندین دندان‌پزشک می‌توانند مشغول به‌کار شوند اما کو مراجعه‌کننده که بخواهد فرصت شغلی ایجاد کند.

آدم‌هایی که مسیر زندگی را تغییر می‌دهند
گذشته از بحث‌های مالی بعضی وقت‌ها خداوند آدم‌هایی را در مسیر آدم می‌گذارد که به او خیلی کمک می‌کنند و مسیرش را تغییر می‌دهند. یکی از این آدم‌های زندگی من آقای اکبری بود که من را با بنیاد خیریه نورآوران سلامت آشنا کرد. این گروه مناطق محروم را شناسایی می‌کنند و چندین ماه زحمت می‌کشند و تجهیزات را مستقر می‌کنند و بعد ما برای درمان به نوبت آنجا حضور پیدا می‌کنیم. تا به حال حدود ۳۷سفر استانی با این گروه رفته‌ام و در بیشتر استان‌های کشور بوده‌ایم. از منطقه قصرقند بگیرید تا مراوه تپه‌گلستان. در حاشیه شهر مشهد و مراکز بهزیستی و مدارس محروم هم حضور داشته‌ایم. ۲کانتینر داریم که در آن مراجع‌کنندگان را ویزیت می‌کنیم و در حد توان آنجا کارهایشان را انجام می‌دهیم اگر نیاز به کاشت دندان و حتی نیاز به دندان مصنوعی هم باشد افراد را به دیگر مراکزی که هست معرفی می‌کنیم که کارشان راه بیفتد. کشیدن، پرکردن، جرم‌گیری، قالب‌گیری، عصب‌کشی و خیلی از کارها همان جا انجام می‌شود.
در زمان بحران‌ها هم سعی کرده‌ایم جزو اولین گروه‌هایی باشیم که در محل حادثه حضور پیدا می‌کنند. در زلزله سرپل ذهاب برای بحث‌های درمانی به مناطق زلزله‌زده رفته بودیم اما همه کار می‌کردیم. خدا توفیق داد که اولین آشپزخانه گرم را راه‌انداختیم و روزانه ۳هزار پرس غذا تهیه می‌کردیم. از امدادرسانی به حادثه‌دیدگان تا شناسایی روستاهایی که تخریب شده بودند در مناطق زلزله‌زده انجام می‌دادیم. مهم این بود که بتوانیم کاری بکنیم. در این مواقع باید ببینی خدا برایت چه مقدّر می‌کند. کافی است خودت را دست او بسپاری و دستت را دراز کنی. باران رحمت خدا برای همه می‌بارد و به ما بستگی دارد که چقدر بتوانیم جمع کنیم. گاهی خودمان، خودمان را از رحمت الهی محروم می‌کنیم.
به نظر من وقتی که ما به این مناطق می‌رویم بیشتر به خودمان کمک می‌کنیم. نمی‌دانید که چقدر حالم خوب می‌شود. اصلا انگار خستگی معنی ندارد. در یک شیفت کاری ۳۰-۴۰ نفر را ویزیت می‌کنیم ولی اصلا انگار نه انگار که کار کرده‌ایم. گاهی شده که تا پاسی از شب بیدار بوده‌ایم و بیماران را ویزیت کرده‌ایم اما خسته نشده‌ایم.

انگار خدا همه چیز را می‌چیند
لحظاتی که در مناطق محروم مشغول به خدمت‌رسانی هستیم همه‌اش عشق است و خاطره. ثانیه به ثانیه‌اش حرف برای گفتن دارد. انگار خدا خودش همه چیز را کنار هم می‌چیند. در خاطرم هست سمت مراوه‌تپه که بودیم بچه‌ای ۸ یا ۹ ساله را آوردند که فکش شکسته بود. سه روز بود که این بچه از درد شکستگی رنج می‌برد. تمام دندان‌هایش خرد شده بود و در این سه روز هیچ نخورده بود. ضعف داشت طفلی. خدا خواست و کمکش کردیم. لبش را بخیه زدیم و بستیم. ریشه‌های شکسته‌اش را درآوردیم و خدا را شکر کارش راه افتاد.
به قدری شکستگی وخیم بود و اوضاع بدی داشت که این بچه را هیچ جا قبول نکرده بودند و کار خدا بود که کارش به ما رسید. تا دلتان بخواهد از این داستان‌ها داریم. بچه‌هایی که از روی موتور افتاده‌اند و دندان‌های شکسته دارند و درست می‌شود، یا دختری که دم‌بخت است و به‌دلیل نداشتن یک لبخند زیبا امکان ازدواج ندارد و با درست کردن دندان‌هایش زندگی‌اش تغییر کرده است.

پزشکی تجارت نیست
به نظر من پزشکی یک تجارت نیست و قداست دارد. اینکه دم در اتاق هر پزشکی یک کارت‌خوان باشد اصلا خوب نیست مگر اینجا بنگاه است! دلسوزتر از پزشک برای بیمار نداریم و محرم‌تر از پزشک هم برای بیمار نیست. خیلی وقت‌ها شده که بیماری حرفش را به اعضای خانواده‌اش نگفته اما با یک پزشک درد دل کرده است.

یک گفت و گوی خودمانی
خاطره‌گویی‌های دکتر ساقی که تمام می‌شود جای چند سؤال در ذهنم باقی می‌ماند. دکتر سریع سراغ یکی از بیمارانش می‌رود و اول از همه بابت صبری که داشته تشکر می‌کند و عذرخواهی برای منتظر ماندن. بیمارش که گفت‌وگوی ما را می‌شنید لبخندی می‌زند و می‌گوید: «از صحبت‌ها و خاطرات شما استفاده کردم!» تا دکتر دست به ابزار می‌برد، می‌گویم: «هنوز کارم تمام نشده و چند سؤال دیگر هم دارم.» می‌گوید:«سریع بپرس.» در ادامه صحبت‌های کوتاه من و دکتر ساقی را می‌توانید بخوانید.

در خانواده شما فرد دیگری هم سراغ پزشکی رفت؟
نه. فقط من به دنبال این رشته رفتم و الان هم که دخترم مسیر مرا انتخاب کرده است.

حتما زمان دانشجویی برای تأمین هزینه‌ها کار هم می‌کردید؟
آن‌زمان رسم بود که همه کار کنند. تو رو خدا هندی‌اش نکنید ماجرا را.

چقدر با بیماران هم‌دردی می‌کنید؟
برای اینکه احساس درد را بفهمم و بدانم که بیماران وقتی که زیر دست من هستند چه حالی دارند، یک بار خودم دندانم را کشیدم تا بفهمم که بیماران چه حسی دارند.

تا به حال شده از کاری پشیمان بشوید؟
پشیمانم از کارهایی که نکرده‌ام. آن‌هایی که می‌توانستم انجام دهم ولی به هر دلیلی نشد که بشود.

چه کارهایی؟
شاید مناطق محروم بیشتری می‌توانستم بروم یا در مدت زمانی که آنجا حضور داشته‌ام بیماران بیشتری می‌توانستم ویزیت کنم و نکرده‌ام.

چه چیز دنیا برای شما جذاب است؟
دنبال ندیده‌ها هستم. سفر برای من همیشه جذابیت دارد.

چه اتفاق خاصی از سفرهایی که به مناطق محروم داشته‌اید برای شما جالب بوده است؟
خیلی از بچه‌ها انگیزه برای درس خواندن پیدا کرده‌اند تا پزشک شوند و به دیگران کمک کنند که این برایم خیلی جذاب است.

رابطه شما با بیماران چگونه است؟
با بیمارانم دوست می‌شوم تا احساس راحتی داشته باشند.

و تعریف شما از یک دندان‌پزشک؟
خیلی از بیماری‌ها را یک دندان‌پزشک با معاینه می‌تواند تشخیص دهد. دندان‌پزشک‌ها حتی در معاینه افرادی که اعتیاد دارند و نوع مواد مصرفی را هم می‌توانند تشخیص دهند، زودتر از هر آزمایشگاهی!

چه زمان‌هایی احساس خستگی می‌کنید؟
هیچ وقت از کار خسته نمی‌شوم، اما نامردمی‌ها و نامردی‌ها خسته‌ام می‌کند.

دندان‌پزشک‌ها دندان‌های خوبی دارند؟
در بیشتر موارد می‌توانم بگویم بله. مگر اینکه کسانی باشند که قبل از دندان‌پزشک شدن دندان‌های خرابی داشته باشند که البته بعد از پزشکی آن‌ها را درمان می‌کنند.

به دندان‌پزشک مراجعه کرده‌اید؟
بله من هم مثل همه به دندان‌پزشک مراجعه می‌کنم چون قطعا خودم نمی‌توانم روی دندان خودم کار درمان انجام دهم.

از آن پدرهایی هستید که به‌خاطر حرفه‌اش به بچه‌ها سخت بگیرید؟
نه، من همیشه به فرزندانم می‌گویم هرچه می‌خواهید بخورید ولی یادتان نرود که حتما مسواک بزنید.

منبع:دندانه

 

تعداد اندودنتیست‌های ایران طی ۲۰ سال ۱۰ برابر شده است و امروز بسیاری از دانشگاههای تیپ دو ایران نیز متخصصان درمان ریشه دندان تربیت می‌کنند.

رئیس انجمن اندودنتیستهای ایران گفت: کشور ما با وجود هزار دندانپزشک متخصص درمان ریشه دندان در این رشته بسیار قوی است.
دکتر محمدحسین نکوفر در نخستین همایش بین المللی صدمات دندانی و دومین سمپوزیوم انجمن اندودنتیستهای ایران در مشهد افزود: هم اینک با توجه به دستاوردهای علمی دندانپزشکان ایرانی، به لحاظ علمی از ظرفیت و توان بسیار خوبی در این عرصه برخوردار هستیم.

وی گفت: این در حالی است که ۲۰ سال پیش تعداد اندودنتیست‌ها در ایران بسیار کمتر و حتی زیر ۱۰۰ نفر بود.
رئیس انجمن اندودنتیستهای ایران با اشاره به ظرفیتهای این انجمن به عنوان قدیمی‌ترین و نخستین تشکل تخصصی دندانپزشکی کشور افزود: امروز باقدرت و توان بالا در این حوزه فعالیت می‌کنیم و در سطح علمی نیز در بسیاری از زمینه‌ها تحولات خوبی صورت گرفته است.

وی ادامه داد: رشته و تخصص درمان و جراحی ریشه دندان با سرعت زیاد در سطح دانشگاههای ایران با همت پیشکسوتان از طریق دانشگاههای اصلی و تیپ یک گسترش یافته و امروز بسیاری از دانشگاههای تیپ دو ایران نیز متخصصان درمان ریشه دندان تربیت می‌کنند.
دکتر نکوفر گفت: این متخصصان به کادر هیات علمی و نیز درمانی کشور افزوده می‌شوند و همچون گذشته فقط به عنوان کادر هیات علمی تربیت نمی‌شوند بلکه به حوزه درمان نیز ورود یافته و کار درمانی می‌کنند.

وی افزود: نسبت به درمان و معالجه ریشه به سطح خوبی رسید‌ایم و جمعیت متخصصان پاسخگوی نیاز تخصصی است به شرط آنکه نظام ارجاع کار خود را به درستی انجام دهد.
رئیس انجمن اندودنتیستهای ایران ادامه داد: موضوعی که موجب شده امروز آمار بیماران این حوزه روز به روز بیشتر شود آن است که در حوزه کنترل پوسیدگیهای دندانی موفق عمل نشده لذا باید به بحث پیشگیری با جدیت پرداخته شود.

منبع:دندانه

 

«تیمورتاش» از نردین تا بروکسل

گزارش: محمدحسین عابدی/ خبرگزاری مهر
بدرالزمان تیمورتاش برای سپید پوشان عرصه بهداشت و درمان نامی آشنا است نخستین دندانپزشک زن ایرانی که‌زاده روستای کوچک اما باصفای نردین میامی در شرق استان سمنان امروزی و در قلب ولایت خراسان روزهای دور که زندگی پرفرازونشیبش امروز الهام‌بخش بسیاری از پزشکان جوان روزگار ما است. بانوی ایرانی که علاقه به درس خواندن، او را از نردین و سپس بجنورد، به بلژیک و فرانسه برد و پس از عدم موافقت خانواده در اعزامش به جمهوری خلق کنگو در قلب افریقا، مشهد را برای زندگی برگزید و تا پایان عمر در این شهر زیست. امروز نام او بر سر در دانشکده دندانپزشکی و سالن آمفی‌تئا‌تر دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد خودنمایی می‌کند بانویی که اما در زادگاهش کسی او را نمی‌شناسد.

[صفحه دکتر بدری تیمورتاش در ویکی‌پدیا]

درباره دکتر بدری تیمورتاش، از اولین زنان دندانپزشک ایران
درباره دکتر بدری تیمورتاش، از اولین زنان دندانپزشک ایران

تیمورتاش جامعه پزشکی را به تحسین واداشت
زمانی که برای تهیه گزارش از سفر یک‌روزه وزیر بهداشت در اختتامیه طرح نورآوران سلامت پای به روستای نردین در شرقی‌ترین نقطه استان سمنان می‌گذاشتم، نمی‌دانستم قرار است باشخصیتی آشنا شوم که جامعه پزشکی ایران را به تحسین واداشته است، روستایی ساده، محروم که حتی یک ساعت آب شرب در طول روز برایشان مهیا است و ارتزاق مردمان ساده‌دلش از راه کشاورزی و دامداری تأمین می‌شود.
پیچ‌وتاب جاده می‌امی-نردین کمی سخت می‌گذرد شاید فاصله زیاد این روستا از شهرستان‌های شاهرود و میامی باعث کلافگی صبحگاهیمان است آن‌هم در صبح سرد پائیزی جایی که باید دستی بر بخار روی شیشه خودرو کشید تا نخستین تصویر از روستا را می‌ه‌مان چشمان کرد.
آن‌قدر‌ها هم کوچک نیست نامش پنج حرف دارد مردمش صد‌ها حرف اینجا ترکیبی زیبا از خشت، گل، سادگی، قدمت، غنا و البته محرومیت است؛ اینجا روستای نردین است.

اینجا تیمورتاش نامی آشنا است
امید دارم بتوانم از اهالی این روستا اطلاعاتی درباره بدرالزمان تیمورتاش بیابم و پس از لختی استخوان نرم کردن راسته پرشیب روستا را طی می‌کنم در نخستین گام اما نخستین غافلگیری به انتظار ما است، ندای «لااله‌الاالله» سخن از تشییع یکی از افراد درگذشته روستا را می‌دهد آن‌هم در روستایی که همه باهم آشنا هستند پس نباید کسی را برای مصاحبه یافت شاید بد‌ترین زمان نصیبم شده است.

کمی طول می‌کشد تا فردی را برای مصاحبه پیدا کنم، «اهل این دیارم اما تابه‌حال تنها نامش را شنیدم آن‌هم از پدرم» تنها چیزی است که از تیمورتاش می‌داند اما خوشحالم چون این نخستین فردی بود که با او هم‌صحبت می‌شوم.

