اگرچه چین امروز از نظر دندانپزشکی در جایگاه خوبی قرار ندارد، اما مورخان این کشور می‌گویند درمان بیماری‌های دندان در چین باستان، پیشرفته بوده؛ تا جایی که اسنادی از ایمپلنت در قرن ۱۲ میلادی در این کشور یافت شده است.

مجله چینی پُست، در گزارشی به بررسی این اسناد پرداخته است. این مجله درباره درمان‌های رایج پوسیدگی دندان در آن دوره می‌نویسد:

در دوران باستان، مردم چین برای درمان دندان‌های خود نزد پزشکان می‌رفتند. از جمله پزشکان معروف آن دوران، دکتر چونوی یی (Chunyu Yi) است که بین سال‌های ۱۵۰ تا ۲۰۵ می‌زیست.

۲۵ کیس درمانی این پزشک در کتاب یادداشت‌های تاریخ‌دان بزرگ (Records Of the Grand Historian) که تاریخ چین باستان را به رشته تحریر در آورده، نوشته شده است. در یکی از این کیس‌ها که دندانپزشکی است، آمده است: «پدربزرگی با شکایت از درد پوسیدگی دندان به دکتر چونوی یی مراجعه کرد. دکتر برای درمان دندانش از طب سوزنی استفاده و سوزن‌هایی را در بازوی چپ بیمار فرو کرد. سپس از او خواست جوشانده‌ای از ریشه تلخ گیاه شِنگ (Sheng) را هر روز قرقره کند. بیمار بعد از ۵، ۶ روز از درد دندان خلاصی پیدا کرد.»

گویا دکتر چونوی یی در این مورد معتقد بوده درد دندان بیمار ناشی از خوابیدن با دهان باز و ورود هوای سرد و شستشو ندادن دهان بعد از صرف غذا بوده است.

دکتر ژانگ ژونگ جینک (Zhang Zhongjing) پزشک معروف عصر هان شرقی که بین سال‌های ۱۵۰ تا ۲۱۹ میلادی در چین می‌زیست، استفاده از رئال گار (یک کانی از جنس آرسنیک سولفید) و گیاه Whitlow را برای درمان پوسیدگی دندان توصیه می‌کرد. او برای ترمیم دندان، پودر این مواد را حرارت می‌داد و آن را بر روی ناحیه دچار پوسیدگی می‌گذاشت. گفتنی است رئال گار هنوز هم در موارد اندکی در طب سنتی چین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ساخت دست‌دندان

دانشنامه بازبینی شده داروسازی (Newly Revised Pharmacopoeia) که اواسط قرن هفتم میلادی درباره داروهای گیاهی و طب بالینی در عصر تانگ در چین نوشته شد، قلع، ورقه‌های نقره و جیوه را برای ساخت آلیاژی که در دندانپزشکی مصرف داشته معرفی کرده است. گفته شده این آلیاژ دارای چگالی نقره و به همان سختی است؛ اما مشخص نیست آیا در آن دوره برای پر کردن دندان استفاده می‌شده یا با آن دست‌دندان می‌ساخته‌اند.

ایمپلنت

لو یو (Lu You) شاعر چینی که بین سال‌های ۱۱۲۵ تا ۱۲۱۰ می‌زیست در شعرهای خود از شخصی نام می‌برد که دندان می‌کاشته است. شاعر دیگری به نام لو یوئو هم که هم‌دوره او بود هم در یکی از شعرهایش از شخصی به نام چِن می‌گوید که به همین شغل اشتغال داشته است. کتاب دیگری که در اواسط قرن ۱۸ میلادی نوشته شده، در جایی ذکر کرده مغازه‌ای در بازار، دست‌دندان‌های مصنوعی تبلیغ می‌کرده و می‌گفته به دندان طبیعی می‌مانند.

متن اصلی گزارش را در این آدرس بخوانید: https://www.scmp.com/magazines/post-magazine/short-reads/article/3041650/getting-roots-dentistry-ancient-china-it-wasnt

منبع:دندانه

 

دکتر محسن سیاح استادی نامدار، متین و محجوب بود. وی اولین دندان پزشک ایرانی است که با درجه دکترا به جرگه اساتید دانشگاه تهران پیوسته است. در سازمان نوین دانشکده به استادی کرسی بیماریهای دهان برگزیده شد.

دکتر سیاح به سال ۱۲۷۸ شمسی در تهران متولد شد. وی در سال ۱۹۱۰ میلادی (۱۲۸۹ شمسی) به سویس عزیمت کرد و تا سال ۱۹۱۹ (۱۲۹۸ شمسی) در مدرسه ابتدایی و متوسطه لوزان مشغول تحصیل بود. تحصیلات عالی را در دانشکده دندانپزشکی پاریس و فرانکفورت به سال ۱۹۲۶ (۱۳۰۵ شمسی) به پایان رساند. پایان نامه خود را در باب «کانون‌های عفونی دور ریشه» از تصویب گذراند. در سال ۱۳۰۵ شمسی ‌به ایران مراجعت کرد.
در سال ۱۳۰۷ زمانی که دکتر ولی الله خان نصر ریاست عالی مدرسه طب را بر عهده داشت از دکتر سیاح خواست هفته‌ای دو ساعت در کلاس پنجم طب «امراض دهان و دندان» را تدریس کند. وی از سال ۱۳۰۸ به تدریس رشته امراض دهان و دندان مدرسه طب و دندانسازی و تصدی کلینیک امراض دهان و دندان مشغول شد. چند ماه بعد به سمت جراح دندانساز بیمارستان‌ها منصوب و پس از دو سال ریاست قسمت دندانسازی بیمارستان دولتی را نیز عهده دار شد. وی در سالهای تحصیلی ۱۳۱۵- ۱۳۱۲ همچنان در سمت معلم امراض دهان و دندان به امر تدریس اشتغال داشت. دکتر سیاح در سال ۱۸-۱۳۱۷ شمسی با عنوان استادی و رییس فنی دانشکده دندانسازی و مدرس بیماریهای دهان ودندان بوده است.
در سازمان نوین دانشکده به استادی کرسی بیماریهای دهان برگزیده شد. وی اولین دندان پزشک ایرانی است که با درجه دکترا به جرگه اساتید دانشگاه تهران پیوسته است.

از آن پس با حفظ سمت استادی مشاغل زیر را عهده دار شد:
۱. رییس فنی دندانپزشکی از سال ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۵
۲. بازرس اداری بیمارستان‌های دانشکده پزشکی
۳. نماینده دانشکده پزشکی در شورای دانشگاه
۴. ریاست سندیکای دندان پزشکان

دکتر سیاح استاد کرسی بیماری‌های دهان و بازرس اداری بیمارستان‌های دندان پزشکی بود. تالیفات ایشان به شرح زیر است:
۱. تشریح دندان
۲. بیماریهای دندان
۳. بیماریهای دهان
دکتر سیاح در پی ریزی دانشکده پزشکی تهران سهم بسزایی داشته و طی ۲۴ سال ریاست بر این دانشکده که نوبت اول آن از ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۵ و نوبت دوم از ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۷ بوده است با دقت و علاقمندی کار کرده و هدایت امور دندان پزشکی کشور را بر عهده داشته است.
با تشکیل سندیکای دندان پزشکان ایران در ۱۳۲۳ که سال‌ها ریاست آن را به طور مداوم و یا ادواری بر عهده داشت. دکتر سیاح به سال ۱۳۳۰ در کنگره بین المللی بیمارستانی که در بروکسل بود، از طرف دانشکده شرکت کرد.

دکتر سیاح علاوه بر سمت استادی بیماری‌های دهان در چهار چوب خدمات دانشگاهی سمت‌های مهم دیگری مانند عضویت در شورای دانشگاه و کمیته دائمی پزشکی را نیز داشته است که نشان از شایستگی او دارد.

برگرفته از کتاب نخستین‌ها اثر استاد فقید دکتر شمس شریعت تربقان

منبع:دندانه

 

دندانپزشکی تقلبی، دندانپزشکی آلترناتیو

قرن‌ها انسان‌ها در دوره‌های تاریک جهالت زیسته بودند. از ابتدای پیدایش گونه انسان تا زمان انقلاب صنعتی دانش بشر پیشرفت چندانی نکرده بود. ولی در چند قرن اخیر انسان دریافت که باید «علمی» بیاندیشد و خرافات و باور‌های غلط و اثبات نشده را کنار بگذارد. به حدس‌ها و تصوراتش اعتماد نکند و همه ایده‌ها را از مسیر علم بیازماید. تاریخ دانش پزشکی هم از این قضیه مستثنا نیست. پاستور با یک ازمایش علمی نشان داد که مگس‌ها از گوشت گندیده به وجود نمی‌آیند! دانشمندان دیگری ثابت کردند که عامل بسیاری از بیماری‌ها میکروب‌ها هستند و نه اجنه، چشم زخم، خود هوا، آب، خاک یا نفرین!
دندانپزشکی هم در ابتدای پیدایش از خرافات و شبه علم مبرا نبود. زمانی در دندانپزشکی رویکرد کشیدن دندان به جای درمان نگهداری دندان باب شد با این فرض که از پخش عفونت جلوگیری شود یا درد‌های مزمن و باعلت نامشخص درمان شود. این دیدگاه هیچ پایه علمی نداشت و در زمانی که حتی درمان‌های جایگزین دندان از دست رفته بسیار محدود بود، زیان‌های جبران ناپذیری به سلامت دهان و دندان بیماران وارد کرد.

الان در عصر اینترنت، عصر ماهواره و نانو تکنولوژی با رواج شایعه‌های جدیدی مواجه هستیم که پایه علمی نداشته و صرفا بی‌پایه و بدون اینکه مستندی برای آن‌ها ارائه شود، در مقیاس وسیع منتشر می‌شوند. یکی از شایعات جدید در مورد درمان ریشه (عصب کشی) می‌باشد که در رسانه‌ها وسایت‌های زرد خارجی منتشر شده و احتمالا به زودی به کشور ما هم خواهد رسید. در این شایعه که مثل خیلی از شایعه‌های بی‌اساس خبر از کشف «جدید» می‌دهد این طور القا می‌کند که عصب کشی (ه‌مان درمان کانال ریشه) باعث سرطان می‌شود. چون موادی در آن به کار می‌رود که سرطان زاست!

این دست شایعات واضح است که هیچ مبنایی ندارد. درمان کانال ریشه سالیان زیادی است که انجام می‌گیرد. در واقع درمان ریشه یکی از قدیمی‌ترین درمان‌های دندانپزشکی است و بی‌خطر بودن آن ده‌ها سال است که به اثبات رسیده است. ابداع درمان کانال ریشه به روش مدرن ده‌ها سال قبل از درمان ایمپلنت و درمان‌های جدید ترمیمی و پروتزی است و تمام جوانب آن سنجیده شده و خطرات احتمالی آن سال‌های قبل باید روشن می‌شد! برای اینکه مواد دندانپزشکی بتوانند وارد بازار شوند سختگیری‌های زیادی در موردشان صورت می‌گرد و از تمام جنبه‌های بیولوژیک و سمیت زایی مورد بررسی قرار می‌گیرند. شایعاتی که علیه درمان‌های کلاسیک و سودمند دندانپزشکی منتشر می‌شود به نظر می‌رسد بیشتر جنبه رپورتاژ آگهی و تبلیغ با روشی غیراخلاقی در مورد دندانپزشکی تجارت گونه‌ای با اصطلاح «دندانپزشکی بیولوژیک» دارد که عده‌ای سودجو درصدد تبلیغ آن و جا زدن آن به عنوان «دندانپزشکی» استاندارد هستند. البته جزئیات و روش این دندانپزشکان در هیچ مقاله یا روش علمی مورد تائید قرار نگرفته است. دندانپزشکانی بنا بر روش holistic dentistry یا بیولوژیک یا به اصطلاح آلترناتیو طبابت می‌کنند در واقع کلاهبرداران عصر جدیدند که اطلاعات موهومی را به بهای بالا به مراجعین دندانپزشکی می‌فروشند بدون اینکه بتوانند خدمتی واقعی را به آن‌ها ارائه دهند!

این گروه ادعا می‌کنند که درمان ریشه (عصب کشی) عفونت را حبس و در سراسر بدن پخش می‌کند ولی جایگزینی برای درمان ریشه ارائه نمی‌دهند! جایگزین درمان ریشه فقط کشیدن دندان است و این تفکر غیر از افزایش بی‌دندانی در جوامع نتیجه دیگری در بر ندارد.
توجه کنید که درمان ریشه یک درمان بسیار رایج و قدیمی است. تاریخچه درمان ریشه حتی به زمان ذکریای رازی بر می‌گردد. دگ‌تر گودیس در آغاز کتاب دنتال پالپ خود که یکی از منابع معتبر دندانپزشکی است به نام ذکریای رازی و نحوه استفاده او از یک نوع درمان ریشه برای معالجه دندان درد بیماران اشاره می‌کند. میلیون‌ها نفر هر سال درمان ریشه انجام می‌دهند. در عین حال در سراسر جهان تعداد بسیاری هم بنابر دلایل مختلف به سرطان مبتلا می‌شوند. چه بسیار افرادی که بدون اینکه حتی یکبار به دندانپزشک مراجعه کنند سرطان می‌گیرند و این دو از نظر علمی هیچ ارتباط علت و معلولی با هم ندارد.
ارتباط دادن درمان دندانپزشکی و سرطان بسیار مضحک و غیر منطقی است. چوم بیشتر افراد جامعه به درمان دندانپزشکی بالاخره در سنی نیاز پیدا می‌کنند. درست مثل اینکه بگوییم کسانی که تلوزیون می‌بینند سرطان می‌گیرند و بعد آمار بگیریم و نتیجه بگیریم صد درصد کسانی که سرطان گرفته‌اند تلوزیون تماشا می‌کرده‌اند!

همه انسان‌ها در عصر مدرن به مراقبت‌ها و درمان‌های دندانپزشکی نیاز دارند. این مراقبت‌ها و درمان‌ها می‌تواند از چک آپ‌های زمان بندی شده تا درمان‌های پیشگیرانه و درمان‌های ساده و پیچیده دندانپزشکی را در بر بگیرد. همه خدماتی که در دانشکده‌های دندانپزشکی سطح بالای دنیا (که خوشبختانه دانشکده‌های کشور مارا هم شامل می‌شود) ارایه می‌شوند استاندارد و بیولوژیک بوده و باز کردن دکان جدیدی به اسم دندانپزشکی بیولوژیک، با کلاهبرداری و گول زدن مردم تفاوتی ندارد!

منبع:دندانه

 

خاطراتی عجیب از دندانپزشکی در ایران

خبرگزاری ایلنا: کتاب «دندان‌پزشکی به روایت تاریخ ایران» شامل خاطرات و وقایعی جذاب درباره دندان‌درد و دندانپزشکی در تاریخ ایران به چاپ دوم رسید. این کتاب نوشته سعید میرسعیدی است و توسط نشر دندانه منتشر شده است.

کتاب «دندانپزشکی به روایت تاریخ ایران» به چاپ دوم رسید
کتاب «دندانپزشکی به روایت تاریخ ایران» به چاپ دوم رسید

یکی از روایت‌های جذاب این کتاب، نامه یک دندانساز فرانسوی به مظفرالدین شاه است که در سفر شاه ایران به فرانسه، از او تقاضای کار کرده بود:
«اعلیحضرتا! حسی که من را به نوشتن این عریضه واداشته، همانا عشقی است که من برای زیارت مملکت آن اعلیحضرت جلیل‌الشان دارم.
مختصر کلام آنکه می‌خواهم بدانم، آیا من یک نفر رعیت حقیر فرانسه می‌توانم در مملکت شاهنشاهی که منتهای آرزویم زیارت آن است، شغلی به دست بیاورم یا نه. چون من دندانسازم می‌خواهم که دندانساز اعلیحضرت باشم و مادام العمر با کمال جان‌نثاری خدمتگزار بمانم.
امضاء
از یک دندانساز آینده ایرانی به شاه آینده خود».

در این کتاب هم‌چنین خاطره‌ای خواندنی از دندان کشیدن ناصرالدین شاه آمده است:
«دوشنبه ۲۲ رمضان ۱۳۱۰ ه. ق. به آقا دائی گفتیم دندانساز را بگذار توی کالسکه بیاور دوشان‌تّپه؛ آخر یک فکری خواهیم کرد برای دندان. ناهار را هم گفته بودیم ببرند دوشان‌تّپه، بالای کوه، تخم‌مرغ و آش حاضر کنند. برویم بلکه بخوریم. آمدیم سوار شدیم و راندیم برای دوشان‌تّپه. صحرا همه سبز و خرّم. سمت شاهزاده‌عبدالعظیم همه سبزه، باغ هم با شکوفه و ارغوانِ سفید و قرمز، مثل بهشت بود که همچه هوا هیچ‌وقت ندیده بودیم. با این هوا، حالا باید ما دندان بکشیم.

عسلی گذاشتیم و دوربین می‌انداختیم. دیدیم درشکه دندانساز از دروازه بیرون آمد و دارد می‌آید رو به دوشان‌تّپه. ناهار بد کثیفی خوردیم. قدری تخم‌مرغ و آب آبگوشت خوردیم. بعد آمدیم بیرون. دندانساز آمد؛ حالا نشسته‌ایم و دندانساز هم ایستاده است. می‌گوییم چطور می‌شود؛ می‌شود کشید یا خیر؟ دندانساز هم ایستاده است، چیزی نمی‌گوید. گاهی می‌گوید زود می‌کشم. آمدیم روی سکوی عمارتِ رو به باغ نشستیم. حالا خیال می‌کنیم چطور دندان را بکشیم و از شدّت خیال و فکر عرق کرده‌ایم. دندانساز هم آمده است نزدیک ما ایستاده است.

پیشخدمت‌ها هر کدام یک حرف می‌زند. شال‌گردن دستمان بود، خواستیم چشم‌هایمان را ببندیم، دانتیس بیاید دندان را بکَند؛ پیشخدمت‌ها نگذاشتند. دیدیم اگر نَکَنیم دندان را، امشب که نمی‌توانیم غذا بخوریم؛ چه کنیم. لابد نشستیم و گفتیم بیا بکش. دندانساز هم گازش را عقب سرش قایم کرده که ما نبینیم، که یک‌دفعه گازانبر را انداخت و چهار مرتبه و ما فریاد کردیم آخ آخ! که مغزمان صدا کرد و کمرمان درد گرفت و خیال می‌کردیم هنوز باز دندان کشیده نشده است که دیدیم دندانساز ایستاده است. گفتیم چطور شد، گفت کشیدم. نگاه کردیم دیدیم بلی، کشیده است. دندانِ معیوبی کرم خورده و معیوب بود. آفتابه لگن آوردند، دهانمان را شستیم و رفتیم اطاق، رختخواب انداختند؛ به قدر دو ساعتی دراز شدیم. بعد برخاستیم، نمازی خواندیم و چایی و عصرانه خوردیم. جای دندان درد می‌کرد. آمدیم پائین توی باغ. باغ مثل بهشت بود، امّا باز کسل بودیم و دماغ نداشتیم… وقتی می‌خواستیم سوار شویم بیاییم شهر، دندان‌مان را گفتیم آوردند، انداختیم زیر لگد؛ چهار پنج‌ تا لگد زدیم، بعد انداختیم رو به سمت شمالِ کوه دوشان‌تّپه و دور انداختیم.»

منبع:دندانه

 

اخلاق دندان‌پزشکی و دندان‌پزشکی اخلاقی

در تصویر بالا مردی را مشاهده می‌کنید که در میان انبوهی از مردم که سلام نازی‌ها را می‌دهند، اعتراض‌گونه دستانش را در هم گره زده است و از هم‌رنگ جماعت شدن خودداری می‌کند. صاحب این عکس “آگوست لندمسر” نام داشت و تا سالیان سال بعد از مفقود شدنش در جنگ (به احتمال قوی به دست نازی‌ها به قتل رسید) مردم دنیا او را نمی‌شناختند و نامش را هم نشنیده بودند. سال‌ها بعد از مرگش، این عکس توجه تاریخ‌پژوهان را برانگیخت و سرانجام توانستند آن فرد را پیدا کنند و بفهمند که حرکت او در این عکس اتفاقی نبوده است. اگوست لندمسر فردی که این‌گونه با عصبانیت در میان مردمی که گوسفند وار به آرمان‌های نازی‌ها دل باخته‌اند، ایستاده است، از معدود مخالفین حزب نازی در زمان خود بوده و سرانجام در نهایت گمنامی جان خود را هم در این راه باخته است و خانواده‌اش از هم پاشید‌اند. اگوست لندمسر نماد وجدان بیدار جامعه‌ای است که اکثریت آن در مسیر اشتباه حرکت می‌کنند و رفتاری بر خلاف روال غلط و اشتباه خود را به شدت سرکوب می‌کنند.

این روزها البته مبحث اخلاق پزشکی موضوع داغ مجامع است. در دانشکده‌های دندان‌پزشکی مباحثی تحت عنوان اخلاق تدریس می شد.دانشجویان دندانپزشکی هم بالاجبار و اغلب از روی بی میلی این واحد ها را اصطلاحا پاس می کنند!پاس کردن این واحد ها اغلب راحت تر و کم زحمت تر از پاس کردن اندو؛پروتز و اطفال می باشد.
اما به راستی اخلاق (به معنی واژه معادل انگیسی آن یعنی Ethic) در کجای کار دندانپزشکی قرار دارد؟ چرا ما باید اخلاق را رعایت کنیم؟

مثالی که من برای کاربرد اخلاق در دندان‌پزشکی استفاده می‌کنم به رشته خودم مربوط است؛ خشک کردن کانال قبل از آبچوراسیون یک دستورالعمل غیرقابل اغماض و ضروری در تمام درمان‌های کانال ریشه است. اما جنبه اخلاقی قضیه چیست؟
جنبه اخلاقی قضیه این است که بدون خشک کردن کانال هم شما ممکن است یک درمان ریشه را در زمان کمتر و با همان کیفیت قابل سنجش (کیفیت درمان ریشه را معمولا با گرافی ارزیابی می‌کنیم) ارائه کنید. هیچ‌کس نخواهد فهمید که شما کانال‌ها را خشک نکرده‌اید یا در کانالی در حال خونریزی، مرحله آبچوراسیون را به اجرا در آورده‌اید. نتیجه درمان هم ممکن است حتی در کوتاه مدت بد نباشد! اما علم، منطق و تمام نتایج حاصل از مطالعات ما را به این گزاره رسانده است که باید کانال‌ها را با کن کاغذی خشک کنیم و از عدم وجود تراوش فعال در داخل کانال مطمئن شویم. چون وجود خونریزی و تراوش با فلسفه اندودنتیکس یعنی ایجاد محیطی که رشد میکروارگانیسم‌ها را غیرممکن کرده و سیل کافی اخذ کند در تعارض است.
اتفاقا “اخلاق” اینجا خیلی به کمک می‌آید. یک دندانپزشک حرفه‌ای (بخوانید اخلاق‌محور) با وجودی که می‌داند معیار سنجشی برای علمی کار کردنش (بخوانید اخلاقی کار کردنش) وجود ندارد و ممکن است حتی سطح درآمدش را کمتر از آدم‌هایی کند که غیرعلمی‌تر و سریع‌تر کار می‌کنند، باز منافع بلند مدت بیماران، خود و هم‌صنفی‌هایش را در نظر می‌گیرد و می‌داند که اعتبار و شان حرفه‌ایش علاوه بر ارزش معنوی، یک منبع درآمد لایزال بلند مدت برایش می‌باشد. با این دیدگاه اخلاق صرفا یک بحث فردی و شخصی نیست، بلکه حتی موارد جزئی حرفه را در بر می‌گیرد!

اینکه همه یا بیشتر آدم‌های دور و بر ما پایبند اتیکس (اخلاق حرفه‌ای) باشند یا نباشند، اینکه فشار اجتماعی، مشکلات اقتصادی، توهین به شان و منزلت درمان‌گران هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود، هیچ‌کدام دلیل نمی‌شود که ما به عنوان یک دندان‌پزشک مسئولیت فردی اخلاقی خود را فراموش کنیم. دندان‌پزشکی یک رشته انفرادی و با مسئولیت فردی است و هر فرد درمانگر به تنهایی و فقط خودش در برابر وجدان حرفه‌ای خود مسئول است. همان‌طور که از نظر قانونی هم هویت ما به عنوان دندان‌پزشک با یک شماره نظام‌پزشکی به رسمیت شناخته شده است و در قبال اتهاماتی که به ما از مجرای قانونی وارد می‌شود، فرقی نمی‌کند که مورد اتهام در کجا اتفاق افتاده باشد. چون خود فرد ما هستیم که در قبال مراجعین و بیمارانمان مسئولیت داریم.

این روزها در جامعه ما را به غرور، تک‌روی، تافته جدا بافته بودن متهم می‌کنند. اغلب ما سعی داریم با انکار این اتهامات، متهم‌کنندگان را قانع کنیم. ولی حقیقت این است که حس فردیت و منحصربه فرد بودن حرفه پزشکان، دندان‌پزشکان و سایر درمانگران نه‌تنها به ضرر بیماران نیست بلکه از نظر درمانی به نفع آن‌ها تمام خواهد شد. حس برتری که مردم به جامعه پزشکی می‌دهند (و الا اگر لطف مردم نبود که جامعه درمانی کشور صاحب چیزی از خود نبودند) باعث می‌شود در میان انبوه مشکلات جامعه اعم از اقتصادی، فرهنگی و روز‌مره، کار خود را مستقل و مبری از مشکلات حاضر به خوبی و درستی انجام دهند و الا شما تصور کنید همین خطاهای فاحشی که در تولید انبوه فلان ماشین معلوم‌الحال و بدون ایمنی در مقیاس چند میلیونی صورت می‌گرد و به مرگ هزاران نفر منجر می‌شود اگر در جامعه درمانی کشور هم به تبعیت از بقیه جامعه به صرف همرنگ جماعت شدن صورت می‌گرفت چه فاجعه‌ای به وقوع می‌پیوست.