محسن فرامرزی نام دارد، چند سالی مانده تا موی سپید چهل‌سالگی روی شقیقه‌اش بنشیند می‌گوید: اینجا بسیاری او را می‌شناسند اما تنها در حد همین‌که نامش را بدانند، پدر می‌گفت خواهر تیمورتاش معروف بود وزیر دربار رضاخان کسی که هشت سال در دربار خدمت کرد اما کسی از بدرالزمان خاطره‌ای ندارد در کودکی نردین را ترک کرده‌اند فقط می‌دانیم پدرش حاکم این ولایات بوده است.
آن‌طور که دستگیرم شد، تیمورتاش‌ها از طایفه‌های معروف هستند اما اکثرشان برای تحصیل و زندگی از اینجا رفته‌اند بسیاریشان دکتر، مهندس، یا در پایتخت زندگی خوبی دارند یا خارج از کشور اقامت کرده‌اند.

اطلاعات زیادی از او در دسترس نیست
کمی جلو‌تر، این بار خانمی مسن که به‌سختی فارسی سخن می‌گوید، کمی ترکی می‌دانم آن‌هم به خاطر ریشه مادری‌ام که به خراسان بازمی‌گردد به‌سختی می‌توانم بفهمم که می‌گوید: بدری کوچک بوده که رفتند آن‌هم حدود صدسال پیش.

دخترش که اطرافیان او را هم مادربزرگ صدا می‌زنند می‌گوید: نام پدرش حاج کریم دادخان تیمور تاش بوده است از‌‌ همان بچگی چون متمول بودند همه فرزندانش را فرستاد خارج و خودش هم رفت و شد والی بیرجند به این خاطر اطلاعات چندانی از او نیست.
وقتی که صحبت‌های مشابه را از عضو شورای اسلامی روستای نردین شنیدم برایم مسجل شد که باید سرنخ‌های زندگی بدرالزمان تیمور تاش را در جایی جز زادگاهش بجویم.

شاهرودی‌ها هم او را نمی‌شناسد
نخستین کسی که در شاهرود برای اخذ اطلاعات درباره دکتر تیمورتاش به سراغش می‌روم، رئیس نظام پزشکی شهرستان است کسی که سال هاست نامش آشنا در طبابت و آزمایشگاه دارد و پزشکی نامی است.
از سخنان دکتر صالحی مقدم نیز بوی غربت بدرالزمان تیمور تاش می‌آید می‌گوید: «اصلا نام و اطلاعاتی از او نیست و ما شاید تنها نامش را شنیده باشیم در همین حد.»
یک دنیا غربت برای زنی که یک دنیا را به تحسین وا داشته است این بار تیر خلاص را بر پیکر این گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شاهرود می‌زند که می‌گوید: هیچ اطلاعاتی درباره این بانو وجود ندارد اگر چیزی می‌خواهید باید بروید دانشگاه علوم پزشکی مشهد و یا دانشکده دندانپزشکی این دانشگاه.

تیمور تاش اقوامی در شاهرود دارد
در ‌‌نهایت سرنخ موجود از اقوام و خویشاوندان نخستین بانوی دندانپزشک ایرانی ما را به عموزاده بدرالزمان تیمورتاش می‌رساند این بار وقتی تلفنی با وی قرار مصاحبه را می‌گذاشتم به یاد ارشمیدوس افتادم که فریاد می‌زد «اورکا… اورکا…» بالاخره یک نفر او را در این شهر شناخت آن هم عموزاده‌ای که بیش از نیم قرن زندگی موی سپید را بر شقیقه برایش به ارمغان آورده و به اذعان سایر برادر‌هایش، تاریخ گویای خاندان تیمور تاش است.

شهاب تیمور تاش داستان را از برادر بدرالزمان، یعنی عبدالحسین خان تیمورتاش، وزیر درباره رضاخان آغاز می‌کند فردی که از ولادت او را حدود سال‌های ۱۲۶۵ می‌دانند و زندگی پرفراز و نشیبش داستانی به بلندای شب یلدا دارد شهاب می‌گوید «بدرالزمان یا آن طور که در فامیل صدایش می‌زدند، بدری خواهر کوچک‌تر عبدالحسین خان تیمور تاش بود ولادتش را ۱۲۸۰ نوشته‌اند اما در این تاریخ‌ها اختلاف بسیار است هنوز هم نمی‌توان به قطع گفت چرا که به عنوان مثال عبدالحسین خان برای اینکه بتواند در انتخابات سنا شرکت کند شناسنامه‌اش را پنج سالی دست کاری کرده بود».
اشاره تیمورتاش به برهه از زمان است که هنوز رضاخان بر سرکا نیامده، بهبوهه مشروطه روبه اتمام است و عبدالحسین خان پس از سال‌های ۱۲۸۰ تا کودتای ۱۲۹۹ از مدرسه عالی شوروی که مخصوص فرزندان سران کشورهای منطقه بوده است فارغ التحصیل شده و به عنوان افسری جوان به ایران باز می‌گردد در‌‌ همان زمان است که بدرالزمان نیز برای تحصیل به بروکسل فرستاده می‌شود.

پدر بدری مردی روشن فکر بود
همیشه برایم سوال است که در سال‌های پایانی قرن سیزدهم چگونه یک پدر اجازه می‌دهد دخترش به تنهایی به اروپا برود شهاب درباره این سول چنین می‌گوید: حاج کریم دادخان مرد بزرگی بود کسی که نایب ولایه بجنورد امروزی (یا‌‌ همان یارمحمدخان سهام الدوله) بود و با پایان بخشیدن به قائله و شورش بیرجند توسط شوکت الملک خراسانی، لقب سردار معظم را دریافت کرده بود.

تیمور تاش که گویا از بیان خاطرات خانوادگی احساس خوبی دارد، می‌گوید: پدر بدری علاقه شدید به فرزندانش داشت سه فرزند، دو پسر و یک دختر که عبدالحسین خان بزرگ‌ترین آن‌ها بود که به شوروی رفت، با مشورت عبدالحسین خان، بدری هم ابتدا به سوربون فرانسه و سپس به بروکسل بلژیک رفت اما فرزند سوم هیچگاه نه در سیاست وارد شد و نه در ‌‌نهایت فردی نامدار شد.

اما نکته جالب در این بین آن است که بدرالزمان در پایان تحصیل خود در رشته پزشکی و فارغ التحصیلی از اروپا قصد سفر به جمهوری کنگو در قلب آفریقا را دارد و به اصرار خانواده به ایران باز می‌گردد شاید این امر تنها نقطه اختلاف بدرالزمان با پدر باشد.

درباره دکتر بدری تیمورتاش، از اولین زنان دندانپزشک ایران
درباره دکتر بدری تیمورتاش، از اولین زنان دندانپزشک ایران

بدری پس از بازگشت به ایران به مشهد رفت
داستان ورود بدرالزمان به ایران نیز شنیدنی است، شهاب تیمورتاش در این باره روایت می‌کند: پس از اینکه از سفر به آفریقا توسط خانواده منع شد به ایران آمد و پس از ورود به مشهد در سال۳۴ یا ۳۹، دانشکده دندانپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد را راه اندازی کرد.

درباره اقدامات نخستین دندانپزشک بانوی ایرانی خیلی کنجکاوم، شهاب می‌رود سر اصل مطلب و توضیح می‌دهد: «بدری به دو اصل بسیار معروف بود یکی نخستین بانوی دندانپزشک ایرانی و دوم، کمک به دانشجویان بی‌بضاعت که نمی‌توانستند هزینه تحصیل را بپردازند و این اقدامات باعث شد تا در ‌‌نهایت سالن آمفی تئا‌تر و کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی مشهد به نام وی نامگذاری شود».

با نگاهی به سامانه اینترنتی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه مشهد می‌توان دریافت، ساختمانی که آن روز‌ها بدرالزمان تیمورتاش بنا نهاد امروز در زمره بهترین‌ها در کشور با ۱۱۵استاد، ۳۶دانشیار، ۵۷ استاد یار، بیش از چهار هزار دانشجو است که در یازده گروه آموزشی مانند ارتودنسی، کودکان و… مشغول به تحصیل هستند شاید امروز جای بدری دز این دانشگاه بیش از پیش خالی است.

بدری زنی مقاوم بود
به زندگی نامه بدرالزمان تیمور تاش باز می‌گردم، عمو‌زاده این نخستین بانوی دندانپزشک ایرانی درباره کودکی وی هم می‌گوید: در دبستان ژاندارک تحصیل می‌کرد و در اوایل دهه بیستم زندگی‌اش به خارج از کشور رفت درباره فعالیت‌های وی در اروپا اطلاعات چندانی نیست اما با اطمینان می‌توان گفت نه جزء گروه‌های سیاسی بود و نه در جنبش‌های مدنی، اجتماعی و آزادیخواهانه تازه شکل گرفته در فرانسه و بلژیک آن روز‌ها پیوسته بود فقط و فقط درس و علم.

شهاب می‌گوید: شخصیتی جالب داشت از روی نوشته‌های پدرم می‌توانم بگویم عاشق خدمت به مردم بود همه وقتش را صرف علم می‌کرد از او کتاب‌های بسیار زیادی مانده است اما جزواتش بسیار معروف هستند هرچند باید بگویم شاگردان وی امروز شاید از خودش نیز معروف‌تر هستند و این خود نوعی طنز روزگار است.

وی ادامه می‌دهد: اما در ‌‌نهایت کم نام و نشانی بدرالزمان و یا حتی ایران، دختر عبدالحسین تیمورتاش به واسطه مورد غضب قرار گرفته شدن وی توسط رضاخان بود با اینکه تیمورتاش هشت سال در مقام وزارت دربار قزاق چکمه پوش خدمت می‌کرد اما در ‌‌نهایت حسادت اطرافیانش باعث شد تا مقتول زندان قصر نام بگیرد و در ادامه خاندان تیمور تاش از سر زبان‌ها بیافتد.

شاگردان تیمور تاش امروز پزشکان معروفی هستند
از بدالزمان تیمورتاش شاگردان بسیاری مانده است که شاید معروف‌ترین آن‌ها، دکتر صحافی دندانپزشک نامدار مشهدی باشد هرچند گفتگو با چنین پزشکی بسیار سخت است اما چند جمله‌ای از وی برای تکمیل این گزارش کفایت می‌کند «تیمورتاش برای همه ما نقش خواهر بزرگ‌تر را داشت بسیاری از دانشجویان آن دوران، درس و کار امروی خود را مدیون آن مرحومه هستند هنوز هم پزشکان زیادی هستند که در خواجه ربیع مشهد به دیدار مزار او می‌روند».

وی ادامه می‌دهد: «بانوی بسیار خوبی بود خیلی‌ها مدیونش هستند هیچگاه ازدواج نکرد و تمام زندگی‌اش را وقف کار و پزشکی کرد».

نقل قول دیگری از دکتر امیری درباره تیموتاش در دسترس است، پزشکی که در مشهد این روز‌ها بسیار معروف است و در دانشگاه علوم پزشکی مشهد ید طولایی دارد، درباره بانو تیمورتاش، می‌نویسد: «خیلی‌هایمان آن روز‌ها در شرایط سختی به مشهد رسیده بودند و در دانشکده‌ای که هیچ چیز از آن نمی‌دانستند مانند بیگانگان فضایی چشم می‌چرخاندند اما در این بین نگاه مهربان و گرم بدرالزمان تیمورتاش بود که همه‌مان را دلداری می‌داد.»

نام نیک می‌ماند از هر فرد به یادگار
در ‌‌نهایت باید گفت، تلاش‌هایم برای اخذ اطلاعات بیشتر، مجموعه مقالات، کتاب‌ها، دانشجویان شاخص و اقدامات بدرالزمان تیمور تاش از سوی روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی بی‌نتیجه ماند شاید سرنوشت تیمور تاش با گم نامی عجین است.

زنی که بی‌نام آمد، در اروپا نامی برای خود دست و پا کرد همه را به تحسین واداشت و نامش را بر تارک آسمان پزشکی ایران به عنوان نخستین بانوی دندانپزشک ایرانی ثبت کرد، برای بدست آوردن آرزویش قصد آفریقا کرد اما در ‌‌نهایت و در اوج گمنامی در مشهد درگذشت.

بدرالزمان تیمورتاش در سال ۶۸ و در حالی که بیش از هشتاد سال داشت در مشهد درگذشت وی تا پایان عمر ازدواج نکرد و از وی جز چند کتاب، نامی بر سردر کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی مشهد و شاگردان و سنگ قبری در خواجه ربیع نمانده است و چه بسا‌‌ همان نام نیک برایش از هزاران عنوان مشابه نخستین بانوی دندانپزشک ایرانی، بیشتر بماند.

منبع:دندانه

 

متخصصان دندان‌پزشکی جامعه‌نگر در میزگرد «بهداشت دهان و دندان» بیمارستان رضوی

به مناسبت روز دندان‌پزشکی تعدادی از اساتید و متخصصان دندان پزشکی در بیمارستان رضوی مشهد در یک نشست خبری از لزوم توجه به سیاست‌های پیشگیرانه در برنامه‌ریزی و سیاست‌گزاری دندان‌پزشکی کشور گفتند. روزنامه قدس گزارش کوتاهی از این نشست را همزمان با روز دندان پزشکی منتشر کرد که متن آن را در ادامه می‌خوانید:

ناشدنی است که بحث دندان و دندان‌پزشکی مطرح شود و حرفی از مشکلات بیمه، خدمات نوین و ضرورت توجه افزون‌تر به سیاست‌های پیشگیرانه به میان نیاید. میزگرد دندان‌پزشکی در بیمارستان رضوی نیز همین گونه بود و نکات جالب و ارزشمندی داشت که در روزهایی که مناسبت آن توجه ملی به «دندان» است، خواندنش خالی از لطف نیست.

چالش‌های حوزه سلامت دندان
«وضعیت توجه به سلامت دهان ودندان در کشور ما چگونه است وچه فاصله‌ای با کشورهای پیشرفته دارد؟» دکتر بهجت السادات عجمی، دندان‌پزشک کودکان در پاسخ به این پرسش خبرنگار ما می‌گوید: این مسأله در حال حاضر در کشورهای پیشرفته حل شده است، چنانکه بر اساس آماری که ۱۰ سال پیش ارایه شده، در سوئد افراد ۴۰ ساله یک دندان‌پرکرده داشتند، زیرا در کشورهای پیشرفته از‌‌ همان طفولیت بر برنامه‌های پیشگیرانه تأکید می‌شود، اما امروزه وضعیت سلامت دهان و دندان در کشور ما خوشایند نیست.
دکتر علی کاظمیان، متخصص دندان‌پزشکی اجتماعی نیز معتقد است، به طورکلی وضعیت سلامت دهان ودندان در یک جامعه به عوامل متعددی مرتبط است که از آن جمله می‌توان به دسترسی به خدمات دندان‌پزشکی اشاره کرد. به این ترتیب هرقدر زمینه این دسترسی‌ها بیشتر فراهم شود، سلامت دندان‌ها نیز بیشتر تأمین می‌شود. البته دیگر عامل مؤثر، تعیین کننده‌های اجتماعی در سلامت است، به طوری که بررسی‌های انجام شده حکایت از آن دارد که حدود ۵۰ سال پیش، میزان پوسیدگی دندان‌های کودکان کشورهای اروپایی و پیشرفته نسبت به هموطنان ما بیشتر بوده است، اما پرسش اینجاست که چگونه این جوامع وضعیت سلامت خود را ارتقا بخشیده‌اند؟ به این ترتیب بررسی‌ها نشان می‌دهد، نحوه سلامت دهان و دندان با برخورداری اقتصادی و اجتماعی نسبت مستقیم دارد. ازاین رو مقوله اقتصادی و آگاهی اجتماعی در این زمینه اثرگذار است.