نگارنده البته منکر بی‌اخلاقی‌ها و کاستی‌های موجود در جامعه درمانی کشور نیست. کافی است که یک بار پایتان به بیمارستان باز شده باشد یا گیر یک دندان‌پزشک کارنابلد افتاده باشید تا بفهمید که اصول حاکم بر جامعه پزشکی هم تا حد زیادی نیاز به اصلاح اساسی دارد. اما باید در نظر داشت خبط‌ها و بی‌اخلاقی‌های حاکم بر جامعه درمانی در قیاس با روابط و اصول حاکم بر کلیت جامعه کشور، بسیار بسیار ناچیزتر و قابل صرف‌نظر کردن است! چه رسد به اینکه توسط همین جامعه ناکارآمد از نظر رعایت اخلاقیات فردی و حرفه‌ای، در بوق و کرنا شود و موضع تمرکز رسانه های جمعی گردد.

امیدواریم هر پزشک، دندان‌پرشک و درمانگری که از اعطای سلامتی به بیماران پول درمی‌آورد، همیشه بر پایه اصول و اخلاقیات حرفه خود که در دانشکده و در تعامل با اساتید و همکاران آموخته است، بایستد. ولو اینکه شنا کردن بر خلاف جرایان حاکم و بی‌ثمر از منظر اکثریت باشد. ممکن است رفتار اخلاقی فردی ما چیزی را عوض نکند، به گوش کسی نرسد، پولدار نشویم، مشهور و حتی محبوب هم نباشیم. ممکن است حتی بیمارانمان هم ارزش این حرفه‌ای و اخلاقی بودن ما را درک نکنند. اما عزت‌نفس و اعتلای روحی که از این قضیه به‌دست می‌آوریم، با هیچ کالایی قابل معاوضه نخواهد بود.
اگوست لندمسر قبل از مرگش مشهور، پولدار و به تعبیر اکثریت جامعه پیروزبخت نشد! اما چون به درجه‌ای از آگاهی رسیده بود که باور داشت مسیر صحیح را می‌پیماید و اکثریت مطلق الزاما اخلاق‌محور و درستکار نیستد، بر سر آنچه فکر می‌کرد درست است، ایستاد و جانش را هم سرانجام در همین راه از دست داد.
ما درمانگران قرار نیست جانمان در مسیر درمان بیماران به خطر بیفتد، اما عمر، جوانی وقت و بسیاری از خواسته‌هایمان را صرف رسیدن به نقطه‌ای برای شروع کار درمانی فدا می‌کنیم. انصاف نیست که این شان و منزلتی که مفت از طبیبان و هم‌صنفی‌های نیاکان به ما رسیده است با زیاده‌خواهی و بد اخلاقی‌های خود به هدر دهیم. هر چند که این میراث را جامعه قدر نشناسد، همکارن خودمان کم‌لطفی کنند و حتی به دلیل رعایت اصول از همکاران و حتی بیماران زخم‌زبان بشنویم، با به‌خاطر آوردن اگوست لندمسر -مردی که درست ایستاد تا تمام مردم درست ایستادن را از او یاد بگیرند- دوباره به تصمیم‌گیری‌های فردی اخلاقی برگردیم و ethics را از هر آموخته بیشتری در کار روزانه خود در اولویت قرار دهیم.

جایگاه اخلاق در دندانپزشکی کجاست؟
جایگاه اخلاق در دندانپزشکی کجاست؟

منبع:دندانه

 

آیا زمانی که به سادگی از آخرین نسل باندینگ‌ها استفاده می‌کنید، هیچ‌وقت به اولین نسل‌هایی که زمینه‌ طبابت امروزی ما را فراهم آورده‌اند فکر کرده‌اید؟
در این مطلب قصد داریم به گذشته‌های بسیار دور تا آنجا که حافظه تاریخ به یاد می‌آورد سفر کنیم.

نقطه آغاز؛ تمدن Indus valley، هفت هزار سال قبل از میلاد
شاید کمتر کسی از ما فکر می‌کرد که برای رسیدن به اولین نشانه‌های شغلمان در تاریخ مجبور باشیم اینقدر به عقب برگردیم. به هر حال مورخان معتقدند در این سال‌ها و در حاشیه رودخانه‌ای موسوم به Indus River در سرزمینی بسیار پهناور تمدن عظیمی به نام Indus Valley وجود داشته است. شهرهای این تمدن کهن از نظر ساخت‌وساز، سیستم آب و فاضلاب بسیار پیشرفته بوده و مردمان آن در تجارت و ساخت جواهرات و اسباب‌بازی متبحر بوده‌اند. شیوه نوشتاری آنها نیز صدها سال مورداستفاده قرار می‌گرفته است. اما نکته جالب و مربوط به ما آن است که اجداد دندان‌پزشک ما در همین تمدن که از نظر جغرافیایی معادل افغانستان، پاکستان و شمال‌غربی هندوستان امروزی است ظهور کرده‌اند. آنها شاغلان حرفه صنایع دستی بودند و از ابزاری به نام bow drill برای تراش و ایجاد حفره در دندان استفاده می‌کردند. به نظر می‌رسد از این پس باید با احترام بیشتری به وسایل پاکستانی موجود در بازار دندان‌پزشکی نگاه کنیم. دستیاران عزیزی که امروز ما را در امر درمان بیماران یاری می‌کنند نیز می‌توانند مفتخر باشند که قدمت تاریخی حرفه آنها کم از خود دندان‌پزشکی نیست چرا که دندان‌پزشکان آن دوران نیز دستیارانی داشته‌اند که البته وظیفه سازمانی آنها اندک تفاوتی با امروز داشته است : نگه داشتن دست و پای بیمار نگون‌بخت حین درمان‌هایی که بسیار دردناک بوده‌اند.

پیشینه خدمات درمانی در تاریخ
قدمت آثار مکتوب در زمینه انجام انواع درمان‌های دندا‌ن‌پزشکی نیز واقعا شگفت‌آور است. برخی آثار متعلق به قرن ۱۷ قبل از میلاد که حتی ممکن است بازتابی از دست نوشته‌های ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد باشد، بیانگر انجام درمان‌های متعدد برای برخی مشکلات دندانی نه چندان مهم است. در سال‌های ۵۰۰-۳۰۰ قبل از میلاد دانشمندان یونان باستان از جمله Hippocrates و Aristole درباره الگوی رویش دندان‌ها، درمان دندان‌های پوسیده، بیماری‌های لثه ، کشیدن دندان با فورسپس و استفاده از سیم برای ثابت کردن دندان‌های لق و فک شکسته دست به قلم برده‌اند. جناب Celsus، نویسنده رومی متون پزشکی، ۱۰۰ سال قبل از میلاد در کتاب مهمی درباره طب، مطالبی در مورد بهداشت دهان، دندان‌درد، ثابت کردن دندان‌ها و نیز عوامل دارویی حاوی نارکوتیک در درمان بیماری‌های دهان به رشته تحریر درآورده است.

دندان‌پزشکی در خدمت قوه قضاییه
این‌طور که شواهد تاریخی نشان می‌دهد پیشینیان ما غیر از خدمات درمانی منشأ خدمات دیگری هم بوده‌اند. شاهد ما بر این مدعا مجموعه قوانین حمورابی است که در آن به دو مورد کشیدن دندان به عنوان تنبیه و مجازات مجرمان اشاره شده است. معلوم می شود که تهدید بچه ها به آمپول زدن به عنوان یکی از روش های تربیتی مورد علاقه برخی از والدین نیز ریشه در اعماق تاریخ دارد.

«افسانه کرم‌دندان»؛ سومری‌ها، ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد
این‌طور که می‌گویند افتخار اولین تکاپو در باب اتیولوژی (سبب‌شناسی) پوسیدگی دندانی به سومری‌ها در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. البته شواهدی از این باور که حفرات پوسیدگی دندان توسط کرم‌ها ایجاد می‌شود، در میان مردمان هند، مصر، چین و ژاپن هم مشاهده شده است. ناگفته نماند که هومر نیز در نوشته‌های خود به این داستان اشاره کرده است. عده‌ای نیز معتقدند که چون حفره پوسیدگی دندان تا حد زیادی شبیه حفراتی است که کرم‌ها در چوب به وجود می‌آورند این اعتقاد برای آن زمان می‌تواند منطقی باشد. جالب اینجاست که پس از گذشت سال‌ها، حتی در ۱۳۰۰ سال پس از میلاد نیز یک جراح فرانسوی به نام جناب آقای Guy de Chauliac هنوز مدعی و طرفدار این تئوری بود.

ناشر مصری؛ جد بزرگوار دندان‌پزشکان، ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح
اگر تا امروز فکر می‌کردیم پیشکسوتان ما دلاکان حمام و آرایشگرها بوده‌اند به لطف تاریخ‌نگاران دانستیم که اولین‌ درمان‌ها توسط شاغلان حرفه صنایع دستی صورت گرفته و اینک اضافه می‌کنیم که آن کسی که در تاریخ اغلب از او به عنوان اولین دندان‌پزشک یاد می‌شود جناب Hesy-Re یک فعال مصری در زمینه چاپ و نشر بوده است.

منبع:دندانه

 

بیمار وارد اتاق درمان می‌شود. یک خانم می‌انسال است. به محض اینکه متوجه می‌شود، دندانپزشک خانم قرار است کار درمانی او را انجام دهد با لحن نامناسب و توهین‌آمیزی از اپراتور بخش می‌خواهد که کار درمانش با دندانپزشک مرد انجام شود. چون این خانم معتقد است که خانم‌های دندانپزشک کار بلد نیستند!

در محیط‌های درمانی، روزانه با چنین حوادثی مواجه می‌شویم ومتاسفانه از کنار آن می‌گذریم. امروزه تعداد زنان دندانپزشک در کشور افزایش یافته است. اگر مداخله دولت در ایجاد ظرفیت برای مردان صورت نمی‌گرفت، تعداد دندانپزشکان خانم نسبت به آقایان چه بسا برتری چشمگیری می‌یافت. البته از این نکته نگذریم که با کمال تأسف بزرگ‌ترین ناقضان حقوق زنان در صنف دندانپزشکی، خود خانم‌ها هستند وچه با تائید این نقض حقوق صنفی، چه با بی‌تفاوتی خودشان بر ضد حقوق همجنس‌هایشان عمل می‌کنند. به عنوان یک دندانپزشک و متخصص درمان ریشه، چه در حیطه عمومی دندانپزشکی و چه در شاخه تخصصی رشته‌ام، تعداد زیادی از همکاران را می‌شناسم که در کار خود حتی اگر با کمی تردید نتوان گفت که از همکاران مرد خود ماهر‌تر و توانمند‌تر هستند، حداقل به جرات می‌توانم بگویم از نظر توانایی حرفه‌ای با مردان برابری می‌کنند.

تاریخچه حضور زنان در دندانپزشکی
سابقه حضور زنان در دندانپزشکی به طور رسمی به سال‌های خیلی قبل برمی‌گردد. اولین زنی که به طور رسمی نامش به عنوان دندانپزشک ضبط شده است، آملیا آشور سوئدی است که در ۱۸۵۲ توانست حائظ برد سلطنتی دندانپزشکی سوئد بشود. اولین زن دندانپزشک امریکا هم خانم املین روبرت جونز است که با یک دندانپزشک ازدواج کرد و در سال ۱۸۵۵ دندانپزشک شد. موفقیت زنان در دندانپزشکی در سال‌های اخیر روند چشمگیری داشته است و شمایل دندانپزشکی را از یک رشته مردانه خارج کرده است. به طوری که میشل آردن بلژیکی از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ مسئولیت ریاست فدراسیون بین‌المللی دندانپزشکی (FDI) را بر عهده داشت. در سال ۲۰۰۴ هم ساندرا مدیسون اولین رئیس انجمن اندودنتیست‌های امریکا شد. ماجوریا جفکوت هم سردبیری مجله انجمن دندانپزشکی امریکا (ADA) را در ۲۰۰۱ بر عهده داشت. ریاست انجمن دندانپزشکی کانادا، انجمن دندانپزشکان اطفال، انجمن پاتولوژیست‌های دهان و دندان و بسیاری دیگر از انجمن‌های دیگر در امریکا هم در دوره‌هایی برعهده خانم‌های دندانپزشک بوده است.
ماری استیلول کووزل کسی بود که در اواخر قرن نوزدهم میلادی (۴ مارس ۱۸۹۳) انجمن دندانپزشکی زنان امریکا را با همکاری جمعی از زنان دندانپزشک، بنیان نهاد.

آیا کلیشه‌های رایج در مورد زنان دندانپزشک واقعیت دارد؟
آیا کلیشه‌های رایج در مورد زنان دندانپزشک واقعیت دارد؟

اگر تاریخ دندانپزشکی کشورمان را مرور کنیم نام دو زن به عنوان پیشگامان حضور زنان در عرصه دندانپزشکی مطرح می‌شود. اولی بدرالزمان تیمورتاش (بدری تیمورتاش) که در ۱۹۲۰ در بلژیک به تحصیل دندانپزشکی مشغول شد و بعد‌ها در ایران دانشکده دندانپزشکی مشهد را بنیان نهاد و دومی خانم آنیک استپانیان (آویدیان) است که به عنوان اولین زن دندانپزشک ایرانی در داخل ایران فارغ‌التحصیل شد.