پوسیدگی بیشتر در مناطق مرفه!
دکتر عجمی در ادامه یادآور می‌شود: در بررسی‌هایی که بین سال‌های ۷۶ تا۸۵ در مدارس نواحی مختلف شهر مشهد انجام شد، نشان داد، در مناطق مرفه میزان پوسیدگی‌های دندان نسبت به مناطق کم برخوردار بیشتر بود و در مقابل نیز در مناطق کم برخوردار کودکان به دلیل ضعف در تغذیه، دچار مشکلاتی در سلامت لثه‌ها بودند.
دکتر کاظمیان نیز تأکید می‌کند: از عوامل نگران کننده در سلامت دندان اقشار برخوردار جامعه، شیوع پوسیدگی‌زایی تغذیه است که به دلیل غذاهای نرم همانند فست فود‌ها و مصرف شیرینی‌ها رخ می‌دهد و در اقشار کم‌برخوردار ضعف دسترسی به خدمات دندان‌پزشکی، مسأله‌ای قابل تأمل است.
دکتر فرامرز بابازاده، جراح فک و صورت هم اعتقاد دارد، به دلیل تغییر الگوی تغذیه واستفاده از مواد غذایی نرم، شکل فک انسان‌ها به مرور زمان تغییر کرده، به طوری که در حال حاضر دندان عقل به عنوان عنصر بی‌فایده بوده ویا در فک مخفی است، به این ترتیب در حال حاضر حدود ۹۸ درصد دندان‌های عقل نیاز به جراحی دارند.

اثرگذاری خانواده
«کودکان از گروه‌هایی هستند که با مشکلات سلامت دهان و دندان مواجهند، برای کاهش این مشکلات چه باید کرد؟»
دکتر فریناز نوربخش، متخصص دندان‌پزشکی کودکان در پاسخ می‌گوید: خانواده‌ها باید توجه کنند در سلامت دندان‌های کودکان غفلت از نگهداری دندان دیده می‌شود، زیرا والدین تصور می‌کنند این دندان شیری است واهمیتی برای حفاظت آن قایل نیستند. درحالی که این دندان‌پایه سلامت دندان‌های کودک است. دکتر عجمی نیز معتقد است، در سال‌های اخیر بحث طرح تحول سلامت دندان‌پزشکی مطرح شده که امیدوار کننده است. در این برنامه بر پیشگیری از مشکلات دندان‌پزشکی کودکان زیر دوازده سال تأکید می‌شود که با اجرای مطلوب ونظارت کافی می‌تواند در تأمین سلامت دندان‌ها مؤثر باشد، زیرا‌گاه شاهدیم در مراکز درمانی برای فلورایدتراپی از نیروهای غیرمرتبط استفاده می‌شود.

پیشگیری از دوران کودکی
«چند سالی است که بر پیشگیری در عرصه دندان‌پزشکی تأکید می‌شود، برای موفقیت دراین زمینه چه باید کرد؟»
دکتر نوربخش در پاسخ می‌گوید: برای موفقیت در این باره باید از کودکی شروع کرد و این می‌سر نمی‌شود مگر وقتی که سطح دانش اطرافیان کودک رشد داشته باشد. بنابراین در جوامع پیشرفته از دوران بارداری به این مسأله تأکید می‌شود و به مادران و اطرافیان در خصوص مراقبت از دندان‌های طفل آموزش می‌دهند. همچنین از عوامل مؤثر در پوسیدگی دندان‌های کودکان وجود میکروب «استرپتوکوک موتانس» است که به طور طبیعی پس از حدود ۶ ماه از تولد، در دهان فعال می‌شود. چنانکه‌گاه در کودکان شاهد رویش دندان‌هایی پوسیده هستیم، بنابراین هرقدر زمان ورود این میکروب در کودک بیشتر شود، علایم پوسیدگی دیر‌تر بروز می‌کند. البته در جهان این معضل دیده می‌شود، چنانکه بنابر بررسی‌های انجام شده ۶۰ درصد کودکان ۶ ماهه تا ۶ ساله آمریکایی دندانی پوسیده داشتند و این میزان در کشور فنلاند به پنج درصد می‌رسد.

افزایش سواد سلامت دانش‌آموزان
«از حلقه‌های مؤثر در پیشگیری از بیماری‌های دهان و دندان که در وزارت بهداشت به آن توجه شده، تأکید بر افزایش سواد سلامت دانش آموزان در این مقوله است. آیا دانش مربیان بهداشت ما برای این آموزش‌ها کافی است؟»
دکتر عجمی، استاد دانشگاه می‌گوید: به طور علمی باید این وضعیت فراهم باشد، اما بنابر شواهد و تجربیات موجود، این شرایط فراهم نیست، چنانکه ما در تعامل با مدارس در زمینه آموزش‌های بهداشت شاهدیم که برای نمونه از یک جمع ۶۰ نفره مربیان بهداشت تنها یک نفر تحصیلکرده این رشته است و بقیه تخصص‌های غیرمرتبط دارند. همچنین از این تعداد تنها ۱۰ نفر علاقه‌مند به حرفه خود بوده و با جدیت بر سلامت دانش آموزان تأکید می‌کنند.

بیمه توجیه ندارد
دکتر علی کاظمیان با اشاره به اینکه در بسیاری از مناطق دنیا خدمات دندان‌پزشکی قابل بیمه شدن نیست، می‌افزاید: با توجه به اینکه پوسیدگی دندان دومین بیماری شایع در کل دنیاست، از این‌رو تقریباً همه افراد با خدمات دندان‌پزشکی سر و کار دارند و با توجه به تقاضای بالای مردم، پوشش بیمه‌ای این خدمات توجیه اقتصادی ندارد. به این ترتیب جا دارد خدمات بیمه‌ای بر سلامت دهان و دندان کودکان متمرکز شود.

منبع:دندانه

 

پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی مشهد ماده رمینرالیزه کننده و ضدپوسیدگی دندان طراحی و تولید کرده اند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، مرکز خراسان رضوی، بنابر اعلام دانشگاه علوم پزشکی مشهد، گروهی از پژوهشگران دانشکدهتولید ماده ضدپوسیدگی دندان در مشهد دندانپزشکی این دانشگاه موفق به معرفی روشی جدید و ارزان برای استخراج کازئین ماده اولیه ضدپوسیدگی دندان (فسفوپپتید) شده اند.

تولید ماده ضدپوسیدگی دندان توسط پژوهشگران دندانپزشکی مشهد
تصویر گواهی ثبت اختراع روش استخراج کازئین ماده اولیه ضدپوسیدگی دندان (فسفوپپتید)

این ماده با اتصال به پلاک دندانی، بعنوان منبعی فوق اشباع از کلسیم فسفات منجر به کاهش پوسیدگی دندان می شود.

وجود این ماده راهبردی در محصولات خوراکی مانند آدامس و محصولات بهداشتی دهان از جمله خمیردندان های ساخت داخل کشور می تواند نقش مهمی در کاهش قیمت محصولات حاوی این ماده و افزایش قدرت رقابتی خمیردندان های ساخت ایران با محصولات مشابه خارجی شود.

تولید این محصول موجب بهره مندی عموم مردم کشور از این کالای موثر و ارتقای عدالت در حوزه سلامت را ایفا نماید و دارای قابلیت صادراتی با ارزش افزوده بالا محسوب می شود.

این محصول به همت دکتر حسین باقری و دکتر عبدالرسول رنگ رزی از اعضای هیات علمی مراکز تحقیقات مواد دندانی و دندانپزشکی و دکتر فرامرزی و دکتر حجت پناه عضو این گروه تحقیقاتی طراحی و تولید شده و در مرکز مالکیت معنوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با هدف ارتقای سطح سلامت آحاد جامعه به ثبت اختراع رسیده است.

منبع:دندانه

 

با کشف جسد غرق‌به‌خون دندان‌پزشکی میان‌سال در یک خودروی شاسی‌بلند، بازپرس جنایی، کارآگاهان پلیس آگاهی و عوامل پزشکی‌قانونی توانستند در ۳۶ساعت تلاش گسترده از راز این قتل فجیع پرده بردارند.

به‌گزارش شهرآرا، ساعت حدود ۲۳: ۳۰ چهارشنبه گذشته ماموران کلانتری الهیه جسد غرق‌به‌خون مردی میان‌سال را درون یک خودروی شاسی‌بلند در بولوار الهیه بکشف می‌کنند. این فرد درحالی ازسوی عوامل کلانتری الهیه پیدا می‌شود که روی بدنش آثار جراحت‌های زیادی دیده می‌شد و خون، کف خودرو را پوشانده بود. ماموران بلافاصله بازپرس ویژه قتل و پلیس آگاهی را در جریان موضوع قرار می‌دهند.

تیم جنایی با حضور بازپرس ویژه قتل، کارآگاهان پلیس آگاهی و عوامل پزشکی‌قانونی خراسان‌رضوی در صحنه حاضر می‌شوند. بررسی‌های ابتدایی نشان داد که مردی میان‌سال با ضربات متعدد جسمی نوک‌تیز همچون چاقو به‌طرز فجیعی به قتل رسیده است. بررسی عوامل پزشکی‌قانونی مشخص کرد ۳۱جراحت در نقاط مختلف بدن این فرد وجود دارد که عمدتا عمیق و وسیع بودند و در این اثنا کار‌شناسان تشخیص‌هویت پلیس آگاهی با شناسایی هویت این فرد اعلام کردند که او یک دندان‌پزشک بوده است.

ادامه بررسی‌های جنایی مشخص کرد که پسر این دندان‌پزشک نیز به‌علت جراحت از ناحیه بازو، به بیمارستان طالقانی انتقال یافته است. کارآگاهان جنایی در معیت قاضی سید‌جواد حسینی برای بررسی موضوع و تحقیقات می‌دانی، شبانه خود را به بیمارستان رساندند و مشخص شد که این پسر ۳۲ساله از ناحیه بازوی سمت راست دچار جراحت شدیدی شده و این قتل نیز در خودروی پسر جوان رخ داده است.

قاضی حسینی و کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را با ادامه تحقیق از پسر جوان آغاز می‌کنند که پسر مصدوم مدعی می‌شود: «به‌همراه پدرم برای کشیدن بخیه دندان‌های یکی از بستگان به خانه او رفته بودیم. ساعت۱۱ شب بود که از خانه او بیرون آمدیم و سوار خودرو شدیم که در بین راه ناگهان فردی که سر‌ وصورت خود را پوشانده و در صندلی عقب مخفی شده بود، ناگهان برخاسته و با چاقو به پدرم حمله‌ور شد و سپس با‌‌ همان چاقو به بازوی من زد و با برداشتن یک کیف ‌دستی حامل پول و مدارک از صحنه متواری شد.»

قاضی حسینی با مشکوک‌شدن به اظهارات پسر جوان از او پرسید: «آیا فرد حمله‌کننده ریش داشته؟ آیا کچل بوده؟» و چند سوال دیگر که پسر جوان پاسخ می‌دهد: «ضارب کچل بود و ته‌ریش داشته است.» که این اظهاراتش با توجه به ادعاهای اولیه که فرد مدنظر سر وصورتش را بسته بود، همخوانی نداشت و همین‌موضوع ظن تیم جنایی را در دست‌داشتن پسر در قتل پدر برانگیخت. ازسوی‌دیگر درخصوص نحوه سوارشدن فرد به خودرو نیز پسر جوان دچار تناقض‌گویی‌ شد و نتوانست نحوه سوارشدن فرد به خودرو را به‌روشنی تشریح کند. به دستور قاضی حسینی این فرد به‌عنوان متهم اصلی پرونده دستبند بر دستانش خورد و زیر‌نظر قرار گرفت.

تحقیقات درخصوص نحوه درمان این جوان نیز انجام گرفت که تیم پزشکی مدعی شد با توجه به عمیق‌بودن ضربه جراحت باید او هرچه‌زود‌تر مورد عمل جراحی قرار بگیرد؛ اما هنوز تحقیقات ادامه داشت و احتمال از دست‌رفتن سرنخ‌ها نیز وجود داشت که با درخواست قاضی حسینی تیم پزشکی‌قانونی شبانه در معیت دکتر رضا‌زاده، سرپرست سالن تشریح پزشکی‌قانونی خراسان‌رضوی خود را به بیمارستان طالقانی رساندند و جراحت این پسر جوان را مورد بررسی قرار دادند.

به‌گفته تیم پزشکی‌قانونی پس از معاینه دقیق جای زخم در بازوی پسر جوان مشخص شد که این زخم در حالت دفاعی به وجود نیامده و شیء برنده‌ای که در زخمی‌شدن بازو استفاده شده، با آلت قتاله فرق دارد و تیم پزشکی‌قانونی مدعی شد که این مصدومیت بیشتر شبیه خودزنی است.

پسر جوان پس از بررسی‌های دکتر رضا‌زاده و همکارانش در پزشکی‌قانونی تحت عمل جراحی قرار گرفت و پس از بهبودی نسبی ادامه بازجویی‌ها از او آغاز شد و در‌‌نهایت مقاومت این فرد که مدعی بود در قتل نقشی نداشته، ظهر دیروز با تلاش شبانه‌روزی کارآگاهان پلیس‌آگاهی زیرنظر سرهنگ محمدی، رئیس اداره قتل پلیس آگاهی استان، شکسته شد و او در مقابل قاضی حسینی به قتل پدر ۶۱ساله‌اش اعتراف کرد.

کشتن پدر برای پول بیشتر!
این جوان درخصوص نحوه قتل پدر اعتراف کرد: «حدود هفت تا هشت روز پیش نقشه قتل پدرم را کشیدم. شب حادثه پس از اینکه پدرم برای ویزیت یکی از بستگان رفته بود، موقع برگشتن به‌بهانه بنزین، خودرو را به‌سمت پمپ‌بنزین بردم و در کوچه پشت پمپ‌بنزین از خودرو پیاده شدم و با چاقویی که از قبل تهیه کرده بودم، با ضربات متعدد، پدرم را به قتل رساندم. بعد از آن برای صحنه‌سازی چاقو را درون کیف‌دستی که حامل پول و مدارک بود، گذاشتم و از خودرو به بیرون انداختم. بعد خودرو را به منطقه الهیه کشاندم و سپس با یک چاقوی دیگر بازوی خودم را زخمی کردم.»

این پسر جوان پس از اظهارات اولیه در نحوه به‌قتل‌رساندن پدرش در پاسخ به سوالات قاضی حسینی دراین‌خصوص که: «چرا پدرت را به قتل رساندی؟» مدعی شد که اختلافات مالی موجب شد تا نقشه قتل او را بکشم.»

این اظهارات پسر جوان درحالی عنوان شد که تحقیقات نشان می‌داد این خودروی شاسی‌بلند را پدرش برایش خریده و او با پدرش کار می‌کرده و کل مخارج زندگی پسرش را نیز تامین می‌کرده است و احتمالا این پسر برای پول بیشتر مرتکب این جنایت سیاه شده است».

بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد نیز با اشاره به اینکه این فرد جوان متاهل است، بیان کرد: ادامه تحقیقات تا پیداشدن آلت قتاله و مشخص‌شدن ابهامات این پرونده ازسوی کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی ادامه دارد.

قاضی سیدجواد حسینی در پایان با تشکر از تلاش کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی و همکاری صمیمانه مسئولان پزشکی‌قانونی خراسان‌رضوی گفت: اگر همکاری خوب این عزیزان نبود، مطمئنا راز این جنایت شوم به این زودی‌ها برملا نمی‌شد.

منبع:دندانه

 

تقابل یاس و شادی
محسن دلیلی

مجموعه را که باز کردم با این عبارت روبه‌رو شدم: «به: حقیقت که جز توهمی از واقعیت نبود» و در صفحه بعد از آن یک بخش کوتاهی از کتاب «زنده به گور» صادق هدایت به چشم می‌خورد: «شماهایی که گمان می‌کنید در حقیقت زندگی می‌کنید، کدام دلیل و منطق محکمی در دست دارید؟» با این جملاتی که در ابتدای کتاب آمده است، پدیدآورنده اثر سرنخی کلی از مجموعه شعر خود به مخاطب ارائه می‌کند که به اعتقاد برخی از مخاطبان این اثر، این کار مانند لو دادن داستان یک فیلم توسط کارگردان آن است. نام مجموعه شعر نیز می‌تواند مهر تأییدی بر این سخن ابتدایی باشد.

نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»

اگر چه تولید شعر در شرایط فعلی از سوی کسانی که کارشان سرایش شعر نیست و حتی نمی‌توانند درست بخوانند، به‌شدت افزایش پیدا کرده است و هر روز ما شاهد چاپ مجموعه‌هایی خالی از عناصر ظاهری و باطنی یا جوهره شعری هستیم، بحران دیگری را نیز برای یافتن مخاطب برای مجموعه شعر پدید آورده است که البته باید کسانی که مجوز چاپ این مجموعه‌ها را صادر می‌کنند، پاسخگوی این اتفاق باشند اما مجموعه شعر «جبر ما را به تمسخر گرفته است» اثر محمد باقری ایرج، که یک دندان‌پزشک است، فارغ از این مثال‌های گفته شده است؛ چراکه این مجموعه به همان دلیل که در ابتدا یادآور شدم، بدون هدف نیست و با هدفی مشخص تا پایان مجموعه پیش می‌رود.

با شروع اشعار این مجموعه، ساده بودن بیان و کلمات در هم تنیده، موجب می‌شود تا خواننده کتاب را زمین نگذارد و تا جایی که چشمش یاری می‌کند، بخشی از «جبر ما را به تمسخر گرفته است» را دنبال کند:
«سرگردانم/ مانند پرنده‌ای زخمی در میدان جنگ/ که نمی‌داند/ به کدام سو پناه برد/ و باز گلوله می‌خورد» یا شعر «بیهوش چشم دوخته‌ای به ماه/ این قرص/ کامل هم که شود/ دردی را درمان نمی‌کند.»

این سادگی و روانی قلم شاعر، مرهون و مدیون کار ترجمه‌ای است که پیش از این مجموعه انجام داده است. زبان ترجمه می‌تواند تأثیر خاصی در قلم و بیان یک نویسنده یا شاعر داشته باشد و این امر در مجموعه «جبر ما را به تمسخر گرفته است» به وضوح مشاهده می‌شود اما نباید این را نادیده گرفت که در برخی مواقع، زبان شعر در این مجموعه از زبان ترجمه فاصله می‌گیرد و خود شعر می‌شود:

نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»

«تلخ/ شاعری که می‌نویسد/ تا زخم/ بر تن‌ها نماند» یا شعر شماره ۳۵ که درآن شاعر می‌گوید: «ستارگان از شب می‌ترسند/ ماهیان از امواج دریا/ جنازه ماه/ بر ساحل افتاده است/ مردی/ مضطرب/ بر قایقی/ می‌گریزد…»
اما اینکه چرا شاعر در این مجموعه در ابتدا از یاس و ناامیدی سخن می‌گوید و گاهی نیز طعنه‌ای به شادی می‌زند، مربوط به مطالعه شاعر می‌شود. خالق این مجموعه هم از صادق هدایت خوانده است هم از احمد شاملو و همین امر ذهن مخاطب را به سمت یاس صادق هدایتی می‌کشاند و فریادهای بلند احمد شاملو بر روزگار و مردم خود که البته با خواندن مجموعه متوجه خواهید شد که تأثیر خالق «بوف کور» بر محمد باقری، بیشتر از احمد شاملو بوده است. ناگفته نماند که در کنار این یاس، یک شادی پنهان وجود دارد و در بخش‌های مختلف، شاعر به این امر اشاره می‌کند: «تا دیر نشده/ بیا آفتاب را ببوسیم/ و برای خورشید دست تکان دهیم…»

من به عنوان یک علاقه‌مند به ادبیات معاصر و نه به عنوان یک منتقد، پیشنهاد می‌کنم کسانی که شعر سپید را دنبال می‌کنند این مجموعه را نیز تورق کنند؛ چرا که این مجموعه که اولین مجموعه شعر محمد باقری است، به دور از استخوان‌بندی با صلابت شعر سپید نیست و شاعر در ادامه راه سرایش خود، می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد.

***
محمد باقری ایرج متولد اول تیرماه ۶۹ در شهرستان اسفراین خراسان شمالی و فارغ التحصیل دندانپزشکی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد است. «جبر ما را به تمسخر گرفته است» نام اولین مجموعه شعر اوست که چاپ نخست آن در سال ۹۴ توسط انتشارات بوتیمار روانه بازار شده است. «تشییع جنازه زخم» نام مجموعه شعر دیگری از اوست که در دست انتشار قرار دارد.

نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»
نقدی بر مجموعه شعر «جبر ما را به‌تمسخر گرفته‌است»

منبع:دندانه

 

گفتگو با دکتر محمد جعفر اقبال، رئیس دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی و دانش‌آموخته دانشکده دندان‌پزشکی مشهد

دکتر محمد جعفر اقبال، از دانش‌آموختگان دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد است که از چهره‌های شناخته شده در حیطه آموزشی و اجرایی دندان‌پزشکی به شمار می‌رود. او که در حال حاضر رئیس دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی است و برای دومین بار در این سمت قرار گرفته است، پیش از این هم ریاست دانشکده دندان‌پزشکی کرمان را بر عهده داشته است و هم‌اکنون عضو شورای سلامت دهان و همچنین هیات ۷ نفره ناظر بر آزمون دانشنامه و ارتقاء دوره دستیاری دندان‌پزشکی است. بنابراین مناسب دیدیم درباره ویژگی‌های آموزشی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد و تفاوت‌های آن با سایر دانشگاه‌ها با او گفتگویی داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید.

آقای دکتر اقبال! تحصیلات خود در دانشکده دندان‌پزشکی مشهد را از چه سالی شروع کردید؟
من دوره عمومی خود را در دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه شهیدبهشتی گذراندم و سال ۶۹، پس از طی دوره طرحم در کرمان، وارد دانشکده دندان‌پزشکی مشهد شدم.
آن زمان دوره‌های تخصصی در ایران سابقه چندان طولانی نداشتند و دانشکده مشهد جزو ۵ دانشکده‌ای بود که دانشجوی دستیاری می‌پذیرفتند. این دانشکده آن زمان هم بسیار خوش‌نام بود و رشته من یعنی اندودنتیکس جزو بخش‌های قوی آن به شمار می‌رفت. از جمله اساتید بخش اندو در دوره ما، دکتر سلوتی، دکتر منصف، دکتر فلاح رستگار و شاگردان دکتر سلوتی بودند.

چه خاطراتی از دانشکده دندان‌پزشکی مشهد بیشتر در ذهن شما باقی مانده است؟
دوره تحصیل من در این دانشکده، یکی از بهترین اوقات تحصیلم بود که آن را یکی از خوشبختی‌هایم می‌دانم. در آن زمان ما مربی، دستیار بودیم و ضمن تحصیل، تدریس هم می‌کردیم و علاوه بر اینکه در درس‌های تئوری در حضور اساتید سمینارهایی ارائه می‌دادیم، موظف بودیم که در همه کلاس‌های نظری گروه شرکت کنیم. وقتی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد را با دانشکده‌های فعلی مقایسه می‌کنم، می‌بینم نظم، سخت‌گیری و جدیت اساتید آن درست و به جا بود. برای مثال، یکی از دستورالعمل‌های خوب گروه ما، این بود که در برنامه‌های علمی که مربوط به رشته خودمان بود حتماً شرکت کنیم.
یکی از خاطرات خوبی که از این دانشکده به یاد می‌آورم، جلسات مهمانی دوره‌ای گروه اندو بود که هر چند ماه یک‌بار تشکیل می‌شد و دستیاران هم همیشه به آن دعوت می‌شدند که باعث انس بیشتر اساتید و دانشجویان می‌شد.

دانشکده مشهد با سایر دانشکده‌ها چه تفاوت‌های آموزشی داشت؟
یکی از تفاوت‌های دانشکده دندان‌پزشکی مشهد با سایر دانشکده‌ها به خصوص در گروه اندو، این بود که آن زمان به واسطه نیاز کشور به متخصص، دستیاران بیشتری می‌پذیرفت که البته این ایده دکتر سلوتی بود. چنانچه در دوره من، دانشگاه ما در رشته اندو ۵ دستیار پذیرفت، اما سایر دانشگاه‌ها، حداکثر ۲ یا ۳ نفر دستیار می‌پذیرفتند.
یکی دیگر از کارهای شاخص دکتر سلوتی، این بود که ایشان اساتید شاخص و مشهور دانشکده‌های دیگر را برای سخنرانی به دانشگاه ما دعوت می‌کردند. برای مثال به خوبی به یاد دارم که دکتر خیاط، دکتر قاضی نوری، دکتر صادقین و حتی گاهی اساتید ایرانی که در خارج از کشور اقامت داشتند، مانند دکتر ترابی‌نژاد به دانشکده مشهد می‌آمدند. در ضمن دکتر ترابی‌نژاد، علاوه بر سخنرانی، با دکتر سلوتی کار مشترک هم انجام می‌دادند. برای مثال این دو استاد سال ۶۹ یا ۷۰ در مورد درد با یکدیگر کار تحقیقاتی مشترک انجام دادند.
یکی دیگر از خصوصیات دانشکده دندان‌پزشکی مشهد، این بود که پژوهش در رشته اندودنتیکس در این دانشکده و به همت دکتر سلوتی شروع شد. آن زمان حتی اساتید چندان با پژوهش آشنا نبودند یا اگر هم آشنا بودند، امکانات درخوری برای آن نداشتند و انجام پژوهش و آموزش آن در گروه‌های علوم‌پزشکی در کشور، در دانشگاه علوم‌پزشکی شهیدبهشتی آغاز شد.
نکته دیگر اینکه در دوران تحصیل ما ارتباط گروه‌های دندان‌پزشکی و پزشکی منسجم‌تر بود. برای مثال بعضی از کلاس‌های ما در بیمارستان قائم تشکیل می‌شد و استاد گروه بیماری‌های دهان و استاد گروه پاتولوژی در بیمارستان قائم کرسی داشتند. به یاد دارم که دکتر مشرف که استاد بخش پاتولوژی بودند، در بیمارستان قائم هم بیمار می‌دیدند و به دانشجویان دوره تخصص پوست هم درس‌های بیماری‌های پوست و مخاط دهان را تدریس می‌کردند، اما ظاهراً در حال حاضر این ویژگی در دانشگاه‌های علوم‌پزشکی کشور کم‌رنگ‌تر شده است.

کدام‌یک از اساتید یا همکاران شما نقشی اثرگذار در دندان‌پزشکی ایران داشته‌اند؟
دانشکده دندان‌پزشکی مشهد، دندان‌پزشکان برجسته‌ای تربیت کرده است که هم‌اکنون در سراسر دنیا اشخاص سرشناسی به شمار می‌روند. اگر بخواهم برای حرف خودم شاهدی بیاورم، می‌توام از دکتر پری‌رخ که استاد دانشگاه تهران هستند، دکتر سعید عسگری و خانم دکتر قدوسی و خانم دکتر بیدار نام ببرم که همگی اشخاص شناخته شده و صاحب‌نظری هستند.

در دوران تحصیل خود در دانشکده مشهد، کدام‌یک از اساتید را الگوی خود می‌دانستید؟
یکی از خصوصیات دانشکده مشهد، این است که بخش‌های مختلف آن با یکدیگر مرزی ندارند و به وسیله پاراوان‌های کوتاه از هم جدا شده‌اند. بنابراین، ما در این دانشکده از حضور سایر اساتید هم بهره می‌بردیم. اگر بخواهم اساتید گروه خودمان را توصیف کنم، باید بگویم که خصوصیات آن‌ها مکمل یکدیگر بود و همه محاسن، از جمله دانش، مردم‌داری، سخت‌گیری،نظم و ارتباط جمعی در بخش ما وجود داشت. در گروه اندو، دکتر منصف که با هوشمندی دکتر سلوتی در دانشکده مشهد مانده بودند و علی‌رغم اینکه پیش کسوت بودند، در تمام کلاس‌ها و جلسات شرکت می‌کردند، مظهر تجربه و مدیریت بودند. دکتر فلاح، شخص مدیری بودند که تمام حرکات کارمندان و دانشجوها را زیر نظر داشتند و با حضور ایشان، دانشجویان با اضطراب مثبتی وارد بخش می‌شدند، چرا که می‌دانستند باید کار را جدی بگیرند. دکتر ضرابی شخصی مؤمن و عصاره مهربانی بودند و نقش یک ناصح مشوق را بازی می‌کردند. در بخش‌های دیگر، آقای دکتر تمیزی، اسوه مردم‌داری و مروت بودند، دکتر جوادزاده در بخش بیماری‌های دهان، معلمی شریف، دانشمند باسواد و دوست‌داشتنی بودند و دکتر صحافیان در بخش ارتو، شخص باهوش و مردم دار و معلم توانا و زبردستی بودند که بسیاری از جنبه‌های مطب‌داری و کار کلینیکی را به ما یاد می‌دادند.
ارتباط ما با اساتید دانشکده دندان‌پزشکی مشهد، به گونه‌ای بود که من پس از ۲۳ سال که از فارغ‌التحصیلی‌ام می‌گذرد، با اکثر قریب به اتفاق اساتید دانشکده در ارتباط هستم و آن‌ها هم آن‌قدر محبت دارند که همچنان پذیرای من باشند.

در طی سال‌های تحصیل در این دانشکده، شاهد چه تغییراتی در شرایط آموزشی آن بوده‌اید؟
هر موسسه‌ای در دوران فعالیت خود دچار تلاطم می‌شود، اما به اعتقاد من دانشگاه مشهد هیچ‌گاه دچار فراز و نشیب‌هایی نشده است که مورد توجه خاص قرار بگیرد. به عبارت دیگر، بهتر است بگویم این دانشگاه از چنان قوتی برخوردار بوده که کمتر از سایر دانشگاه‌ها دچار تلاطم شده است. البته این نگاه کلی من به این دانشکده به عنوان یک دندان‌پزشک است و قطعاً قضاوتی دقیق و علمی به شمار نمی‌رود.

نظر خود را نسبت به استمرار مراسمی مانند سالگرد ۵۰ سالگی دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد که برای نخستین بار برگزار می‌شود بفرمایید.
برگزاری جشن ۵۰ سالگی حرکت بسیار نیکویی است و در واقع راهی برای سپاس‌گزاری از اساتید و مؤسسین این دانشکده است که شاید هیچ کاری بیش از این آن‌ها را راضی نمی‌کند. این یکی از وظایف ما است که از اساتید، بنیان‌گذاران و کارکنانی که سال‌ها در این دانشکده زحمت کشیدند قدردانی کنیم. در ضمن با برگزاری این جشن‌ها و با گرد آمدن دانش‌آموختگانی که حالا خود در دانشگاه‌های مختلف ایران و کشورهای دیگر به تدریس و فعالیت مشغول هستند، زمینه خوبی برای تبادل نظر به وجود می‌آید که از جمله مزایای جنبی این گونه مراسم است.

منبع:دندانه

 

گفتگو با آذر وکیلی، دخترخوانده اولین بانوی دندان‌پزشک مشهد

دکتر هدیه توتونی

۱۳۳۹ در مشهدبه دنبال آدرس منزل کسی می گردیم که یکی از بنیانگذاران دانشکده است. دانشجویان دوره های اول دانشکده او را “مادر” می‌خوانند، اگر چه خود هرگز مادر نشد. “مادر” در مراسم ۵۰ سالگی دانشکده دندان‌پزشکی، تنها یادش با ماست و این مصاحبه با دختر خوانده ایشان انجام می شود. خانم آذر وکیلی برای انجام این مصاحبه ما را به گرمی در منزل خویش پذیرفته‌اند و برایمان از “مادر” می گویند. او متولد سال ۱۳۳۹ در مشهد و استاد دانشکده پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است.

دکتر بدری تیمورتاش؛ مادر دندانپزشکی ایران
دکتر بدری تیمورتاش؛ مادر دندانپزشکی ایران

· خانم وکیلی سپاسگزارم از اینکه دعوت به مصاحبه را پذیرفتید، لطفا بفرمایید چه زمانی و چگونه با زنده یاد دکتر بدری تیمورتاش همراه شدید؟ همچنین، مختصری از زندگی “مادر” برایمان بگویید.
من آذر وکیلی هستم،حدودا ۷ساله بودم که پدرم به طور اتفاقی با خانم دکتر آشنا شدند و سپس به دلیل همراهی مادرِ خانم دکتر با ایشان و نداشتن فرزند، از پدرم خواستند که من با ایشان باشم و پدرم قبول کردند و اینطور به زندگی خانم دکتر آمدم. اوایل من بیشتر با مادرشان زندگی می کردم و اولین خانه ای که با آنها بودم در خیابان مسعود بود که در نزدیکی اولین مکان دانشکده قرار داشت. مادرشان، مادری فداکار بود که زندگیش را وقف خانم دکتر کرده بود. مادر و دختر حقیقتا عاشقانه همدیگر را می پرستیدند.همزمان من به مدرسه میرفتم و درس میخواندم تا دیپلم گرفتم و سپس در دانشگاه، پرستاری خواندم و مشغول به کار شدم. در سال ۵۱ خانم دکتر به علت از دست دادن مادرشان افسرده شدند که همین نیز باعث تغییر مکان منزلشان شد. بعد از فوت مادرشان، قلبشان دچار برادیکاردی شد و مجبور شدند دو بار به تهران بروند و برایشان pace maker گذاشتند که همچنان دوست داشتند به کارشان ادامه دهند حتی با آن حال بد و ناتوانی و ضعف تدریس می کردند.
سال ۶۸ بازنشسته شدند و به خانه آمدند و من تمام مدت با ایشان بودم که وابستگی خاصی نسبت به من پیدا کرده بودند و من هم متقابلا همینطور. دیگر تقریبا از خانه بیرون نمی رفتند و کم کم برایشان راه رفتن مشکل شد ولی توانستند به جشنی که دانشکده برایشان گرفت خیلی باانرژی عالی و روحیه خوب بروند و سخنرانی فوق العاده جالبی آنجا انجام دادند که همه تعجب کردند درحالیکه سن بالایی داشتند. بعد از ظهر روزی در مرداد ۷۴ دچار CVA شدند و زندگی تقریبا برایشان تمام شد و به حالت کما رفتند. بعد از دوماه در کما بودن در ۱۷مهر۷۴ زندگیشان تمام شد.

· از ویژگی‌های اخلاقی خانم دکتر تیمورتاش برایمان بگویید؟
خانم دکتر شخصیت فوق العاده ای داشت و من تا این سن مثل ایشان ندیدم. در هنگام فوتشان چیزی از مال دنیا نداشتند یعنی نه ملکی نه حتی یک گرم طلایی نه ذخیره پول بانکی، هیچ نداشتند. فقط اسباب منزل شان بود آن هم در حد ضروریات و لوازم اولیه. چون یک زن فوق العاده بخشنده و دست و دلباز بودند و همه ی دارایی هایشان را می بخشیدند یا میفروختند تا اول عید به همه عیدی بدهند با این حال سعی میکردند بهترین زندگی رو داشته باشند و هیچ وقت نشون ندادند که ندارند. از ارث پدری هم چیز خاصی به ایشان نرسیده بود. فقط یک منزل که در آن زندگی میکردند و آن را وقف کردند.

دکتر بدری تیمورتاش؛ مادر دندانپزشکی ایران
دکتر بدری تیمورتاش؛ مادر دندانپزشکی ایران

· چه خاطراتی از دوران استادی و سال‌های تدریس ایشان در دانشکده دارید؟
براساس خاطراتی که برایم تعریف کردند، زمانی که برادرشان کشته شد و خانواده شان به کاشمر تبعید شدند، ایشان بخاطر مادرشان در سال ۱۳۱۳ از بلژیک به ایران برمیگردند که آن موقع ۲۵ یا ۲۶ سالشان بوده است و ۴ یا ۵ سال در تبعید بودند. به علت داشتن ارادت خاص به امام رضا نذر میکنند اگر از تبعید نجات پیداکنند با مادرشان به مشهد بیایند و هم جوار امام رضا (ع) بشوند و به تمام مردم مشهد کمک کنند که همین طور هم میشود و ایشان با مادرشان به مشهد می آیند. در مشهد اتاقی به عنوان مطب شان در بیمارستان امام رضا میگیرند و آنجا دندان میکشیدند چون ان زمان مرسوم نبوده که دندان را ترمیم کنند. ایشان در دانشکده پزشکی هم تدریس می کردند. زمانی میرسد که خانم دکتر تصمیم میگیرند مستقل بشوند و دیگر دانشکده دندان‌پزشکی مستقلی به وجود بیاید. در ابتدا باغ منبع محل ابتدایی دانشکده بود و کم کم متوجه میشوند که آن باغ مناسب دانشجوها و دانشکده نیست و برای همین هفته ای یکبار تا دوبار به تهران میرفتند تا با هیئت امنا آنجا صحبت کنند و درمورد مکان دانشکده تصمیم بگیرند تا بالاخره توانستند بودجه برای دانشکده دندان پزشکی بگیرند. بعد از افتتاح دانشکده چون از شهر خیلی دور بوده، برای رفاه حال مردم مینی بوسی در خیابان کوهسنگی که شعبه ی دیگر دانشکده دندان پزشکی بود قرار دادند که مردم از آنجا سوار میشدند و بعد دوباره رایگان به خیابان کوهسنگی برگردانده میشدند.

·باتوجه به شناختی که از روحیات خانم دکتر داشتید اگر ایشان در جشن پنجاه سالگی حضور می‌داشتند چه می‌گفتند و خودتان چه صحبتی برای دانشجویان و هیات‌علمی در حال حاضر که آن روزها را ندیده‌اند، دارید؟

دانشجویان خانم دکتر عاشق ایشان بودند و امثال خانم دکتر پژند و خانم دکتر ستاره میگفتند ایشان فقط استاد درس ما نبوده بلکه استاد زندگی ما بوده اند و به ما درس زندگی داده اند. مطمئنم اگر خانم دکتر الان زنده بودند و شما را میدیدند که چقدر پیشرفت کردید بسیار لذت میبردند و مطمئنا روحشان ازین قضیه بسیار شاد شده است. واقعا ایشان عاشق دانشجویانش بود.من خودم دانشجو بودم و استاد داشتم و خودمم استاد بودم ولی کسی را ندیدم اینقدر عاشق دانشجویانش باشد. مثلا دانشجو می آمد و درد و دل می‌کرد و مشکل زندگی اش را می گفت و حتی مشکلات مالی شان را هم میگفتند و خانم دکتر برایشان حل می کردند. من خیلی خوشحالم که میبینم زحمات خانم دکتر ثمراتش در امثال شما پیداست و لذت میبرم که شما پیگیر این مسائل هستید. من به خانم دکتر میگفتم شما انسان خوشبختی هستید زیرا دانشجویانی دارید که قدردان هستند و روابطشان را با شما قطع نکردند. حتی بعد از فوتش هم مثل خانم دکتر خوردی همیشه بر سر خاکشان میرود و این به دلیل نیت خوب خانم دکتر تیمورتاش بوده است و اهدافی که داشتند و حالا که شما را میبینم بسیار خوشحالم.

منبع:دندانه

 

کوتاه درباره دکتر بدری تیمورتاش
متولد: ۱۲۸۷، مشهد
تحصیلات: ابتدایی و دبیرستان ژاندارک تهران
بازگشت از بلژیک: ۱۳۱۲ با مدرک دندان‌پزشکی
۱۳۱۲ تا ۱۳۱۸: تبعید به روستایی در توابع کاشمر
گذراندن دوره تکمیلی دندان‌پزشکی: ۱۳۱۹-۱۳۲۱ دانشگاه تهران
ورود به مشهد: ۱۳۲۱
بازنشستگی: ۱۳۶۸

دکتر بدری تیمورتاش در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی در مشهد چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه ژاندارک تهران با موفقیت پشت سر گذاشت و پس از اخذ دیپلم جهت ادامه تحصیل به بلژیک رفت. پس از دانش آموختگی در رشته دندان‌پزشکی دوره طب بیماریهای گرمسیری را نیز گذراند و قصد رفتن به کنگو را داشت که به دلیل کشته شدن برادر بزرگتر خویش “عبدالحسین تیمورتاش” توسط رضا خان و دستور تبعید اعضای خانواده به کاشمر برای همراهی با مادرش به ایران بازگشت و همراه مادرش تا سال ۱۳۱۸ در کاشمر زندگی کرد. مواجهه با شرایط سخت زندگی در آن دوران، باعث شد تا عهد بندد پس از پایان این دوره، به مشهد آمده و تا پایان عمر به مردم مشهد و به ویژه قشر محروم خدمت نماید. در سال ۱۳۱۹ وارد دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۱ مجوز دندان‌پزشکی در ایران را دریافت کرد و همراه مادرش به مشهد بازگشت.
در دوران زندگی در مشهد از هیچ کوششی برای خدمت به قشر محروم دریغ ننمود و تا پایان عمر پربار خویش هفته‌ای یک روز صبح‌ها در درمانگاه بیمارستان امام رضا (ع) را ترک نکرد.
در آن سال‌ها، زمانی‌که از کنار نهر نادری می‌گذشت غالبا مشاهده می کرد که افراد غیر تحصیل‌کرده که به کار کشیدن دندان و گذاشتن دست دندان مشغول بودند، ظروف بزرگ حاوی خون و بزاق را در نهر خالی می‌کنند. نهری که در فرودست، آب مورد نیاز زندگی روزمره مردم از آن تامین می‌شد، برای ظرف یا لباس شستن و یا تهیه قوت روزانه. پس، با خود عهد بست تا دانشکده‌های مانند آنجا که خود در بلژیک تحصیل کرده بود، در مشهد بنا کند. یازده سال بعد، با ورود دکتر امیراسماعیل سندوزی به مشهد و ملاقات آن دو، پیگیری تاسیس دانشکده دندان‌پزشکی جدی شد و سرانجام در سال ۱۳۴۴ تلاش ها به ثمر نشست. دکتر بدری تیمورتاش را به جرات می توان بانوی تاثیر گذار در دندان‌پزشکی ایران و “مادر” این رشته لقب داد. وی، اولین بانویی است که در کشور رسما به ریاست دانشکده دندان‌پزشکی برگزیده شد و به حق چه در دوران معاونت از سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ و چه در دوران ریاست از ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۸ مدیری لایق و شایسته بود. در سال ۱۳۷۰، به پاس سال‌ها خدمت در راه اعتلای دانش دندان‌پزشکی، کتابخانه دانشکده دندان‌پزشکی مشهد به نام ایشان “کتابخانه دکتر بدری تیمورتاش” نامگذاری شد.

از ایشان تالیفات زیادی به زبانهای پارسی و فرانسه باقی مانده که در اولین موزه تخصصی دندان‌پزشکی ایران، در دانشکده دندان‌پزشکی مشهد، نگهداری می‌شود.
دکتر بدری تیمورتاش در ۱۷ مهرماه ۱۳۷۴ چشم از جهان فرو بست و در قطعه ۱۳۹ صحن آزادی حرم رضوی در مشهد با احترام و بدرقه دانشجویان وفادارش به خاک سپرده شد.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

مادر دندانپزشکی ایران
مادر دندانپزشکی ایران

منبع:دندانه

 

روز چهارشنبه، بیست و چهار شهریور ۹۵، مراسم بزرگداشت پنجاهمین سالگرد تاسیس دانشکده دندان پزشکی مشهد برگزار شد. جمعیتی حدود هشتصد نفر شامل دانش‌آموختگان، اعضای هیات علمی و کارمندان بازنشسته دانشکده دندان‌پزشکی مشهد در این مراسم حضور داشتند و تولد پنجاه سالگی خانه دوم خود را جشن گرفتند.