زنان در دندانپزشکی امروز دنیا
امروزه درحالی که بیش از ۳۰ درصد پزشکان امریکا زن هستند، فقط ۱۹ درصد دندانپزشکان در این کشور را خانم‌ها تشکیل می‌دهند؛ اما پیش بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۰ حدود ۲۸ دندانپزشکان امریکا را زنان تشکیل دهند. (هم اکنون در کشوری مانند فنلاند ۷۵ دندانپزشکان خانم‌ها هستند!). با این احتساب کماکان دندانپزشکی رشته‌ای مردانه در ایالات متحده امریکا باقی خواهد ماند.
براساس مطالعات انجام شده در امریکا، زنان دندانپزشک درآمد کمتری نسبت به مردان دارند اما از نظر دقت (میزان خطا) زنان دندانپزشک خطاهای درمانی کمتری نسبت به مردان مرتکب می‌شوند. مدت زمان کار زنان هم البته با توجه به مسئولیت‌های خانوده و فرزندان از مردان به طور میانگین کمتر است. حتی در کشوری مثل امریکا بسیاری معتقدند که در زمینه پذیرش دندانپزشک تبعیض بین مردان و زنان به طور چشمگیری وجود دارد.
درمطالعات مختلف نشان داده شده است که اگرچه زنان مدت زمان کمتری نسبت به مردان به طور میانگین کار می‌کنند اما رضایت شغلی بیشتری نسبت به مردان دندانپزشک دارند.
یکی دو مطالعه نشان داده است که بیماران دندانپزشکی صرف نظر از جنسیت خودشان، دندانپزشکان زن را برای درمان خود ترجیح می‌دهند. البته این قضیه از نگاه سنتی و استریوتایپ‌های غالب در مورد زنان منشأ می‌گیرد که آن‌ها را در ناتوان‌تر از مردان ارزیابی می‌کنند.

آیا کلیشه‌های رایج در مورد زنان دندانپزشک واقعیت دارد؟
آیا کلیشه‌های رایج در مورد زنان دندانپزشک واقعیت دارد؟

نتایج چند بررسی نشان داده‌است که زنان دندانپزشک تمرکز بیشتری روی بهداشت و پیشگیری از بیماری‌های دهان و دندان بیماران خود نسبت به مردان دارند و مردان بیشتر روی درمان متمرکزند تا پیشگیری.
همچنین مطالعات نشان داده‌است که رضایت بیماران از درمان‌های زنان دندانپزشک با رضایت بیماران از درمان‌های مردان دندانپزشک برابر است. وقتی که نوبت به دسترسی راحت به دندانپزشک و قیمت‌ها می‌رسد، به دلیل دسترسی راحت‌تر و قیمت پایین‌تر، بیماران دندانپزشکان زن را بهتر از مردان می‌دانند؛ اما در مورد کاهش استرس بیماران با دندانپزشکان زن یا مرد نتایج بسیار متناقضی در مطالعات به دست آمده است.
دندانپزشکان زن استرس‌های شغلی و عارضاهای منفی شغلی بیشتری نسبت به مردان در مقایسه با مدت ساعات کاری یکسان، نشان می‌دهند.

کلیشه‌ها را کنار بگذاریم…
اگر کلیشه‌های رایجی مانند آنچه در مورد رانندگی یا پارک کردن ماشین زنان به مزاح و به‌اشتباه در جامعه مردسالار ما باب است را کنار بگذاریم و منصف باشیم، زنان دندانپزشک از نظر توانمندی هیچ کاستی نسبت به مردان ندارند (در دانشکده‌ها با توجه به اینکه همه ما یک دوره آموزشی را در کنار هم گذرانده‌ایم، به‌خوبی شاهد توانایی برابر و حتی در مواقعی تلاش بیشتر و نتایج کسب‌شده بهتر توسط همکلاسی‌های دخترمان بوده‌ایم). متأسفانه کلیشه‌های رایج جنسیتی نه‌تنها در میان عامه، بلکه در بین برخی از همکاران ما هم رواج دارد و گاهی مشاهده می‌کنیم که برخی از دندانپزشکان، عملکرد همکار خود را بعضاً به‌صرف زن بودن، زیر سؤال می‌برند. به‌طور میانگین زنان دندانپزشک در ایران هم مثل بیشتر جاهای دنیا ساعات کمتری نسبت به مردان دندانپزشک کار می‌کنند. این قضیه بیش از آنکه حتی به توانایی جسمی آن‌ها وابسته باشد به حضور و نقش چشمگیر‌تر زنان در خانواده یا انگیزه‌های کمتر مالی آن‌ها برمی‌گردد که فرصت کار بیشتر یا انگیزه کار بیشتر را از آن‌ها سلب می‌کند.
البته دیدگاه غالب نسبت به خانم‌های دندانپزشک توسط مردم عامه نیاز به تغییر دارد. این تغییر با ایفای بهتر زنان دندانپزشک در ارائه خدمات می‌تواند به‌مرورزمان دچار تغییر شود؛ اما مهم است که دندانپزشکان به‌خصوص دندانپزشکان مرد، علاوه بر این‌که به چنین کلیشه‌های غیرمنصفانه‌ای دامن نمی‌زنند، در برابر ذهنیت‌های کلیشه‌ای بیماران هم واکنش نشان دهند و درصدد اصلاح آن برآیند. چون به‌هرحال هویت صنفی «دندانپزشک»، فارغ از جنسیت یک هویت مهم، ارزشمند و قابل دفاع برای تک‌تک ماست. نقش زنان به خصوص زنان شاغل در تغییر نگاه جامعه نسبت به زنان به نظر شخص من مهم‌تر از مردان است.
مردم هم البته در دنیای مدرنی که زنان توانمندی در اداره آن پا به‌پای مردان نقش ایفا می‌کنند، باید ارزش بیشتری برای کار و فعالیت زنان دندانپزشک قائل شوند. به‌خصوص خانم‌ها باید با همجنسان خود مهربان‌تر باشند و به آن‌ها اعتماد بیشتری بکنند.

از طرف دیگر هر نوع برخورد غیرحرفه‌ای که «جنسیت» را سیبل حملات خود قرار می‌دهد باید از طرف تک تک اعضای صنف، با واکنش مواجه شود تا شاهد ریشه کنی نگاه جنسیتی به حرفه دندانپزشکی باشیم.

منبع:دندانه

 

حمیده طاهری

دکتر مرتضی مصفا ۹۲ ساله اما سرزنده است و با عشق دستت را می‌گیرد و با حوصله و مهربانی به تاریخ ۷۰ ساله دندانپزشکی‌اش می‌برد. دانشکده دندانپزشکی در۱۳۲۶که فارغ التحصیل شد. او قطعا یکی از پیشکوست‌های خوش نامی است که ۷۰ سال به دندانپزشکی ایران خدمت کرد و هنوز دغدغه مسایل و حاشیه‌های جامعه دندانپزشکان را دارد.

او متولد ۱۳۰۵ در شهر اصفهان است،. تحصیلات متوسطه خود را در آن شهر گذراند و در سال ۱۳۲۲ در دانشکده دندانپزشکی پذیرفته و در سال ۱۳۲۶ فارغ التحصیل شد. بعد از اتمام خدمت نظام وظیفه، در سال ۱۳۲۸ به عنوان هیات علمی به استخدام دانشکده دندانپزشکی درآمد…

او در پست‌هایی همچون ریاست درمانگاه و ریاست بخش پروتز خدمات ارزنده‌ای ارائه کرد. مقالات متعددی در مجله دندانپزشکی به چاپ رساند و کتابی در باره پروتز پارسیل، حاصل کار وی است.

دکتر مصفا، بعد از طی مرحله دانشیاری، به کسب مقام استادی نایل آمد و سرانجام در سال ۱۳۵۴ بازنشسته شد.

خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا
خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا

برای شروع:
۱۲ سالم بود که پدرم فوت شد، درمجموع زندگی ناراحت وخاصی داشتم. پدرم هم زندگی خاصی داشت، او جزو اولین گروه فارغ التحصیلان دارالفنون بود که بعد‌ها خودش اولین مدرسه جدید را در اصفهان تاسیس کرد.

پدر من از سر‌شناسان و بزرگان اصفهان بود. او دو ازدواج داشت، وقتی همسر اولش فوت کرد صاحب ۵ پسر و دو دختر بود و چندین نوه داشت و بعد با مادر من ازدواج می‌کند که از بچه‌هایش کوچک‌تر بود. من وقتی به دنیا آمدم پدرم ۷۰ سال داشت و من همبازی بچه‌های برادر‌هایم و نوه‌های پدرم بودم.

پدرم محاسب الدوله خانه بزرگی در اصفهان داشت، حیاط بسیار بزرگی که وسطش یک حوض بزرگ بود و دورتادور حیاط اتاق بود که همه پسر‌ها و ما با هم در‌‌ همان خانه زندگی می‌کردیم. از داخل این حیاط یک رودخانه می‌گذشت و ما تابستان‌ها با بچه‌ها مدام داخل آب بودیم. من حتی از نوه‌های بزرگ پدرم هم کوچک‌تر بودم. دوران کودکی من خیلی طولانی نبود، وقتی ۱۲ سالم شد پدرم که ۸۲ ساله بود فوت کرد، من ماندم و مادرم و دو خواهرو بچه‌های قبلی پدرم که خیلی از ما بزرگ‌تر بودن و در حال حاضر از تمام ۷ پسر و ۴ دختر خانواده فقط من و یک خواهر مانده‌ایم. زندگی ما فراز و نشیب‌های زیادی داشت. مادر من از بچه‌های پدرم کوچک‌تر بود، وقتی همسر اولشان فوت می‌کند با مادر من ازدواج می‌کنند با یک فاصله سنی سی ساله و مادر من وارد‌‌ همان خانه می‌شود. پدرم ۷ فرزند داشت و بعد از مادر من هم صاحب سه بچه می‌شود و همه ما با هم در‌‌ همان خانه بزرگ پدری کنارهم زندگی می‌کردیم. زندگی ما سبک خاص خودش را داشت، پدرم از سر‌شناسان اصفهان بودند و خدم و حشم زیادی داشتند و یکی از کوچه‌های قدیمی شهر به نام ایشان بود که بعد‌ها بین ورثه تقسیم شد و خانه بزرگ و قدیمی ما هم تفکیک شد.

من در‌‌ همان مدرسه‌ای که پدرم تاسیس کرده بود درس خواندم. پدرم همیشه به درس خواندن اهمیت می‌داد. او درسال ۱۲۸۳ مدرسه علیه را در اصفهان تاسیس کرد. من شش سال اول را در همین مدرسه بودم و بعد رفتم مدرسه سعدی که بسیار معروف و مدرسه مشهوری بود و خیلی از پزشکان معروف که شما می‌شناسید از بچه‌های این مدرسه بودند که هنوز هم در اصفهان کار می‌کند.

– از پدرتان خاطره‌ای در ذهنتان مانده؟
ما زندگی جالبی داشتیم، وقتی من به دنیا آمدم برادر بزرگم ۶۰ سال داشت و بعد‌ها ما مشکلات مالی زیادی با آن‌ها داشتیم. هرچند ثروت زیادی از محاسب الدوله مانده بود و برای همه بچه‌ها خانه‌ای و ملکی به ارث ماند، ولی ما چون از همسر دوم پدر بودیم دچار سختی‌هایی شدیم، هرچند درمجموع خانواده بزرگ و گسترده و متحدی داشتیم.

خاطره‌ای که از پدرم در ذهنم مانده اهمیت زیادی بود که به ریاضی و زبان می‌داد. پدرم به اصطلاح امروزی حسابدار قابل اعتماد فرمانروای اصفهان بود و برای‌‌ همان به او محاسب الدوله می‌گفتند. پدرم خیلی به ریاضی اهمیت می‌داد و هر کسی پیش او می‌رفت یک مساله ریاضی به او می‌داد و می‌گفت این را حل کن.

یادم هست کرسی اتاق پدر همیشه به راه بود، دلیلش هم این بود که چون درد پای زیادی داشت و از طرفی خیلی مبادی آداب بود این کرسی همیشه بود تا پایش را پیش کسی دراز نکند و دیده نشود.

یک خاطره‌ای را مادرم از آشنایی با پدرم همیشه تعریف می‌کرد، پدر ایشان از دوستان خانوادگی پدر من بودند. پدر من همانطور که گفتم به واسطه شغل و ثروتی که داشت همیشه با کلی خدم و حشم این طرف و آن طرف می‌رفت، مادرم می‌گفت اولین بار که پدرم را می‌بیند با خودش می‌گوید این مرد چه بروبیا یی دارد و خلاصه کلی شیفته ژست و پرستیژ ایشان می‌شود وبعد با میل و رغبت به ازدواجی با این فاصله سنی رضایت می‌دهد.

مادرم با تمام بچه‌ها رابطه خوب و صمیمانه‌ای داشت. با تمام ۹ بچه رابطه داشت و تا وقتی زنده بود مخصوصا با دوخواهر ناتنی‌ام خیلی رفت‌و‌آمد صمیمانه‌ای داشت. ۵۰ سال پیش تمام آن بچه‌ها زبان بلد بودند و مدام به خارج رفت و آمد داشتند ولی تنها کسی که پزشکی خواند من بودم ودرحال حاضر تمام تمام خواهر‌ها و برادر‌هایم فوت کرده‌اند و فقط یک خواهر کوچک‌تر من مانده که در اصفهان زندگی می‌کند.

خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا
خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا

– این ازدواج مشکل و تنش عاطفی به وجود نیاورد؟
چرا. قطعا بی‌حاشیه نبوده. مادر من از فرزندان پدرم کوچک‌تر بود و من وقتی به دنیا آمدم خواهر ناتنی‌ام ۶۰ سال داشت. اختلاف که بوده ولی خوب پدرم برای تمام بچه‌ها خانه خرید و کمی از تنش‌ها به همین واسطه کم شد.

– پدرتان مشوق بچه‌ها بود برای اینکه پزشک شوند؟
خواهر‌ها و برادرهای بزرگ ترم هیچ کدام پزشکی نخواندند و لی همه بچه‌ها به انگلیسی مسلط بودند و من هم که خیلی کوچک بودم وقتی پدرم فوت کردند

– مادرتان هم اصرار نمی‌کردند که حتما آقای دکتر شوید؟
نه اصلاً. مادرم دوست داشت درس بخوانم ولی هیچ وقت چیزی را به من تحمیل نکردند، نیاز خودم باعث شد سراغ دندان پزشکی بروم.

– بعد از اصفهان آمدید تهران و دانشکده دندان‌پزشکی؟
۷۲ سال پیش من به تهران آمدم و رفتم دانشکده دندانسازی. من ورودی ۱۳۲۲ بودم که از هم دوره‌های من دیگر کسی زنده نیست.

خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا
خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا

– چطور شد دندانپزشکی را انتخاب کردید؟
دلیل اصلی انتخابم این بود که خیلی درد دندان کشیده بودم و واقعا اذیت می‌شدم. آن زمان در اصفهان دندانپزشکی نبود فقط یک دندان‌ساز ارمنی بود. به تاریخ که نگاه کنید در بحث دندان‌سازی همیشه ارمنی‌ها پیشتاز بودند همانطور که در داروسازی کلیمی‌ها فعالیت بیشتری داشتند.

در اصفهان دوران کودکی من هم فقط دندان سازی محدود به ارمنی‌ها می‌شد. رییس اولین دانشکده دندانپزشکی هم یک ارمنی بود به نام ملچامسکی. همان‌کسی بود که ۱۳۰۲ دندان‌های رضا‌خان را درست کرد و یک دست دندان مصنوعی برای رضا شاه ساخت. این دست دندان تا ۲۰ سال بعد که رضا شاه را به ژوهانسبورگ تبعید کردند در دهانش بود و در آنجا شکست.

رضا شاه خیلی از این درمان راضی بود و به ملچاسکی گفت چقدر پول و دستمزد می‌خواهی و این مرد بزرگ گفت من پول نمی‌خواهم به‌جای آن یک مدرسه دندان‌پزشکی تاسیس کنید و همین می‌شود که رضا شاه در سال ۱۳۰۷ دستور تاسیس اولین دانشکده دندانپزشکی ایران را صادر می‌کند.

تا سال ۱۳۰۲، مدرسه طب، داروسازی و وزارت معارف در ساختمان دارالفنون قرار داشت. در زمان ناصرالدین شاه، هایبنت سوئدی به سمت دندانساز استخدام و ۳۵ سال در ایران ماند.

حکومت‌های وقت، دندان‌سازانی از اروپا و امریکا استخدام می‌کردند. بنابر پیشنهاد دکتر ملچارسکی لهستانی، دندانساز مخصوص دربار، از طرف دربار دستور تاسیس مدرسه دندانسازی، به اعتمادالدوله قره گزلو، وزیر معارف وقت، داده شد و مدرسه دندانسازی در سال ۱۳۰۹ تاسیس شد. به پیشنهاد سلیمان میرزا، وزیر معارف وقت، پارک اتابک متعلق به ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه به مبلغ ۳۹ هزار تومان خریداری و در نتیجه مدرسه طب، داروسازی و وزارت معارف، به محل جدید خیابان اکباتان منتقل شد که دو اتاق و یک زیرزمین به مدرسه دندانسازی داده شد. سپس به علت کمبود جا، به ساختمان سعدالدوله واقع در چهار راه مخبرالدوله، بعداز آن هم به بیمارستان معتمد در خیابان آقا شیخ هادی و سرانجام، بعد از احداث دانشگاه فعلی، مدرسه طب، دواسازی و دندانسازی به آن مکان منتقل شد که در تمام این مدت، مدرسه دندانسازی وابسته به مدرسه طب بود، ولی از سال ۱۳۳۵ مستقل شد و در ۲۶ بهمن ۱۳۲۲ مدرسه دندانسازی به دانشکده دندانپزشکی تغییر نام داد.

خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا
خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا

از زمان تاسیس مدرسه دندانسازی در سال ۱۳۰۹ تا سال ۱۳۱۳ ریاست آن با دکتر ملچارسکی و معاونت آن را دکتر محسن سیاح برعهده داشت که این دو به همراه آشوت هارتونیان و شهریار سلامت که هردو کارآموز بودند، هیات علمی دانشکده محسوب می‌شدند. دکتر محمود سیاسی، دکتر حیدر سرخوش و دکتر حسن ریاض بعد از اتمام تحصیلات در خارج از کشور و بازگشت به تهران، به عنوان دانشیار به استخدام دانشکده درآمدند که در سال ۱۳۲۸ همین افراد معدود هیات علمی دانشکده را تشکیل می‌دادند.، در سال تحصیلی ۱۳۱۴-۱۳۱۳ تعداد فارغ التحصیلان فقط ۱۰ نفربود.، سال ۱۳۱۵-۱۳۱۴ تعداد فارغ التحصیلان ۹ نفر، ۱۳۱۶-۱۳۱۵ تعداد فارغ التحصیلان: ۲۰ نفر، ۱۳۱۷-۱۳۱۶ تعداد فارغ التحصیلان: ۱۰ نفر، ۱۳۱۸-۱۳۱۷ تعداد فارغ التحصیلان: ۸ نفر بود.

– از دوران دانشکده چیزی خاطرتان مانده؟ در چه سنی ازدواج کردید؟
بعد از اینکه درسم تمام شد مطب زدم و چند سالی کار کردم و بعد‌ها در سن ۳۶ سالگی با همسرم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. مادرهمسرم از بیماران من بود ووقتی ازدواج کردیم ایشان ۲۰ ساله بودند.

– به نظرم همچنان با عشق زندگی می‌کنید؟
یکی از بزرگ‌ترین شانس‌های من در زندگی ازدواجم بود. ۵۰ سال از زندگی ما می‌گذرد و من همیشه غرق عشق و محبت ایشان بودم، چه من و چه ۴ فرزندم همیشه با عشق و محبت همسرم زندگی کردیم. ایشان ۳۰ سال از مادر من مراقبت کرد و ما با هم زندگی کردیم بدون کوچک‌ترین حاشیه و تنش. من هیچ وقت این هجم از محبت را فراموش نمی‌کنم.

در تمام این سال هاهیچ وقت توقعی از من نداشتند، در بسیاری از مهمانی‌ها که می‌رفتیم یک رقابت پنهانی در بین خانم‌های همکاران ما همیشه وجود داشت در خرید جواهرات و لباس‌های گران قیمت، اما حتی یک بار همسر من از من چنین چیزهایی نخواست و اصلاً دغدغه‌های این چنینی نداشت.

– مشوق بچه‌ها بودید برای اینکه راه شما را ادامه بدهند؟
دوست داشتم تحصیلات عالی و دانشگاهی داشته باشندولی اینکه پزشکی بخوانند، هیچ وقت اصراری نکردم.

– بچه‌ها پزشکی نخواندند؟
هیچ کدامشان علاقه‌ای نداشتند و رشته‌های فنی را ترجیح دادند و خدا را شکر خیلی هم موفق شدند.

– سرگرمی اصلی شما در اوقات فراغتتان چیست؟
اوقات فراغت چندانی ندارم. به عضویت موزه علوم پزشکی درآمده‌ام. در تنظیم بخش تاریخ دندانپزشکی در فرهنگستان تاریخ علوم پزشکی همکاری دارم که جلد اول کتاب منتشر شد و جلد دوم در حال چاپ است.

در پیشکسوتی، سن ملاک نیست. باید دید چه کسانی برای حرفه دندانپزشکی، چه کارهایی را انجام داده‌اند. هر کاری را باید در موقعیت زمانی خودش سنجید. از سال ۱۳۱۸ هیچ کس به اندازه دکتر محمود سیاسی، به دانشکده دندانپزشکی خدمت نکرده است. وی با وسایل معمول آن روز بدون خودکار و با مرکب ۴۰۰ صفحه کتاب نوشت که به عنوان کتاب مرجع شناخته شد به نام کتاب بیماریهای دندان. افرادی همچون دکتر حسین نواب، دکتر اسماعیل یزدی، دکتر جعفر دادمنش، دکتر مسگرزاده، دکتر نیک زاد جاوید، دکتر موسی باکی هاشمی و دیگران، خدمات ارزنده‌ای را برای اعتلاء دندانپزشکی انجام داده‌اند.

خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا
خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا

– پس دلیل انتخاب دندان‌پزشکی نیاز خودتان بود و کسی به شما معرفی نکرد.
کاملا بر اساس احساس نیازی بود که داشتم، من خیلی درد دندان کشیده بودم و این حس را داشتم که دوست داشتم کمی از درد درمان‌های آن زمان دندان‌سازی‌ها را کم کنم و به همین دلیل با عشق و علاقه این رشته را ادامه دادم. برای موفقیت در هر رشته‌ای اول باید دید که افراد علاقه دارند یا نه؟ موردی که الان خیلی مطرح است و باید از ذهن‌ها خارج شود، این است که هدف تنها مساله درآمد نباشد که اگر اینچنین باشد، مساله خدمت منتفی می‌شود.

– دوران دانشجویی شاگرداول بودید؟
نه هیچ‌وقت ممتاز نبودم ولی باعلاقه درس می‌خواندم. یادم هست دوران دانشجویی برای اینکه تمرین کنم به یک درمانگاهی در جنوب شهرمیدان سرقبرآقا می‌رفتم و با امکانات بسیار محدود کار می‌کردم، حتی لوله کشی آب هم نداشتیم و یک سطلی کنار اتاق داشتیم که پرمنگنات می‌ریختیم و لوازم را بعد از هر بار استفاده با آن ضد عفونی می‌کردیم.

سطح بهداشت کلا خیلی ضعیف بود و وضع بهداشت دهان و دندان که افتضاح بود و مردم اطلاعات و آگاهی نداشتند.

– خاطره‌ای ازآن روز‌ها یادتان هست؟
یکی از درمان‌های اصلی ما کشیدن دندان بود و یک سطلی داشتیم که دندان‌های کشیده را در آن می‌ریختیم. یک آقایی بعد از اینکه دندانش را کشیدم و رفت بعد از چند ساعت برگشت و به اصرار می‌خواست دندانش را پس بگیرد، هر چه می‌گفتم که به چه دردت می‌خورد جواب نداد و بعد هر چه می‌گفتم از بین این همه دندان چه جوری دندانت را تشخیص می‌دهی؟ همچنان اصرار داشت و در ‌‌نهایت مجبور شدم که سطل دندان را بهش بدهم و خودش گفت که می‌تواند دندانش را تشخیص بدهد، خلاصه سطل را برداشت و به حیاط برد. بعد از چند دقیقه از سر کنجکاوی رفتم ببینم دندان کشیده شده به چه دردش می‌خورد، رفتم دیدم از بین دندان‌ها یکی را برداشته و گداشته روی یک سنگ و با یک سنگ دیگر محکم روی آن می‌کوبد، وقتی من را دید گفت می‌خواهم کرم دندان را که مرا این‌قدر عذاب داد را بکشم.

ببینید این سطح فکری و بهداشتی ما بود و اما درحال حاضر دندانپزشکی ما از کجا به کجا رسیده است.

– دوران دانشکده با وجود امکانات محدودی که داشتید، چگونه بود؟
واقعا امکانات و تجهیزات ما قابل مقایسه با امروز نیست. ما حتی آب لوله‌کشی هم نداشتیم و برای ضدعفونی کردن غیر از پرمنگنات چیزی نداشتیم. به نطر من جوان‌ها باید تاریخ و سیر دندانپزشکی را بخوانند و بدانند ما از چه مراحلی گذشتیم تا به امروز برسیم. از تمام هم دوره‌ها و هم کلاسی‌های من فقط دکتر برنارد در قید حیات هستند و بقیه همه فوت کرده‌اند.

یکی از تلخ‌ترین خاطره‌هایی که خیلی در ذهنم مانده است مربوط به دورانی بود که دوره تخصصی پروتز را می‌خواندم سال ۱۳۴۲ یکی از دانشجویان از درس ترمیمی دکتر سرخوش نمره کم گرفت و قرار بود آخر خرداد ازدواج کند، به مطب دکتر سرخوش رفت و اصرار داشت که نمره‌اش را درست کند ووقتی با مخالفت مواجه داشت‌‌ همان جا توی مطب با یک هفت تیری که همراهش بود به خودش شلیک کرد ودرجا کشته شد. من هنوز شوک این اتفاق در ذهنم باقی مانده است.

خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا
خاطرات ۷دهه حضور در فضای دندانپزشکی در گفتگو با دکتر مرتضی مصفا

– به اخلاق در جامعه پزشکی فعلی چه نمره‌ای می‌دهید؟
در بین جامعه دندان‌پزشکان من به اخلاق صفر می‌دهم، ما خیلی در بین همکاران دندان‌پزشک مشکل‌داریم. من هیچ‌وقت دلیل این‌همه رقابت منفی را نفهمیدم، این رقابت ناسالم و چشم و هم‌چشمی زیاد و بی‌دلیل که همیشه وجود دارد. یک مسئله دیگری که ما با آن مواجهیم این است که دندانپزشکی رشته گران‌قیمتی است و درمان گرانی هم محسوب می‌شود، اما متاسفانه برخی همکاران ما هم بی‌انصافی‌هایی دارند. مثلاً دندانی که قابل‌درمان است را به‌راحتی می‌کشند تا بعد بتوانند ایمپلنت کنندو یا تشخیص‌های غلط دیگری که وجود دارد. این درمان ایمپلنت که این‌قدر مد شده بیشتر یک نگاه کاسب‌کارانه است تا درمان درست و اخلاقی. در بسیاری از مواقع اصلا نیازی به این کار نیست ولی خوب بیمار که تشخیص نمی‌دهد و دکتر هم بیشتر به منفعت خودش نگاه می‌کند.

به ن‍ظر من این کار بی‌انصافی است و من درمجموع اصلاً به اخلاق حرفه‌ای نمره نمی‌دهم، ما هم درزمینه تشخیص و درمان خود کم‌کاری‌هایی داریم و هم بین دندان‌پزشکان فضای همدلی و همکاری خیلی کم‌رنگ است. رقابت ناسالمی بین همکاران ما وجود دارد که اصلاً برازنده جامعه پزشکی نیست.

منبع:دندانه

 

در این مطلب به جمع‌آوری و نمایش تابلوها و نیز برخی از آثار تاریخی‌ پرداخته‌ایم که نمایان‌گر توجه هنرمندان تاریخ به حرفه دندان‌پزشکی بوده که علاوه بر برخی از جنبه‌های طنز، سعی کرده‌اند اهمیت این قشر و برخورد مردم دوره‌ی خود را با سبک‌های مختلف درمانی و نیز سیر تکاملی آن به تصویر بکشند.

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
اوج هنر دندان‌کشی!

 

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
روایتی طنز از سیر تکاملی دندان‌پزشکی
از راست به چپ ردیف اول: عصر حجر _ دوره رومی‌ها _ قرون وسطی
از راست به چپ ردیف دوم: عهد مولیر _ قرن هجده _ عصر حاضر!
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«حتی از دست عیسی مسیح هم کاری ساخته نیست»
کاسپار میلیر (۱۸۳۰)
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«دندان‌پزشک گوش بیمار را گرفته تا حواسش را پرت کند، و با یک نخ در دست دیگر دندانش را می‌کشد»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
رفع قضاو بلا
«در آن دوره کشیدن دندان مرده به شرطی که مرده نفهمد چه کسی آن را کشیده باعث رفع قضا و بلا می‌شده است»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«گروهی که گاز خنده‌آور را از ظرف سمت راست استنشاق کرده‌اند و در حال رقص و پایکوبی هستند _ ۱۸۲۰»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«کشیدن دندان‌های خدمت‌کاران تا بلکه دندان مناسبی برای خانم خانه پیدا شود! _ ۱۷۸۷»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«برطبق نوشته: اگرکسی حق‌الزحمه را نپردازد دندان‌پزشک بقیه دندان‌ها را هم می‌کشد»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
دندان‌کشی در بازار و روی اسب!
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«بستن فک پس ازجا انداختنش _ تصویری مربوط به اواخر قرن سیزده»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«در این تصاویر هدف نقاش بیش‌تر نشان دادن واکنش بیمار بعدی است»

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ

 

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
این تابلو از سه قسمت تشکیل شده است:
قسمت میانی دنیاست و مردم که به کار مشغولند.
قسمت راست جهنم است برای خلاف‌کاران در دین و کار.
قسمت چپ بهشت است برای نیکوکاران.
نکته مهم آن است که نقاش دندان‌کشان را از قلم نینداخته است _ ژروم بوش (۱۵۱۶-۱۴۵۳)

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ

دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«در بسیاری از تابلوهای آن عهد مانند همین تابلو به موضوع نور توجه شده است. درابنجا یک نفر شمعی را جلو آورده است»
گریت وان هونتروست (۱۶۵۹-۱۵۹۰)
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«صحنه بازار هفتگی و یک دندان‌کش با دیپلم»
پیتر آنژیلس (۱۷۳۴-۱۶۸۵)
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«زن‌ها هم وارد دندان‌پزشکی شدند _ ۱۹۱۰»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«دندان‌کشی در روسیه _ ۱۸۸۹»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
«بدون شرح!»
دندانپزشکی به روایت هنرمندان تاریخ
از راست به چپ: تصاویری مربوط به دوره ایلخانی و معالجه دندان‌درد با مواد گیاهی، سوزاندن محل عفونت، کشیدن دندان _ دندان‌پزشک پارسی حدود ۱۹۰۰ میلادی
منبع: دندانه

 

 

قهرمان میرزا سالور ملقب به عین السلطنه، برادرزاده ناصرالدین شاه بود اما به نوشته مسعود سالور، پسرش، چون شاه هرگز با برادران و برادرزاده‌هایش بر سر لطف نبود، هیچ‌گاه صاحب شغلی مهم و منصبی بزرگ نشد. با این حال به واسطه نسبت نزدیک با شاهان قاجار همواره در جمع بزرگان و اشراف حضور داشت.
کتاب خاطرات ده جلدی او که در دوره خودش روزنامه خوانده میشد، بالغ بر هشت هزار صفحه است و از مفصل‌ترین و جذاب‌ترین نمونه‌های خاطره و شرح‌حال‌نویسی در ادبیات و تاریخ معاصر ایران است.
او نوشتن خاطرات شخصی خود و اوضاع روزگارش را از یازده سالگی و سال۱۲۶۱ خورشیدی و در سال‌های آخر پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار شروع کرد و تا یک ماه پیش از مرگش در سال۱۳۲۴ و ابتدای دوره محمدرضا شاه ادامه داده است.
در این کتاب علاوه بر وقایع سیاسی و تاریخی دوران پنج پادشاه، اشارات زیادی به مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی ایرانیان در اواخر قرن گذشته و اوایل قرن حاضر می‌بینیم و از نوع زندگی و تغییرات روزگار و تاثیر وقایع سیاسی و اجتماعی در سبک زندگی مردم آگاه می‌شویم.
این کتاب دوره‌ای را در برمی‌گرد که به ناگهان بیشترین پیشرفت‌ها و تغییرات رخ می‌دهد و به نوعی ایرانیان از زندگی سنتی و همیشگی چند صدساله فاصله می‌گیرند و کم‌کم وارد دنیایی نو و روزگاری مدرن‌تر می‌شوند. در این میانه بهداشت و سلامت هم به‌خصوص در میان طبقه اشراف اهمیت بیشتری می‌یابد و ابزارهای آن نیز بیشتر و بهتر فراهم می‌شود. از میان نگاه جامع مولف به پدیده‌های مختلف شخصی و اجتماعی طبیعی‌ست که اشارات زیادی به مقوله طب و بهداشت و سلامت ببینیم.
هرچند بررسی مساله طب و پزشکی در آن دوران از منظر این مجموعه بسیار لازم و با ارزش است اما با توجه به تعدد اشارات به مقوله دندان‌پزشکی و دندانسازی و درد دندان و… در این مقاله تنها به همین حوزه می‌پردازیم. این مطالب اطلاعاتی در مورد سطح بهداشت دهانی بزرگان، کیفیت و جزییات درمان‌های دندان‌پزشکی در آن روزگار، تعداد و شرایط مطب‌ها و محکمه‌ها، شرح حال دکتر هیبنت دندان‌پزشک خارجی، عبارات و واژه‌های مصطلح در آن دوران و نگرش مردم به مقوله دندان‌پزشکی به دست می‌دهد.
عین السلطنه در موارد متعدد به وضعیت دندان‌های خودش اشاره کرده است و گاه از درد می‌نالد و از درمان‌های دندان‌پزشکی خود نیز می‌نویسد:
«از صبح دندان افخم الدوله درد گرفته بود. من اگرچه دندانم ظاهر خوبی ندارد اما محکم است و تا امروز درد دندان ندیده. نهایت استحکام را دارد.»(۱)
«پا درد الحمدللّه خوب شد. حالا دچار دندان درد شده‌ام و من این دو مرض را هیچ مبتلا نشده بودم. مویم زود بلکه خیلی زود سفید شد، اما دندانم بسیار خوب بود و تا امروز که به این سن رسیده‌ام درد دندان ندیده بودم. هیچ به اصطلاح کرم هم نزده سوراخ نشده نمی‌دانم علت چیست. الان سه روز است به شدت درد می کند. هیچ دوای این درد را هم بلد نیستم فقط کلرات مزمزه می‌کنم. دیشب خیلی درد گرفت کم خواب رفتم.»(۲)
در جای دیگر با عبارت دندان طواحن اشاره به درد دندان‌های خلفی خود دارد:
«دماغ ندارم، هیچ حال ندارم. بدتر از همه چهار پنج دندان طواحن من جوفش به کلی خالی شده متصل درد می‌کند و جز پر کردن چاره ندارد… من تا پارسال دندان درد ندیده بودم. از پارسال بنایش را گذاشته. هیچ جور غذای سخت نمی‌توانم بخورم نان را هم باید آب بزنند.»(۳)
«عصر دندانسازی رفتم دو دندان طواحن خودم را که خالی و خراب بود کشیدم. می‌خواهم طهران برای حضرت والا روانه دارم تا یقین کند راست میگفتم.»(۴)
«… اما افسوس که دندان من متصل درد کرد و از همه محروم ماندم. فقط غذای من تخم مرغ عسلی بود و قدری پلوی نرم.»(۵)
«دندان من پیله کرده بود از حدت آن تب کردم.»(۶)
«مجبور شدم با حال تب دندان سازی بروم.»(۷)
«یک دندانم درد کرد کشیدم، عبد الله میرزا از بی‌شعوری پشت دو دندان بزرگ درآمده و نگفته بود. حالا کار بسیار مشکلی شده و کشیدن آن خیلی سخت است.»(۸)
در بخشی دیگر به دندان نواجد به معنای دندان عقل اشاره دارد:
«دندان من همان یک دانه نواجد که بی‌جا در شهر نکشیدم درد گرفته. یک روز سه ساعت تمام به شدتی درد گرفت که حقیقتا طاقت فرسا بود و هیچ نمانده بود سوار شده شهر بروم. پس از سه ساعت آرام شد. اما دو روز هیچ نتوانستم غذا بخورم مگر آش. تا وقت دارم باید چاره آن یکی را هم بکنم والّا زمستان کار به دست من خواهد داد.»(۹)
همچنین اشاره به درمان جرمگیری دارد و با عبارت پاک کردن و تمیز کردن و چرک دندان از این کار یاد می‌کند: «صبح به اتفاق طاهر خان به خانه دندانساز رفتم. بسیار کثیف و چرک بود. دندان‌ها را پاک کرد. خیلی سفید و خوب شد. از پشت دندان چرک مثل دندان بیرون می‌آورد.»(۱۰)
«… دندانم چرک بود رفتم دندانسازی پاک کرد. دوا هم برای دندان گرفتم، پس فردا باید رفت.»(۱۱)
در مواردی دیگر از میان ماجراهای دندان‌دردها و درمان‌های دیگران و اطرافیان به اطلاعات خوبی از کیفیت و جزییات دندان‌پزشکی در اواخر دوره قاجار دست می‌یابیم و اشتیاق مردم را برای گذاشتن دندان مصنوعی به‌عنوان پدیده‌ای بدیع و جذاب- و نیز سختی و دردسرهای آن‌را- می‌بینیم:
«رقعه حاج افخم الدوله پس از دعا و سلام و معالجه درد دندان با تنطوردید و صورت خرید اشیاء و وصول پنجاه تومان به رسم سوغات مرقوم می دارند…»(۱۲)
«مادر علی محمد هم دندان گذاشته و حالا عادت کند، مضحک بود.»(۱۳)
«مادر علی محمد را هم دندانساز پانزده روز به توقف امر کرد.»(۱۴)
«مادر علی محمد پانزده روز گذاشتن دندانش طول دارد.»(۱۵)
«مادر زینب می‌رود دندان بگذارد…»(۱۶)
«عین الملوک مقدار کلی آلوچه از شورستان همراه برداشته با مقداری برگه زردآلو. اول آلوچه‌ها را تا بتواند و دندانش کار کند می‌خورد، آن وقت برای رفع کندی دندان و تجدید خوراک از آن برگه‌ها به دهان گذاشته دو دستی شقیقه‌های خود را گرفته می‌جوید که بسیار مضحک است.»(۱۷)
«مسیو هنبت خان مسنن السلطنه دندانساز اعلیحضرت چند روز قبل آمده بود دندان برای حضرت والا درست کند نمره دندانی که آورده بود سه هزار و سیصد بود. گفت من وقتی که در پاریس بودم و دکان خیلی پستی داشتم سالی دو هزار دندان درست می کردم و در شهر پاریس سیصد دکان دندانسازی بود که هر یک در سال چهار هزار و پنج هزار دندان درست می‌کردند و پست آنها دو هزار عدد بود. در ایران من در ظرف بیست و سه سال سه هزار و سیصد دندان ساخته‌ام.»(۱۸)
«حضرت والا حالا نه دندان دیگر از خودشان دارند مابقی تماما عاریه می‌باشد. هنوز عادت نفرموده سخت می‌گذرد. اما از چیزهای خوب دنیا و اختراع پر منفعت که منفعت آن عام است یکی این فقره دندان است. خیلی اسباب زینت انسان و راحتی شده، هر دندان منفردی را که بسازد پانزده قران اجرت و قیمت می گیرد.»(۱۹)
عین السلطنه از هزینه دندانساز هم می‌نالد، گویا دندان‌پزشکی در آن روزگار بسیار گران‌تر از امروزه بوده است و برای تامین هزینه‌های آن حتی اشراف هم مشکل داشته‌اند:
«… دندانساز هم سی تومان می‌خواهد بیاید الموت، چون سی تومان هم مخارج دیگر او می‌شد لهذا تمول من اجازه نداد که برای پر کردن یا کندن دو دندان شصت تومان مایه بگذارم.»(۲۰)
مولف از ماجرای دندان کشیدن و ساخت دندان مصنوعی پدرش عبدالصمد میرزا عزالدوله، برادر شاه، نیز چنین می‌نویسد:
«… خانه حضرت والا صبح رفتم. دندانساز خدمتشان بود. دو دندانشان را کشیدند. هر دو لق بودند. قدری با اذیت کشیده بودند.»(۲۱)
«حضرت والا پانزده روز بود گرفتار دندان بودند. یازده عدد دندان لق ضایع خود را کشیده چند عدد هم که از سابق کشیده بودند تمام را یک مرتبه درست کنند خیلی زحمت داد. دوازده مرتبه کلبتین انداخت و تا روز دیگر خون می آمد. قالب گرفتن و کارهای دیگر آن هم خیلی صدمه زد. بدتر از همه نخوردن غذا. فقط این مدت آبگوشت و تخم مرغ میل فرمودند. هبنت خان مسنن السلطنه دندانساز قابلی است. او مباشر این کار بود. این مدت تمام را اندرون تشریف داشتند. شاه دو مرتبه احوال پرسی فرستادند.»(۲۲)
«حضرت والا دیشب از شمران تشریف آوردند. از تمام دندانها سه دانه باقی مانده بود، آن چند روز درد گرفته تمام صورت ورم نموده شکل غریبی شده بودند.»(۲۳)
عین السلطنه در چند مورد هم از شاهان قاجار هم‌عصر خود روایاتی دارد که می‌توان از خلال آن به وضع دندان‌های آنها پی برد. درباره ناصرالدین شاه می‌نویسد:
«خداوند همه چیز را برای او تمام کرده، هرگز یک شب ناخوش نشده. مدت العمر رنگ هیچ مرضی را ندیده. یک مرتبه دندان درد نکشیده. یک روز غذایش کم و زیاد نشده…»(۲۴)
اما پسرش مظفرالدین شاه را کاملا برعکس پدر می‌بیند:
«… در نظافت هم عکس پدرش بود (یعنی در هرکاری). دندان‌های جلوی شاه افتاده بود. با وجودی که سالی سه چهار هزار تومان مواجب دندانساز می‌داد هرچه کردند دندان نگذاشت وقتی که خنده می‌کرد مثل سگهای پیر دهانش به هم می خورد و باز می شد.»(۲۵)
«امروز سلام شاه، ملک آرا [را] جلو خواسته اظهار التفات فرمودند… شاه پرسید دیروز کجا بودی؟ عرض کردم منزل عز الدوله. دندانش را کشیده احوال پرسی رفته بودم، عز الدوله دو دندان داشت یکی دندان طمع، دیگری دندان عقل. هر دو را به اضافه سایر دندانها کنده‌اند. چاکر هم به عز الدوله تأسی کرده این دو دندان را خواهم کشید. شاه خیلی اظهار التفات فرموده که شما خوب است به من تأسی کنید. دندان بکشید و بگذارید.»(۲۶)
«مسیو هبنت دندانساز آمد. شاه دندان خود را بیرون آورده دادند درست کند. بعد فرمودند یک دندان من خیلی لق است. مشیر السلطنه عرض کرد بکنید خلاص می‌شوید.
شاه دست صدیق همایون امیر آخور سابق، حالا میر آخور اصطبل توپخانه از ترکهای خشن را گرفته یک انگشت او را به دهان خود برده که دندان لق را ملاحظه کند. او هم ملاحظه کرد. عرض کرد خیلی لق است، اگر اشاره کنی می‌افتد. بعد انگشت آصف السلطنه را شاه گرفته به دهان خود بردند. انگشت که داخل شد شاه دندانی گرفته صدای داد آصف السلطنه بلند شد. گفت ای قربانت شوم ول کنید زخم شد، درد آمد.
شاه ول کردند. آصف السلطنه با دست دیگر انگشت خود را گرفته کج و چوله شد یعنی درد می‌کند. جمیع که ایستاده بودند قدری خنده کرده هبنت خان دندان را به جای خود گذاشت.»(۲۷)