گزارش تصویری ما را از این برنامه در ادامه ببینید:

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

مراسم با یک روایت داستانی از تاریخچه پنجاه ساله از زاویه دید یکی از پنجره‌های این دانشکده که شاهد تمامی رخدادهای نیم قرن حیات آن بوده آغاز شد. دکتر بهزاد لطیفیان اجرای مراسم را نیز بر عهده داشت.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

کتر حسن حسین‌پور جاجرم، رییس دانشکده، اولین سخنران مراسم بود که به عنوان میزبان مراسم پشت تریبون قرار گرفت تا به اساتید و دانش‌آموختگان حاضر در مراسم خیرمقدم بگوید.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

بیش از هشتصد نفر از دانش‌آموختگان، اساتید و کارمندان دانشکده دندان‌پزشکی مشهد در این مراسم حاضر بودند.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

مراسم پنجاه سالگی بیشتر مورد استقبال دانش‌آموختگان و اساتید سال‌دار دانشکده قرار گرفته بود و اثر چندانی از جوانان به چشم نمی‌آید

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

در بخش اغازین مراسم و با حضور مسئولان دانشگاه مشهد و وزارت بهداشت از تمبر یادبود پنجاه سالگی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد رونمایی شد.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

دیدار با اساتید و هم‌کلاسان سابق لحظات دیدنی و خاطره‌انگیزی در این مراسم رقم زد.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

پس از سال‌ها دانشجویان و اساتید قدیمی دوباره در یک قاب قرار می‌گرفتند.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

پانل خاطره با حضور چند تن از اولین اساتید و دانش‌آموختگان دانشکده دندان‌پزشکی مشهد برگزار شد.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

اجرای چند قطعه موسیقی سنتی توسط گروه موسیقی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

شگفتانه مراسم حضور دکتر مجمود تمیزی استاد هفتاد ساله دانشکده دندان‌پزشکی مشهد و از بنیان‌گذاران انجمن پریودنتولوژی ایران بر روی سن و اجرای دو قطعه آواز خاطره‌انگیز بود.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

حاضران در سالن از هنرنمایی استاد و همکار دیرین خود، دکتر محمود تمیزی، به وجود آمدند و او را برای دقایقی تشویق کردند.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

مسابقه تشخیص چهره اساتید پیشکسوت یکی از بخش‌های سرگرم‌کننده مراسم بود

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

اهدا نمادین پرچم بزرگداشت صد سالگی دانشکده دندان‌پزشکی مشهد توسط دکتر از سوی قدیمی‌ترین استاد دانشکده، دکتر معصومه خزاعی متولد ۱۳۱۱ از گروه پروتز به جوان‌ترین عضو هیات علمی دانشکده، دکتردلآرام قائمی متولد ۱۳۶۶

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

راهروهای دانشکده دندان پزشکی مشهد با عکس‌های خاطره‌انگیز سال های دور و نزدیک دانشجویان و اساتید دانشکده آراسته شده بود.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

موزه تاریخ دندان‌پزشکی در مجاور تالار اجتماعات دانشکده افتتاح شد.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

برگزاری کلاس‌های سمبولیک با حضور اساتید پیشکسوت دانشکده برگزار شد و دانشجویان قدیم دوباره پای درس اساتید خود نشستند.

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

عکس یادگاری دسته‌جمعی شرکت‌کنندگان در حیاط دانشکده

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

کیک یادبود پنجاه سالگی در انتهای مراسم بریده شد

گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد
گزارش تصویری از بزرگداشت پنجاه سالگی دانشکده دندانپزشکی مشهد

بنای یادبود پنجاه سالگی در کنار تالار ورودی پرده‌برداری شد.

منبع:دندانه

 

مدیر کل تعزیرات حکومتی خراسان رضوی از تعطیلی یک موسسه پزشکی غیرمجاز خبر داد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، حمیدرضا کریم گفت: براساس گزارش واصله از دانشگاه علوم پزشکی مشهد به انضمام شکایت خصوصی یکی از شهروندان مبنی بر ایجاد خسارت در انجام عصب کشی دندان موضوع برای رسیدگی به شعبه سیزدهم تعزیرات حکومتی مشهد ویژه رسیدگی به تخلفات بهداشتی، دارو و درمان ارجاع شد.
وی افزود: شعبه مذکور طرفین دعوی را احضار و مراحل مقدماتی رسیدگی را آغاز کرد.

کریم تصریح کرد: در انجام تحقیقات توسط کمیسیون ماده ۱۱ مشخص می‌شود که متهمین این پرونده اساسا، دندانساز تجربی بوده‌اند که براساس پروانه کار، صرفا مجاز به قالب گیری دندان می‌باشند، اما مبادرت به عمل عصب کشی که در تخصص دندانپزشک می‌باشد کرده‌اند.

مدیر کل تعزیرات حکومتی استان افزود: برهمین اساس شعبه تعزیرات حکومتی مشهد ضمن صدور حکم تعطیلی این موسسه و ضبط و توقیف کلیه ملزومات به نفع دولت، فرد مذکور را به اتهام ایجاد موسسه پزشکی غیرمجاز و اخذ وجه خارج از تعرفه به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت و استرداد مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال در حق شاکی خصوصی و نیز درج در پرونده صنفی محکوم کرد که متهم در‌‌ همان جلسه رسیدگی نسبت به استرداد وجه شاکی اقدام کرد.

منبع:دندانه

 

ماجرای پیچیده یک چک هفت میلیاردی

رسیدگی به پرونده خانم دکتری که از سوی شوهرش متهم است در آستانه طلاق و برای پس گرفتن چک ۷ میلیارد تومانی از همسرخود، سناریوی ربودن وی را طراحی و با کمک یک مرد آن را اجرا کرده است با دستگیری مردی وارد مرحله تازه‌ای شد.
چندی قبل مرد میانسالی به دادسرای مشهد رفت و درحالی که مدعی بود شب گذشته ازسوی چند مرد ربوده شده است به بازپرس احمدی‌نژاد گفت: «من پزشک و صاحب یک کلینیک هستم. همسرم نیز دندانپزشک است. با آنکه چند سال قبل با عشق و علاقه ازدواج کردیم اما خیلی زود متوجه شدیم که باهم هیچ نقطه مشترکی نداریم. روز به روز نیز اختلاف‌هایمان بیشتر می‌شد تا اینکه همسرم درخواست طلاق داد و به جای مهریه‌اش نیز کلینیک را تصاحب کرد. این درحالی بود که مدتی قبل همسرم به خاطر حساب و کتاب‌های مالی مشترک یک چک ۷ میلیارد تومانی به من داد. اما با شروع اختلاف‌های خانوادگی او به این فکر افتاد هر طور شده چک را به دست آورد.»

برگه‌های سفید امضا
وی ادامه داد: «او سپس برای اجرای نقشه‌اش مردی را به مطبم فرستاد تا با طرح دوستی، چک را به نحوی از من برباید. مرد نا‌شناس که خود را شهریار و از کارمندان یک نهاد معرفی می‌کرد به عنوان بیمار وارد مطبم شده بود. البته با چنان اعتماد به نفسی صحبت می‌کرد که باورم شده بود مرد مهمی است. اگرچه بعد‌ها متوجه شدم تمام حرف‌هایش دروغ بوده است. شب گذشته نیز او تلفنی تماس گرفت و به بهانه کاری با من در خیابان قرار گذاشت. اما زمانی که به محل قرار رفتم ناگهان همراه دو مرد نا‌شناس دیگر به طرفم حمله‌ور شده و مرا با زور سوار خودرو کردند. آن‌ها مرا به محل خلوتی کشانده و بعد از کتک و تهدید مجبورم کردند تا برگه‌های سفیدی را در قبال چک ۷ میلیاردی امضا کنم!»

به دنبال اظهارات شاکی تحقیقات تخصصی در این‌باره آغاز شد. با توجه به اینکه هیچ رد و نشانی از شهریار در دست نبود، کارآگاهان به بازبینی دوربین‌های مداربسته کلینیک پرداخته و تصویر متهم میانسال را به‌دست آوردند.
در ادامه تحقیقات نیز رد متهم در تهران کشف شد. با کشف نشانی محل زندگی شهریار، تیمی از کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی مشهد با دریافت نیابت قضایی راهی تهران شده و مرد میانسال را در پایتخت دستگیر کردند.

وی برای تحقیقات مقدماتی مقابل بازپرس مرشدلو از شعبه هفتم دادسرای جنایی پایتخت ایستاد و درخ صوص اتهام آدم‌ربایی گفت: «حدود یک سال قبل برای زیارت به مشهد رفته بودم که دچار تنگی نفس شدم. بعد هم به کلینیکی در اطراف مسافرخانه مراجعه کردم. از آنجا که با لهجه صحبت می‌کنم آقای دکتر خیلی زود سر صحبت را باز کرد و بعد هم با چرب زبانی اعتمادم را جلب کرد. من در مجموع سه بار آقای دکتر را دیده بودم. تا اینکه یک روز او به من گفت با همسرش بر سر مهریه مشکل دارند و ساختمان کلینیک را نیز به جای مهریه تصاحب کرده است.
اما مدعی شد یک برگ چک متعلق به همسرش را به دست آورده و با جعل امضای او می‌خواهد ۷ میلیارد تومان از همسرش بگیرد. بعد هم از من خواست که باهم به محضر برویم و شهادت دهم که چک متعلق به همسر مسعود است. اما من زیر بار نرفتم و قبول نکردم. چرا که واقعیت را نمی‌دانستم و نمی‌توانستم شهادت دروغ بدهم. زمانی هم که مسعود متوجه شد من به درخواستش عمل نمی‌کنم کینه شدیدی از من به دل گرفت و چنین شکایتی را مطرح کرد.»
پس ازاین اظهارات، متهم از سوی کارآگاهان راهی مشهد شد تا تحقیقات تکمیلی در این باره صورت گیرد.

منبع:دندانه

 

تد (TED) صحنه‌ای آشنا برای طرح ایده‌هایی‌ست که ارزش به اشتراک گذاشتن دارند. جایی برای بیان ایده‌هایی از جنس تکنولوژی (Technology)، سرگرمی (Entertainment) یا طراحی (Design). این بار در آخرین روز مهرماه ۹۵ مشهد میزبان یکی از جلسات TEDx بود و این بار یک دندان‌پزشک، یعنی دکتر علی کاظمیان سخنران آن مراسم بود. دکتر کاظمیان که دارای مدرک PhD سلامت دهان و دندانپزشکی اجتماعی است، کار بالینی‌اش را عموما به درمان ریشه اختصاص داده. او در این سخنرانی، از تجربه به ظاهر ساده، اما کارآمد خود، برای فرونشاندن اضطراب بیمارانش در مواجهه با عصب‌کشی می‌گوید. با هم آنچه در این سخنرانی گذشته است را می‌خوانیم:

آواز در سمفونی دندانپزشکی سخنرانی دکتر علی کاظمیان در تدکس
آواز در سمفونی دندانپزشکی سخنرانی دکتر علی کاظمیان در تدکس

دندان‌پزشکی، پنجمین علت اضطراب مردم کره زمین
می‌خواهم سخنرانی خود را با یک سؤال شروع کنم. آیا در میان شما کسی هست که تا به‌حال برای درمان دندان‌هایش به دندان‌پزشکی نرفته باشد؟ اکثر شما، چه دندان‌پزشک و چه غیردندان‌پزشک، تجربه درمان دندان‌هایتان و نشستن بر روی یونیت دندان‌پزشکی را دارید. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دست کم ۲۰ درصد مردم روی کره زمین، درگیر اضطراب جدی دندان‌پزشکی و ۵ درصد هم مبتلا به ترس بیمارگونه‌ای از دندان‌پزشکی هستند که به آن دنتال فوبیا گفته می‌شود. شاید برای شما جالب باشد که بدانید یک تحقیق نشان می‌دهد پنجمین علت اضطراب مردم کره زمین، مراجعه به دندان‌پزشکی است. من یک دندان‌پزشک هستم و روزی نیست که یکی از بیمارانی که در مطب من بر روی یونیت می‌نشیند، از نگرانی‌‌اش با من حرفی نزند. اگر هم مستقیم از ترس‌هایش صحبت نکند، اغلب می‌توانم از چشم‌ها و حالت بدنش متوجه بشوم که درگیر یک استرس نسبتاً شدید است. من به‌عنوان یک دندان‌پزشک نمی‌توانم و نباید به این اضطراب بی‌اعتنا باشم.
یک روی دیگر سکه، اما، فشاری است که بر دندان‌پزشک وارد می‌آید. حرفه من، به دلیل پیچیدگی کار و حساسیت‌های ریز و درشت، می‌تواند حرفه‌ای فرساینده به شمار آید. در بسیاری از مواقع، مسائلی مانند آلودگی صوتی و صدای بیمارانی که مثلا در یک کلینیک شلوغ ابراز درد و ناراحتی می‌کنند، بعد از مدتی دندان‌پزشک را خسته می‌کند.
داستانی که من می‌خواهم به آن بپردازم، برخاسته از این دو دغدغه یعنی نگرانی راجع به اضطراب بیمار و نگرانی درباره فرسودگی دندان‌پزشک و راهکارهایی برای سرحال و پرانرژی ماندن اوست تا هم بیمار و هم خود دندان‌پزشک از نتیجه کار راضی باشند.

موسیقی در مطب دندان‌پزشکی معجزه است
حال با این همه نگرانی چه می‌توان کرد؟ یکی از راه‌حل‌هایی که از نظر علمی بر روی آن مطالعه شده، معجزه موسیقی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد پرت کردن حواس بیمار با موسیقی، در کاهش اضطراب او مؤثر است و اگر دندان‌پزشک خود هم اهل موسیقی باشد، زمانی که در مطب، موسیقی پخش می‌شود، آرام‌تر خواهد بود و از کارش لذت بیشتری می‌برد.
داستانی که می‌خواهم امروز برایتان تعریف کنم و از یک تجربه شخصی برمی‌خیزد، یک گام از این هم فراتر است. چیزی از جنس موسیقی، اما یک تجربه شخصی.
حکایت این است که حدود ۱۰ سال است که برای بیمارانم، حین کار دندان‌پزشکی، کم و بیش آواز می‌خوانم. احتمالاً می‌پرسید چه‌طور و چه وقت این کار را می‌کنم؟ خب گاهی همان آغاز کار، مثلا حین تزریق و گاهی هم در مراحل مختلف درمان. این تجربه هوشیار یا نیمه هوشیار، به بخش ثابتی از تجربه بالینی من تبدیل شده.

آواز در سمفونی دندانپزشکی سخنرانی دکتر علی کاظمیان در تدکس
آواز در سمفونی دندانپزشکی سخنرانی دکتر علی کاظمیان در تدکس

اوضاع روبه‌راه است، ببین آواز می‌خوانم!
حال ممکن است بپرسید آواز خواندن با چه مکانیسمی بیمار را آرام می‌کند؟ من معتقدم آرام شدن بیمار با آواز خواندن، به دو دلیل اتفاق می‌افتد که اولین آن همان معجزه موسیقی است. اما نکته دومی هم احتمالا اینجا در کار است. همان‌طور که متخصصین حوزه سلامت عمومی هم می‌گویند، ما در پزشکی و دندان‌پزشکی، با عدم قرینگی اطلاعات مواجه هستیم. عدم قرینگی اطلاعات، به این معنی است که معمولا فقط دندان‌پزشک می‌داند که واقعا در دهان بیمار چه می‌گذرد و درمان چگونه پیش می‌رود. بیمار عموما از سیر درمان تقریبا بی‌خبر است و همین بی‌اطلاعی او از روند درمان می‌تواند بر اضطراب او بیفزاید. من اما فکر می‌کنم با آواز خواندن به بیمار این پیام تلویحی را منتقل می‌کنم که سیر درمان به خوبی پیش می‌رود. او احساس می‌کند اوضاع‌ آن‌قدر روبه‌راه است که دندان‌پزشک شروع به آواز خواندن کرده است! اگرچه من هنوز نسبت به این کار پژوهش علمی انجام نداده‌ام، اما بازخورد بسیار خوب بیمارانم نسبت به این کار، موفقیت این اقدام را برایم واضح کرده است. شاید اگر بخواهم خاطراتی که تا الان با این تجربه دارم جایی گردآوری کنم، حاصل یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای شود؛ از بیمارانی که وقتی حین درمانشان ساکت هستم با اشاره از من می‌خواهند آواز بخوانم تا بیمارانی که در پایان کار بیشتر از آنکه از من بابت کار دندان‌پزشکی تشکر کنند، بابت آواز خواندن تشکر می‌کنند.