در جلد ششم و خاطرات دوران پادشاهی محمدعلی شاه درباره دیدار با شاه و دندان درد او و تنفرش از دندان مصنوعی می‌نویسد:
«به چادر شاه رفتیم. احوال پرسی فرمود. از دندان درد خودشان فرمودند. عماد الدوله گفت دندان احتساب الملک را در فرنگستان از طلا درست کرده و بسیار خوب است.
خود احتساب الملک بیرون چادر ایستاده بود. شاه هیچ جوابی نفرمودند. بلکه نفرت از گذاشتن دندان داشت. یاد مظفر الدین شاه افتادم که اگر او بود الان دهان احتساب الملک را مثل غار اصحاب کهف باز می‌کردند و دندان او را با همه کثافت بیرون آورده خنده‌ها و مسخرگی‌ها می‌شد که حد و حصر نداشت. بالاخره دو سه هزار تومانی هم صرف دندانسازی می‌شد.»(۲۸)
چنانکه خواندیم در این کتاب چندین بار از موسیو هیبنت، دندان‌پزشک سوئدی ناصرالدین شاه، یاد شده است. در موردی هم نویسنده با کنایه به لقب جالب او اشاره می‌کند:
«لقب‌های زیاد داده‌اند و حال آنکه یک ماه قبل در روزنامه اعلان مفصلی کردند که لقب و مناصب موقوف مگر به بعضی شرایط که درج شده بود که هرگز در ایران صورت نخواهد گرفت. تا حال صد مرتبه این طور اعلان کرده اند… مثلا «هنبت» دندانساز که مدتی است در ایران و خدمت شاه می‌باشد لقب مسنن السلطنه گرفته. «هنبت» اهل سوئد است… خیلی حکایت است. خوب است سایر دندانسازها را هم این قسم لقب بدهند و یقین دارم خواهند گرفت، رباعیات السلطنه، تواجد السلطنه و غیره و غیره…»(۲۹)
داستان دندان درد مهندس‌باشی دربار و حکایت دندان کشیدن برهان الدوله هم خواندنی است:
«حکایت بواسیر مهندس‌باشی تمام نشده می‌گوید دندانم درد گرفته و غذا را به زحمت می‌خورد. با وجودی که درد دندان کشنده نیست و واهمه ندارد از شدت خودخواهی کارها می‌کند که تمام منزجر شده‌ایم و هر کدام به شکلی صدمه‌اش می‌زنیم و اذیت می‌کنیم. عصر در چادر تا دکتر وارد شد ناله کرده آخ چه کنم خواهم مرد، بیا دکتر رحمی بکن.
دکتر هم گفت ریشه پوسیده. یک مرتبه سرخ شده نگاه متغیرانه‌ای کرد که خیر خیر نپوسیده. یقین شاهزاده و افخم الملک به شما یاد داداه‌اند که این حرف را بزنی… روی تخت خوابیده مثل مریض‌های چندین ساله سر و گردن و گوش همه را پیچیده. تا پرده چادر بالا رفت بنای ناله را گذاشت، به طوری که اسباب وحشت همه شد… ناچار است که هر روز عنوان مرض بکند و میل دارد هر وقت عنوان می‌کند از نظام الملک تا مهتر اردو تمام گرد چادرش جمع شده یکی جان فدا کند، دیگری تصدق بیاورد، دیگر ناله و گریه کند و از اطراف چادرش ابدا گامی عقب نگذارند… در طهران هر کس خانه‌اش برود یا هر خانه‌ای برود اول صحبتش حکایت بواسیر و بعد این درد دندان است.»(۳۰)
«برهان الدوله چندین روز و شب دندانش به شدت درد گرفته بود به هزار زحمت اجازه دادند برود نزد دندانساز و بکشد. رفت و آمد ناله کنان چند برابر قبل جویا شدیم.
گفت از بس که این قزاق عجله کرد من نتوانستم درست دندان خود را بنمایم. لذا دندانساز عوضی یک دندان سالم مرا کشید. درد آن علاوه درد دندان دیگرم شده است. چون ما را راحت نمی‌گذاشت استدعا کردیم دندانساز در محبس بیاید. قبول شد آمد. حالا برهان نمی‌گذارد بیرون بیاورند. این بود چند قزاق دست و پای او را گرفته و دندانساز دندان را کشید. خودش و ما راحت شدیم.»(۳۱)
نویسنده در وقایع سال قتل ناصرالدین شاه به وضع میرزارضا کرمانی در محبس اشاره می‌کند و می‌نویسد: «او دچار درد دندان و گوش درد بود و خواسته بود که طبیب و جراح بیاید و معالجه کند که این امر به دستور صدراعظم انجام شده بود.»(۳۲)

و در پایان روایتی بسیار جالب و شنیدنی از وضع مطب‌های تهران در حدود سال۱۲۹۰ و اوایل دوره احمدشاه را می‌خوانیم:
«یکشنبه بود دندانسازهای فرنگی و ارمنی بسته بودند. افخم الدوله را دندان درد ناچار کرد سراغ محکمه‌های دندانسازی مسلمان‌ها برود که تابلوهای خیلی خیلی بزرگ آویخته‌اند. غروب با ناله مراجعت کرد. می‌گفت محکمه اولی گفت من شرط کرده‌ام دو کار نکنم: یکی دندان نکشم یکی دیگر پر نکنم. به دومی در خیابان شمس العماره ورود کردم نگاهی کرده گفت با طلای سفید پرکرده‌اند و من این یک فقره را بلد نمی‌باشم.
گذر قلی پاچنار خانه دیگری رفتم گفت دوائی می‌زنم اگر تا سه روز دیگر آرام نشد تشریف بیاورید تا فکر دیگری بکنم…»(۳۳)

منبع:دندانه

 

یادداشت اختصاصی دکتر محمدعلی افتخاری، از بنیان‌گذاران جامعه دندان‌پزشکی ایران به مناسبت تغییر نام انجمن به جامعه دندان‌پزشکی ایران

طول عمر، مکتب تجربه و زمان، آموزشگاه بسیاری از نکات زندگی است؛ اگر چشم و دل باز داشته باشیم.
چشم دل باز کن که جان بینی/ آنچه نادیدنی ست آن بینی

جامعه دندانپزشکی ایران جان تازه گرفت
جامعه دندانپزشکی ایران جان تازه گرفت

بالاخره جامعه دندان‌پزشکی ایران که مدت ۳۲ سال (۱۳۴۱ تا ۱۳۷۳) با صداقت و ایثار و خلوص نیت و در پرتو کار جمعی خدمتگزار مردم خوب کشورمان بود، با تلاش پیگیر وارث آن (هیات مدیره انجمن دندان‌پزشکی ایران) و واقع‌بینی و عنایت مسئولین امر، برای ادامه خدمت تحت نام قبلی خود مجوز لازم را کسب کرد و من به عنوان تنها بازمانده هیات مؤسس ده نفری جامعه که هنوز انگیزه شرکت در جلسات حرفه‌ای را دارد سپاس صمیمانه خود را تقدیم هیات مدیره انجمن دندان‌پزشکی ایران می‌کنم و مطمئن هستم که روح پرفتوح ۸ نفر از اعضاء هیات مؤسس که دیگر در میان ما نیستند ناظر این قضایا است.