دندان‌پزشک خوب، دندان‌پزشک خوش
ممکن است با خود فکر کنید برای من که دندان‌پزشک نیستم یا من که دندان‌پزشکم اما اهل آواز خواندن نیستم این تجربه چه پیامی دارد. آنچه می‌خواهم بگویم، به ذهنیتی که اکثر ما راجع به کارمان داریم مربوط می‌شود. ذهنیت غالب ما، در هر شغلی که باشیم، این است که ما کار می‌کنیم تا پول دربیاوریم و پول درمیاوریم تا زندگی کنیم. این ذهنیت چندان هم دور از ذهن و نامعقول به نظر نمی‌رسد. اما نکته‌ای که می‌خواهم تذکر بدهم، این است که ما معمولاً فراموش می‌کنیم که زمانی که در محیط کارمان می‌گذرانیم، بخش مهم و معناداری از زندگی‌مان است. اگر از کودکی و بازنشستگی فاکتور بگیریم، شاید بتوان به جرات گفت که بیش از نیمی از زمان بیداری ما در محیط کارمان می‌گذرد. بنابراین اگر قرار است زندگی خوب و خوشی داشته باشیم، محیط کارمان هم باید همین‌طور باشد. یعنی من در عین حال که دندان‌پزشک خوبی هستم، فراموش نکنم که بخش معناداری از زندگی‌ام را در محیط کارم صرف می‌کنم و باید به خوشی آن توجه کنم. ما می‌توانیم با آواز خواندن، با یک لبخند یا گذاشتن یک گلدان بر روی میز کارمان یا شوخی کردن با دوستان و مراجعین، محیط کارمان را خوشایندتر کنیم.

منبع:دندانه

 

تلفیق هنر و پزشکی، تلفیق جالبی است. پزشکی درعین ظرافت و زیبایی‌، درد را نیز در خود دارد و هنر در این فضا روح را صیقل می‌دهد تا پزشک با آرامش بیشتر و آسان‌تر با وجهه خشن حرفه خود کنار بیاید.

شبنم کرمی/ روزنامه شهرآرا- پرداختن هم‌زمان به هنر و پزشکی، نیازمند عشقی است که اگر باشد، نه‌تنها فرد را به آرامش و آسایش می‌رساند، که محملی است تا از مسیر هنر، روح امید و انگیزه زندگی به کالبد جامعه دمیده شود. دکتر فتح‌ا… شیبانی، نمونه عینی چنین تلفیقی است؛ او هم جراح و دندان‌پزشک است و هم فیلم‌سازی هنرمند و موفق. با او به گفتگو نشسته‌ایم.

موفقیت بعداز ۳۷سال وقفه
وقتی از سن و سالش می‌پرسم، می‌گوید: هرگاه صحبت از این مقوله می‌شود، می‌گویم «صاحب بیش‌از نیم‌قرن تجربه».

دکتر شیبانی، رشته سخن را این‌گونه به‌دست می‌گیرد و درباره سابقه هنری‌اش چنین می‌گوید: از سال۱۳۴۹ با تئاتر وارد فعالیت‌های هنری شدم و دوره هنری را در اداره فرهنگ آن زمان آغاز کردم. در سال۱۳۵۰ به‌صورت افتخاری، گوینده رادیو بودم و در کارهای نمایشی رادیو هم شرکت می‌کردم. آن موقع افتخار همکاری با بازیگران بنامی مانند علی نصیریان، داریوش ارجمند و امیر قویدل، کارگردان فقید سریال میرزاکوچک‌خان جنگلی را داشتم که درکنارشان، تجربیات بسیاری فراگرفتم. سپس به پیشنهاد یکی از دوستان که مرا نصیحت کرد «درکنار هنر باید تحصیل باشد، وگرنه هیچ‌گاه به جایی نمی‌رسی!» در سال۱۳۵۳ دور کارهای هنری را خط کشیدم و برای ادامه تحصیل، عازم خارج از کشور شدم. تا سال۱۳۹۰ هیچ‌گونه کار هنری انجام ندادم تا اینکه با جرقه‌ای که ازسوی دختر کوچک هشت‌ساله‌ام ایجاد شد، دوباره به محیط هنری برگشتم و خدا را شکر می‌گویم که اولین ساخته‌ام به‌نام «آن‌ سوی پنجره» بعداز ۵۳سال، نخستین فیلمی بود که از ایران به جشنواره بین‌المللی اسپانیا راه پیدا کرد؛ به این جشنواره دعوت شدم و افتخار من است که پرچم کشور عزیزمان روی میز داوران قرار گرفت و از بین ۳هزارو۸۱ فیلمی که از تمام دنیا برای آن‌ها آمده بود «آن‌سوی پنجره» جای خودش را پیدا کرد و در مقام دوم جشنواره قرار گرفت.

نخستین «پنجره» برای فیلم‌سازی من
دخترم «عسل» را که الان به تحصیل در آمریکا مشغول است، از مدرسه برداشته بودم. روز تولدش بود. یکی از دوستانش، کتاب کوچکی حاوی داستان‌های کوتاه به قلم «نجمه مولوی» به او هدیه داده بود که به من نشانش داد. گفتم: «چه قشنگ! می‌توانی صفحه۲۱ آن را باز کنی و برایم بخوانی؟»

صفحه۲۱ کتاب، مربوط‌به داستانی با عنوان «آن‌ سوی پنجره» بود. به دخترم گفتم: «چه زیبا می‌شود اگر این داستان را فیلم کنم!» و همان‌وقت دنبال فکرم را گرفتم. لوکیشن این فیلم و بیشتر فیلم‌های من، طبیعت زیبای طرقبه بوده است. با «اشکان ضیایی» که یکی از فیلم‌سازان و هنرمندان بنام استان است، همکاری را شروع کردیم. این فیلم به تصویر کشیده شد و همچنان جزو افتخارات من است که همیشه به آن می‌بالم.

از «شاپرک» تا «یکی برای همه»
بعد از آن، فیلم «شاپرک» را به تصویر کشیدم. همواره مدتی را در محیط موضوعی فیلم‌هایی که کار می‌کنم، قرار گرفته‌ام. این فیلم، داستان دو نفر نابیناست؛ می‌خواستم ثابت کنم دنیایی که نابیناها دارند، بسیار زیباتر از دنیایی است که ما با چشمان باز می‌بینیم. روشندلان رنگ‌ها را بسیار زیبا تشخیص می‌دهند و احساسات درونی آن‌ها خیلی زیباتر از ماست که من، این موضوع را در «شاپرک» به‌تصویر کشیده‌ام. این فیلم در پارک وکیل‌آباد فیلم‌برداری شد و خاطرات بسیار زیبایی از زندگی در خوابگاه نابینایان را تجربه کردم تا توانستم راه و روش زندگی این دوستان را پیدا کنم.

بعد از آن، فیلم «بومِرنگ» را ساختم؛ داستان، مربوط به ساعت درس نقاشی یک کلاس است که بچه‌ها آنچه را در قلبشان است، روی کاغذ آورده‌اند.

عـالم باهنـر/ گفتگو با دکتر فتح‌الله شیبانی، دندانپزشک و فیلم‌ساز
عـالم باهنـر/ گفتگو با دکتر فتح‌الله شیبانی، دندانپزشک و فیلم‌ساز

دو تا مستند هم ساخته‌ام؛ یک مستند کوتاه با عنوان «خاله قزی» که در کاشمر فیلم‌برداری کردم. مستند بلند «مامان فروغ» از دیگر کارهایم است. آخرین کارم هم مستند بسیار زیبای «فرهنگ» است که در آن از یک فرد معلول فیلم‌برداری کرده‌ایم. از دیگر فیلم‌های من، «شاید دوباره» مربوط به معجزه‌ای از امام‌رضا(ع) است که برای خودم اتفاق افتاده بود و مجبور شدم در آن بازی کنم. این فیلم در جشنواره فجر در سینماهویزه به نمایش درآمد. «شاید دوباره» و یکی دیگر از کارهای بسیار زیبا از نظر خودم، با عنوان «فرشته‌ها بال ندارند» اخیرا در اجلاس سران نماز پخش شد و افتخاری برای من است که این فیلم از میان کارهای زیادی که برایشان رسیده بود، در رتبه خوبی قرار گرفت و برای مقامات کشورمان به نمایش درآمد. از کارهای دیگرم باید به اثری تبلیغاتی با عنوان «یکی برای همه» اشاره کنم که کار مشترک ایران و کره بود که برای آن‌ کشور فیلم‌برداری کردیم و فرستادیم. در بیشتر آثارم، کارگردانی و تهیه‌کنندگی کار با خودم بوده است و در چند تا از فیلم‌هایم هم بازی کرده‌ام.

جایزه من؛ تلنگری حتی برای یک نفر!
همه کارهایی که تولید کرده‌ام با خواست خدا و یاری دوستانی که با من همکاری کردند، به جشنواره یا برنامه‌هایی راه پیدا کرده است؛ در حال‌ حاضر نیز «فرشته‌ها بال ندارند» مهمان جشنواره «اُوِرهازِن» آلمان است که امیدواریم به جایگاه خوبی دست پیدا کند.

۱۲فیلمی که ساختم، از پنج جشنواره داخلی جایزه و لوح تقدیر دریافت کردند و در جشنواره اسپانیا، جشنواره مسلمانان انگلیس و جشنواره‌های خارجی دیگر هم مطرح شده‌اند.

خوشحالم که همیشه خداوند یار من بوده و فیلم‌هایم به جاهایی راه پیدا کرده‌اند که انتظار داشتم. من این موفقیت را مدیون اعتقاد به خداوندی می‌دانم که همیشه یار و یاور من بوده است. جوایز و لوح تقدیر ممکن است ارزشمند باشد ولی ارزشمندتر از آن، راهی است که در پیش گرفته‌ام و دوست دارم داستان‌هایی که می‌نویسم تلنگری باشد، حتی برای یک نفر، که اگر همین یک نفر را منقلب کند، برایم کافی است و این بهترین لوح تقدیر و جایزه‌ای ارزشمند برای من خواهد بود.

عـالم باهنـر/ گفتگو با دکتر فتح‌الله شیبانی، دندانپزشک و فیلم‌ساز
عـالم باهنـر/ گفتگو با دکتر فتح‌الله شیبانی، دندانپزشک و فیلم‌ساز

معجزه هنر درکنار تیغ جراحی
همواره گفته‌ام که هنر می‌تواند درکنار تیغ جراحی قرار گیرد. هنر درکنار حرفه پزشکی یا معلمی یا مهندسی می‌تواند نقش مکمل را بازی کند. البته شاید حرفه من تاحدودی روی فیلم‌هایی که می‌سازم، تاثیر گذاشته و ظرافتی که در پزشکی است، در کار هنری هم به کارم آمده باشد. ضمن اینکه احساس می‌کنم از وقتی که فیلم‌سازی را شروع کرده‌ام، رفتارم با بیمارانم خیلی متفاوت شده و بیشتر عاطفی شده‌ام. در پنج‌سال گذشته به چیزهایی دست پیدا کرده‌ام که شاید در عمرِ بیش از پنجاه‌شصت‌ساله‌ام که خداوند به من داده است، هرگز به آن‌ها نرسیده بودم و این تحفه ارزشمند، همان پشت‌صحنه‌هایی است که حین کار برایم اتفاق افتاد.

برای تهیه فیلم «فرشته‌ها بال ندارند»، یکی‌دوماهی را در کویر زندگی کردیم؛ شب‌های کویر بسیار پرستاره است و به‌علت اینکه هوا صاف است، ستاره‌ها پایین به‌نظر می‌رسند؛ طوری‌که آسمان به سفیدی می‌زند. ساعت ۲:۳۰صبح در کویر مشغول فیلم‌برداری بودیم و سرمای وحشتناکی بود. در این فیلم، به‌عنوان پزشکی که از پرواز جامانده فقط با کراوات و کت‌‌وشلوار بازی می‌کردم و سرمای شبانه کویر گاهی تقریبا مرا بیهوش می‌کرد.

در فیلم، یک مادر به‌عنوان فرشته اول و پزشکی که به‌عنوان فرشته دوم در کویر بچه‌ای را مداوا می‌کند، نقش‌آفرینی می‌کنند. در آن لحظات با حسی چنان قوی کار می‌کردیم که شاید باور نکنید که هنگام فیلم‌برداری ما انگار برای یک لحظه تمام ستاره‌ها رفتند و دو تا ستاره مانند دو فرشته نورانی جلوی دوربین آمدند؛ این صحنه اشک دوستان را درآورد. این اتفاق عجیب در فیلم من فوق‌العاده موردتوجه قرار گرفته است و هرکس فیلم را می‌بیند، این دو ستاره برایش جالب‌ توجه است. همچنین در یکی از فیلم‌هایم، کودک بی‌سرپرستی را به بازی گرفتم که باعث شد یک خانواده خوب، او را در فیلم ببینند و به فرزندی بگیرند که همین برگ برنده، برای همیشه من کافی‌ است.

رمز موفقیت
بیشتر سوژه‌ فیلم‌هایم که نویسنده اکثرشان خودم بوده‌ام، اجتماعی و حاصل دیدن‌ها و شنیدن‌های مستقیم و غیرمستقیم خودم و دوستانم هستند. در همه کارهایم تِم مذهبی وجود دارد؛ همیشه سعی کرده‌ام به‌دلیلی، حضور خداوند را در فیلم‌هایم نشان دهم که یکی از رموز موفقیتم همین است.

دخترانم مشوقم هستند
خانواده همیشه مشوق من بوده‌اند و هیچ‌گاه سد راهم نبوده‌اند. دو دختر به نام‌های «عسل» و «نیلوفر» دارم که فوق‌العاده در پیشرفت کارهای هنری‌ام موثر بوده‌اند. انتخاب موزیک فیلم «فرشته‌ها بال ندارند» که موفقیت‌های بسیاری داشته با نیلوفر بود و پابه‌پای من در کویر به‌عنوان مدیر تولید زحمت کشید. دخترانم علاقه خیلی زیادی به کارهایم دارند و مشوقم هستند ولی هیچ‌گاه دوست ندارند به حرفه پزشکی وارد شوند و هیچ‌کدام علاقه‌مند به تحصیل در رشته‌های پزشکی نیستند. عسل دورادور مرا راهنمایی می‌کند و ایده می‌دهد و نیلوفر هم در‌کنارم است.

«تندیس هنر»؛ فضای امنی برای هنرمندان
به‌جرئت می‌توانم بگویم استعدادهایی که استان خراسان دارد، در هیچ‌جای ایران نیست. از گذشته‌های دور بیشتر دانشمندان و هنرمندان بزرگ کشور از خطه خراسان بوده‌اند ولی متاسفانه راه رشد برای هنرمندان امروز باز نیست و من از مسئولان می‌خواهم که طریقی را برای بروز این استعدادها پیدا کنند.

من به‌عنوان موسس و مدیر شرکت سینمایی «تندیس هنر» که از سال‌۹۲ با موفقیت، فعالیت خود را آغاز کرده است، آمادگی کامل دارم با استفاده‌از ظرفیت‌های این شرکت، فضای امنی برای تمام علاقه‌مندان ایجاد و از آن‌ها دعوت کنم که بیایند و از این شرایط استفاده کنند. مسئولان هنری کشور باید ضمن کمک به کوتاه‌سازان عرصه فیلم در تامین هزینه‌های تولید، محیط‌هایی را آماده کنند که این فیلم‌ها به نمایش درآیند تا زیبایی‌های اجتماعی و فرهنگی کشور ما از این دریچه به چشم دنیا برسد.

هرگز فیلم بلند نمی‌سازم
هرگز به فکر ساخت فیلم بلند نبوده‌ام و فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت هم این کار را انجام دهم؛ به دو دلیل: یکی اینکه توانایی مالی این کار را ندارم و هزینه بسیار زیادی خواهد داشت. دوم اینکه من به‌خاطر دلم کار می‌کنم و اگر روزی فیلم‌های من، اجازه پخش در جایی را پیدا نکند، در آرشیوم باقی می‌ماند و خودم می‌نشینم و گاهی آن را تماشا می‌کنم. ولی اگر فیلم بلند اجازه پخش نگیرد، فکر می‌کنم زندگی تقریبا نابود شده است. بنابراین هرگز به فکر تهیه فیلم بلند نیستم ولی آمادگی این را دارم که با دوستان فیلم‌ساز همکاری کنم.

گاهی شعر می‌گویم
به‌طورکلی، همه کارهای هنری از نقاشی، خط، موسیقی و سایر هنرها، همه به هم ارتباط دارند و می‌توانند مکمل و کمک یکدیگر باشند. با این نگاه، کتاب شعری را در دست چاپ دارم و گاهی شعر می‌گویم. در باغچه کوچکم، باغبانی می‌کنم و این کار را یکی از هنرهای بزرگ می‌دانم. گاهی برای دل خودم به موسیقی هم روی می‌آورم، عکاسی نیز می‌کنم و از این رهگذر، عکسی را به «جشنواره تعاون» ارسال کردم که جایزه گرفت.

«آفتاب لب بام» را می‌سازم
فیلم جدیدی با نام «آفتاب لب بام» در دست دارم که در آن، مادر سالمندی را به تصویر می‌کشم. کار پیش‌تولیدش انجام شده و از هفته آینده، فیلم‌برداری آن آغاز می‌شود. قرارداد یک کار دیگر هم در آنتالیتای ترکیه منعقد شده است و فکر می‌کنم کار بعدی من آنجا باشد.

شرایط شهر و محله‌تان تاثیری در شکل‌گیری فیلم‌های شما داشته است؟
بسیار. لوکیشن‌های من همیشه در همین شهر و منطقه است، اغلب در طرقبه و روستاهای اطراف. اصلا دلیل سکونت امروز من در طرقبه هم، حرف یکی از مسئولان اداره ارشاد اینجا بود. می‌گفت شما که همیشه در طرقبه هستید و فیلم‌هایتان را اینجا می‌سازید، ملکی هم که دارید، چه بهتر است که شرکتی در همین محله افتتاح کنید تا ما هم به آن افتخار کنیم. من به این محله و مردمش بسیار علاقه‌مندم و سعی می‌کنم در کارهایم به آن‌ها بپردازم.

تا‌به‌حال خواسته‌اید از دیگر ظرفیت‌های محله خود فیلم بسازید؟ اگر بسازید کدام جنبه محله را در نظر می‌گیرید؟
در اکثر فیلم‎ها از نابازیگرانی استفاده کرده‌ام که بومی محلاتی بوده‌اند که در آنجا زندگی کرده‌ام. با دهیاری اینجا هم مطرح کرده‌ام که بسیار دوست دارم فیلمی بسازم با موضوعی که در همین اقلیم و محدوده اتفاق بیفتد. در حال حاضر به ساخت مستندی مشغول هستم که تمام مشاغل این محدوده را شامل می‌شود و به آن‌ها می‌پردازد؛ باغبان‌ها و گل‌سراهایی را هم که در بولوار وکیل‌آباد تا طرقبه تعدادشان کم نیست، درنظر دارد. یقین دارم که خود من طی این صحبت‌ها چیزهای زیادی یاد خواهم گرفت.

چرا از ابتدا به سمت فیلم‌سازی نرفتید؟
زمانی‌که فعالیت هنری را شروع کردم، خیلی دوست داشتم آن را ادامه دهم. به پزشکی فکر نمی‌کردم. یکی از دوستان در آن زمان، نصیحتی کرد که من امروز بسیار سپاسگزارش هستم؛ گفت بدون درس امکان پیشرفت نداری! این حرف برای من تلنگری بود تا درس را جدی‌تر دنبال کنم. دور هنر را خط کشیدم و دنبال تحصیل رفتم. نتیجه‌اش را هم دیده‌ام؛ برای همین امروز گاهی که مادرانی، فرزندان خود را برای بازیگری می‌آورند یا خود یا همسرشان اظهار علاقه می‌کنند بازیگری را دنبال کنند، به آن‌ها توصیه و سفارش می‌کنم اگر درسشان را ادامه ندهند و تحصیلات نداشته باشند، به جایی که استحقاقش را دارند، نمی‌رسند. به‌طور قاطع می‌گویم خودم اگر تحصیلاتی نداشتم، نه هرگز می‌توانستم شرکت فیلم‌سازی داشته باشم و نه حتی فیلم بسازم. بدون تحصیل هیچ‌کدام از کارهایی که کرده‌ام، ممکن نبود.

منبع:دندانه

 

جوان ۲۲ساله‌ای که با معرفی خود به عنوان دندان‌پزشک، خودروی لوکس یک خانم میانسال را در جریان یک قرار عاشقانه ربوده شده بود، دستگیر شد.

محمد‌جواد ابوعطا- به گزارش شهرآرا، خانمی میانسال در حالی خودروی هیوندایش را کنار خیابان پارک کرد که دقایقی به آمدن مخاطب خاصش زمان داشت.

او برای چندمین‌بار به منظور محکم‌کاری، همان پشت فرمان یک بار دیگر پیام‌هایی را که با این مرد رد و بدل کرده بودند، چک کرد. مخاطب او یک دندانپزشک بود که اولین‌بار در یک سایت همسریابی، با یکدیگر آشنا شده بودند. مدتی از آشنایی‌شان می‌گذشت و پیام‌های عاشقانه این دندانپزشک که جواب‌های متقابلی هم داشت، این خانم میانسال را قانع کرده بود که آن‌ها به درد یکدیگر می‌خورند. زن میانسال هنوز در حال چک‌کردن پیام‌های رد و بدل شده میانشان بود که ضربه‌ای ظریف به شیشه خورد و زن برای اولین بار چهره خواستگار متشخصش را از پشت شیشه دید. زن درهای خودرو را که برای امنیت بیشتر بسته بود، باز کرد و به این ترتیب پایش را از یک قول و قرار مجازی به یک خواستگاری واقعی گذاشت.

***

رئیس پلیس فتای خراسان‌رضوی با اشاره به یک مورد سرقت خودرو با شگردی خاص در مشهد، گفت: با دریافت یک مرجوعه قضایی از یک خانم ۴۹ساله مبنی بر سرقت خودرو‌یش، تحقیقات کارشناسان آغاز و مشخص شد که این خانم با سارق خودرویش از طریق یک سایت همسریابی آشنا شده بودند.

سرهنگ جواد جهانشیری افزود: اظهارات این خانم نشان می‌داد چندی پیش با فردی در یک سایت همسریابی آشنا شده و او خودش را دندانپزشک معرفی کرده اما در اولین قراری که با یکدیگر گذاشته‌اند، این مرد جوان با چرب‌زبانی و به دست آوردن دل این خانم، از او اجازه می‌گیرد که برای دقایقی پشت فرمان خودروی هیوندای این خانم بنشیند و به این ترتیب مقابل چشم او خودرویش به سرقت می‌رود.

وی ادامه داد: پس از شنیدن اظهارات این خانم‌، کارشناسان پلیس فتا رصد‌های خود را آغاز کردند و پس از یکسری تحقیقات گسترده فنی در فضای مجازی این متهم را شناسایی و او را در یکی از شهرستان‌های خراسان‌رضوی ردزنی کردند و سپس با هماهنگی مقام قضایی این فرد دستگیر شد. رئیس پلیس فتای خراسان‌رضوی از معرفی این متهم ۲۲ساله به دادسرا خبر داد.

منبع:دندانه

 

ثبت ۱۶ شرکت گردشگری سلامت در خراسان رضوی

مسئول دفتر گردشگری سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد با اشاره به نیازهای درمانی گردشگران سلامت از جمله خدمات دندانپزشکی گفت: با استقرار و استحکام شرکتهای گردشگری سلامت مراکز درمانی مجاب خواهند شد به جای پذیرش بیماران از طریق واسطه های بدون مجوز، از طریق این شرکتها بیماران را پذیرش کنند.
دکتر شاپور بدیعی افزود: تعداد گردشگران سلامت مشهد طی سالهای اخیر روند صعودی داشته و چندین برابر این میزان نیز خدمات درمانی سرپایی به گردشگران سلامت ارائه می‌شود. شمار عمده گردشگران سلامت از کشورهای کویت، بحرین، قطر، افغانستان، عراق، تاجیکستان و ترکمنستان به مشهد سفر می کنند.

وی ادامه داد: بیشترین نیازهای درمانی گردشگران سلامت شامل اقدامات جراحی قلب باز، جراحی عروق، جراحی عمومی، ارتوپدی، خدمات پوست، مو و زیبایی و خدمات دندانپزشکی ، زنان و نازایی است.

او  وجود حرم ملکوتی امام رضا(ع)، توانمندی بالای پزشکان از نظر علمی و تجربی، مراکز تشخیصی و درمانی مجهز، وجود منابع طبیعی و چشمه های آبگرم، تنوع داروهای گیاهی و کاهش نرخ خدمات را از جمله ظرفیتهای جذب زائر و گردشگر سلامت در مشهد و استان خراسان رضوی عنوان کرد و افزود: تاکنون هفت بیمارستان در مشهد از وزارت بهداشت مجوز ‘IPD’ (پذیرش بیماران خارجی) را گرفته اند و چند بیمارستان دیگر نیز در حال فراهم آوری امکانات و زمینه لازم برای اخذ این مجوز هستند.
وی از ثبت ۱۶ شرکت گردشگری سلامت در خراسان رضوی نیز خبر و ادامه داد: این شرکتها حلقه واسط بین بیماران و مراکز درمانی هستند و با استقرار در کشورهای هدف و ارتباط مستقیم با بیماران و مراکز درمانی، خدمات درمانی و گردشگری را از مبدا تا مقصد به بیماران خارجی ارائه می دهند.

مسئول دفتر گردشگری سلامت دانشگاه علوم پزشکی مشهد فقدان نظام و برنامه جامع گردشگری سلامت، دلال بازی، نبود پوشش بیمه ای بین المللی و تبلیغات ناکافی را از مهمترین چالشهای فراروی صنعت گردشگری سلامت در ایران برشمرد و افزود: هم اکنون بسیاری از گردشگران سلامت از مسیرهای غیرحرفه ای به پزشکان معرفی می شوند و این اقدام آسیب زا است.

بر اساس برآوردها سالانه افزون بر ۲۰۰ هزار گردشگر سلامت وارد ایران می شوند و در این میان خراسان رضوی با جاذبه ها و ظرفیت های مختلف در جذب گردشگر سلامت پیشگام است.
شش دانشگاه و دانشکده علوم پزشکی شامل مشهد، نیشابور، سبزوار، گناباد، تربت حیدریه و تربت جام در خراسان رضوی فعال هستند.

منبع:دندانه

 

دبیر کمیته علمی نخستین کنگره منطقه‌ای انجمن دندان‌پزشکی ایران شاخه خراسان، از برگزاری کارگاه‌ها و ارائه سخنرانی‌ها و پوسترهای بالینی و کاربردی برای دندان‌پزشکان عمومی در این کنگره خبر داد.
دکتر جعفر قره چاهی گفت: «رشد چشم‌گیر علم و هنر دندان‌پزشکی در سال‌های اخیر و کافی نبودن آموزش دوره‌های آکادمیک نسبت به آن، همواره همکاران دندان‌پزشک رابعد از فراغت از تحصیلبه شرکت در دوره‌های انجمن‌ها و شرکت در کنگره‌ها ترغیب کرده است که در همین راستا لزوم برگزاری کنگره منطقه‌ای انجمن ایران شاخه خراسان، احساس شد.»
وی افزود: «محتوای علمی کنگره، متنوع و دربرگیرنده تمامی تخصص‌ها و مباحث بین‌رشته‌ای دندان‌پزشکی، برای دندان‌پزشکان عمومی و متخصص شرکت کننده است و از آنجا که مخاطبان و فراگیران ما بیشتر دندان‌پزشکان عمومی هستند، تمرکز این کنگره بر مطرح کردن مباحث کاربردی و بالینی است. به همین دلیل مقالاتی که دارای این ویژگی بودند، در اولویت اول انتخاب قرار داشتند.»
وی در خصوص موضوع مباحثی که برای این کنگره در نظر گرفته شده است، توضیح داد: «در این کنگره، بیشتر بر روی مطالب و مشکلات چالش‌برانگیز در حوزه درمان‌های دندان‌پزشکی، از جمله ایمپلنت، پروتز، اندو، ترمیمی و زیبایی، پریو،جراحی و اطفال تأکید شده است. البته باید گفت محتوای علمی کنگره، سایر بخش‌های دندان‌پزشکی را هم کم و بیش پوشش می‌دهد و در ضمن، حدود ۲۵ کارگاه آموزشی کاربردی نیز همزمان با سایر برنامه‌ها اجرا خواهد شد.»
دکتر قره‌چاهی محورهای اصلی نخستین کنگره منطقه‌ای انجمن دندان‌پزشکی ایران شاخه خراسان را این‌گونه تشریح کرد: «اخلاق حرفه‌ای و حقوق متقابل بیمار و دندان‌پزشک، تکنیک‌های نوین دندان‌پزشکی مبتنی بر کارگاه‌های آموزشی، مبانی زیبایی در دندان‌پزشکی، ارتباطات بین‌رشته‌ای و نقش ارجاع در دندان‌پزشکی، دندان‌پزشکی در بیماران خاص و سالمندان، جایگاه اقتصاد و فرهنگ در سلامت دهان و دندان، دندان‌پزشکی و محیط‌زیست، پاتولوژی و تعاملات بین رشته‌ای، پاتولوژی بافت نرم و سخت سر و گردن، ایمونولوژی و ژپتیک ضایعات سروگردن، اونکولوژی، پاتولوژی مولکولار سلول‌های بنیادی، مطالعات فراساختاری و پژوهش‌های حیوانی اهداف این کنگره را تشکیل می‌دهند.»
نخستین کنگره منطقه‌ای انجمن دندان‌پزشکی ایران شاخه خراسان، به همراه چهارمین کنگره انجمن آسیب‌شناسی دهان، فک و صورت ایران، همزمان با میلاد امام رضا(ع) از ۱۰ تا ۱۳ مرداد ۹۶ و با اختصاص ۱۸ امتیاز بازآموزی، درهتل پردیسان مشهد برگزار می‌شود.

منبع:دندانه