در اینجا جریانی را که مربوط به تاریخ دندان‌پزشکی کشور ما است بدون ورود به جزئیات یادآوری می‌کنم:
از سال ۱۳۷۰ گروهی از همکاران تحت نام (انجمن دندان‌پزشکی ایران) با استفاده از شرایط سیاسی و اجتماعی روز، درصدد تضعیف جامعه برآمدند و به تدریج عرصه را بر مسئولین جامعه تنگ کردند. ابتدا مانع انتشار نشریه خبری شدند، بعد جلوی انتشار مجله علمی جامعه را گرفتند، سپس به بهانه‌های مختلف در برگزاری کنگره‌ها اخلال ایجاد کردند و بالاخره از سال ۱۳۷۵ عملاً جانشین جامعه شدند، ولی دندان‌پزشکان علاقه‌مند به جامعه توانستند از طریق مبارزه انتخاباتی در سل ۱۳۷۹ مدیریت انجمن دندان‌پزشکی ایران را به دست آورند که تا به حال ادامه دارد.
جریانات تنش‌زایی که گذشت سبب این فکر در بین اعضاء جامعه دندان‌پزشکی شد که جمعیت دیگری را ایجاد کنند تا اگر قضیه جامعه تکرار شد بتوان از آن برای ادامه کار استفاده کرد و آقای دکتر حسن نخجوانی با پیگیری بسیار توانست مجوز تشکیل (انجمن دندان‌پزشکان عمومی ایران) را به دست آورد (۱۳۷۹) و خود ایشان مدت سه سال مدیریت آن را بر عهده داشت و از ۱۳۸۲ با انجام انتخابات، مسئولیت اداره این جمعیت نوپا به آقای دکتر باقر شهنی‌زاده محول شد که تا قبل از برگزاری انتخابات آنلاین اسفند ۱۳۹۷ ادامه داشت.

جامعه دندان‌پزشکی ایران چند خدمت اساسی را در زمینه بهداشت و دندان‌پزشکی پایه‌گذاری کرد:
– برگزاری کنگره‌های علمی سالانه
– برگزاری روز و هفته دندان‌پزشکی
– ارتباط وسیع دوسویه با فدراسیون بین‌المللی دندان‌پزشکی و مجامع بین‌المللی دندان‌پزشکی
ولی در اصل قضیه تمام تلاش ما باید مصروف این باشد که با وحدت تشکیلاتی، قدرت لازم را برای همکاری مؤثرتر با وزارت بهداشت و نظام‌پزشکی کسب نماییم و من امیدوارم در زمان حیات خود شاهد چنین وحدتی باشم.
محمدعلی افتخاری
۲۲/۱/۹۸

جامعه دندانپزشکی ایران جان تازه گرفت
جامعه دندانپزشکی ایران جان تازه گرفت

منبع:دندانه

 

نمونه هایی از کشیدن دندان به عنوان مجازات در تاریخ

در پهنه تاریخ کهنسال و دیرین ما داستان ها و روایات جالبی وجود دارد که از زوایای مختلف قابل توجه و مطالعه است.همواره در تاریخ در کنار کامیابیها و پیروزیها ،شکستها و مجازاتها و عقوبتهای تلخ را هم نظاره گر هستیم.شاهان دادگر و ستمگر همه شیوه هایی مختلف و گاه سخت برای مجازات دشمنان و مخالفان داشته اند که از جمله اینها دندان کشیدن بوده است! آن هم با امکانات آن روزگاران و صدالبته بدون بیحسی! این نوع مجازات از دیرباز معمول بوده است و گاه برای شکنجه نیز بکار میرفته است.چنانکه در قوانین حمورابی در هجده قرن پیش از میلاد به دو مورد کشیدن دندان به عنوان مجازات اشاره شده است.در این یادداشت کوتاه به چند نمونه ازین مجازات میپردازیم.

ملک الشعرا بهار در شرح خلافت واثق خلیفه عباسی مینویسد:

“و عبّاس بن مشکویه الهمدانی مناظری نیکو بود و یگانه ی عصر خویش. واثق با وی مناظره کرد، و عبّاس اندر جواب و حجّت بر وی غالب شد. واثق او را عذابها فرمود، و در جمله چهار دندانش که بزرگترین بود، ضرس، برکندند و بازداشتند.”
مراد مؤلف آنست که از جمله عذابها یکی آن بود که امر کرد چهار دندان پیشین او را که ضرس خوانند برکندند! (۱)

یک روایت دیگر از چنین مجازاتی را در اواخر دوران زندیه میبینیم:

کاربرد کلبتین در تاریخ!
کاربرد کلبتین در تاریخ!

“…دیگر در ان شهر وارد بود مولانا محمدمهدی کرمانشاهی که فاضلی تحریر و در علوم معقول بی نظیر بود.سودایی مفرط به مزاجش غالب بود…گاهی از سلطنت و جهانگیری سخن راندی.با اسمعیل خان زند که در عهدی علیمردان خان به هوس سروری کر و فری مینمود متفق گشته بعض از نواح بروجرد را تاخت نمودند.خان معظم لشکری بر انها فرستاده،اسمعیل خان مقتول و مولانا زنده دستگیر شد.
به پاداش ان ژاژخاییها و بادپیماییهایی که در مزاج داشت دندانهای او را کشیدند.در عراق عجم سکونت دارد و از ان مقالات دیگر چیزی به زبان نمی آرد.”(۲)

در دوره صفویه هم خواجه هدایت الله رازی شاعر هرچند از شاه عباس هدیه فراوان گرفته اما چند دندانش را بعنوان مجازات از دست داده است:
«… روزی شاه عباس از خواجه هدایت اللّه رازی شاعر خواست که قطعه ای بی معنی بر وزن اسکندرنامه نظامی بسازد. شاعر مدعی شد که اگر شاه برای هر شعر یک عباسی بدهد، تمام خمسه نظامی را بااشعار بی معنی تقلید خواهد کرد، شاه عباس پذیرفت، مشروط بدانکه به جای هر شعر معنی داری، یک دندانش را بکنند، چندی بعد شاعر خمسه بی معنی خود را تقدیم شاه کرد، چون سه شعر او را بامعنی یافتند سه دندانش را کندند و در مقابل باقی اشعار که بی معنی بود، عباسیهای فراوان گرفت.»(۳)

و در تاریخ تمدن ویل دورانت درباره پطرکبیر (مرگ در۱۷۹۵) امپراطور روس مطلبی جالب میبینیم:

“از دندانپزشکی لذتی غیرعادی میبرد و نزدیکانش مواظب بودند که هیچگاه از درد دندان ننالند; کلبتین را همیشه دم دست داشت. وقتی خدمتکارش شکایت کرد که زنش به بهانه دندان درد ملاطفتهای زناشویی را از وی دریغ میدارد، کس به دنبال آن زن فرستاد، اجبارا یکی از دندانهای سالمش را کشید، و به او گفت اگر از جفت به دور بماند، دندانهای بیشتری را هم خواهد کشید.”(۴)

منابع و ماخذ:
۱-مجمل التواریخ والقصص-ملک الشعرا بهار-مقدمه ص۸
۲-تحفه العالم-شوشتری-جلد۱ ص۲۳۴
۳-تاریخ اجتماعی ایران-مرتضی راوندی-جلد۷ص۲۳۸
۴-تاریخ تمدن جهان-ویل دورانت-جلد۸ ص۴۶۳
روزنامه ایران

منبع:دندانه

 

داستان دانشکده‌ای که هیچ نداشت جز یک آرزو

دکتر امیر اسماعیل سندوزی

آنچه پیش روی شماست روایت ناگفته‌ای از تلاش‌های انجام شده برای تاسیس دومین دانشکده دندان‌پزشکی ایران است که به قلم دکتر امیراسماعیل سندوزی بنیان‌گذار این دانشکده نگاشته شده و به اهتمام دکتر گیتی شهیدی برای اولین بار در پایگاه خبری دندانه منتشر می‌شود.

روایت دکتر امیر اسماعیل سندوزی از بنیان‌گذاری دانشکده دندانپزشکی مشهد
روایت دکتر امیر اسماعیل سندوزی از بنیان‌گذاری دانشکده دندانپزشکی مشهد

سال ۱۳۳۲ است، با سر و زلف از ته تراشیده، بعد از بیست و هشت مرداد ۱۳۳۲ از بند قرنطینه زندان موقت شهربانی تهران همراه محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین) فعال سیاسی، نویسنده و مترجم نامدار معاصر ایرانی خلاص شدم، مدتی شاگردش شدم و بسیار مرا آموخت که تشنه‌تر از خاک ترک خورده بیابان بودم و نه اجازه استخدام می‌دادند، نه پاسپورت. هنوز اعلاحضرت نگفته بودند هرکس نمی‌خواهد رعیت جان نثار ما باشد پاسپورتش را بگیرد و برود بیرون! آمده بودم بیرون از زندان، ساواک هنوز درست نشده ولی رکن دو همه جا را مانند «بولداگ» می‎پایید.

یک دانشگاه تهران بود و یک رییس اداره بازرسی دانشگاه که در واقع همه کاره دانشگاه تهران بود و هرکه رییس دانشگاه بود می‌آمد و می‌رفت ولی ایشان پشت میزش نشسته بود! فقط با شاه پالوده می‌خورد و دکتر جهانشاه صالح و دکتر اقبال و امثال. به لطف و سفارش ایشان اولین دندان‌پزشک تحصیل کرده فرنگ که تا از راه رسید رییس مدرسه دندان‌سازی تازه تاسیس تک اتاقه دارالفنون شد، که دوازده سال رییس ماند که ماند، تا ریاست را سپرد به مطیع خودش دکتر محمود سیاسی و خودش شد معاون در پرده دانشکده پزشکی و در واقع، همان‌گونه که اشاره شد، همه‌کاره دانشگاه تهران. یک اتاق و یک سکرتر کار کشته‌ای داشت که تا آخر عمرش هر دو تا را داشت و هیچ‌کس نمی‌دانست او چه قدرت و نفوذ مدیریتی دارد. یک کتاب ترجمه کرد از فرانسه به نام ژوزف فوشه و یک بار دیگر باز هم برای دوازده سال رییس دانشکده دندان‌پزشکی تهران شد و هر بار دوازده سال رییس بود و هیچ‌کسی قدرت برداشتن‌اش را نداشت.

این مرد، شادروان دکتر محسن سیاح، به این هیچ مهری پدرانه داشت و وقتی دکتر جهانشاه صالح وزیر بهداری بود و من ممنوع الاستخدام، آقای دکتر سیّاح یک نامه به دکتر جهانشاه صالح نوشت و من را به مرکز استان خراسان، مشهد، فرستاد. وقتی هم مدیر کل بهداری کله تراشیده‌ام را دید فهمید یک سیاسی بی‌کس و کارم. می‌خواست مرا سنگ قلاب قوچان خراسان کند که پیغام تلفنی که سکرتر وزیر زد که آقای وزیر فرمودند ایشان باید در مشهد باشند و وسایل سکنی ایشان را فراهم کنید؛ مدیر کل را مجبورکرد که دستور دهد در مشهد برایم دنبال جا و مکان بگردند و در مرکز استان خراسان ماندنی شدم. مشهدی که در آن زمان یکی از پرجمعیت‌ترین و مهاجرپذیرترین شهرهای ایران بود و بعدها دانستم هر پستی در مشهد قیمت و بهایی دارد! شهری که دانشکده‌ای بی‌نام و نشان برای تربیت «دندانسازان پراتیکی» که بیماری‌های لثه را به‌صورت «لصه» یا «لسه» بر تابلوهای گوناگونشان می‌نوشتند. صدها دکانِ مطب‌مانند که خودشان قالب می‌گرفتند و خودشان می‌ساختند داشت که شغل پر درآمدِ آن زمان بود.

از اقصی نقاط ایران، هند و افغانستان برای زیارت و درمان به مشهد می‌آمدند. چنین شهری سه دندان‌پزشک تحصیل‌کرده داشت؛ یکی دکتر آرام که مسیحی و فارغ‌التحصیل دانشکده دندان‌پزشکی تهران بود، با مطبی آبرومند با صندلی و چرخ پایی و نور افکنی. دیگری سرکارعلیه خانم دکتر بدری تیمورتاش بودند؛ تحصیل‌کرده بلژیک و تبعید شده فامیل به تربت و مشهد با یک صندلی ساخت ایران، یک چرخ پایی و لامپ دویست واتی از سقف آویزان. دیگری افسری مأمور به خراسان به نام دکتر محمد اطمینانی؛ که موقت آمد و رفت.

در دیدارم با همکارانم، هر کدام به نحوی برخورد داشتند. دکتر آرام بزرگ‌منشانه و شاد، سرکار خانم دکتر تیمورتاش که برای منِ ۲۵ساله حرمتی دلسوزانه و مادرانه و تا حدودی- به علت سن کم من- ناباورانه داشتند، تا وقتی نامه آقای دکتر فریدون فرزین را خدمت‌شان ندادم که استادم بودند، باور نکردند که دکترا دارم! بعد هم باورشان شد و دانستند که دکتر دندان‌پزشک هستم و کارمند وزارت بهداری مأمور در مشهد، اولین جمله شان این بو د:
حالا که شما آمده‌اید و در اداره بهداری استان کار می‌کنید، شرّ این دندانسازان را از سر مردم بی گناه کوتاه کنید. خجلت آور است.
خدمت ایشان عرض کردم: شهری به این بزرگی که فقط یک درمانگاه رایگان برای کشیدن دندان دارد و سه دندان‌پزشک، مردمش چه کنند؟ آنها که یقه مردم را نمی‌گیرند بکشند در دکانشان! مردم خودشان از روی ناچاری مراجعه می‌کنند.
همین هم، سبب ناراحتی ایشان شد و ناچار شدم توضیح بدهم که هر وقت ده دندان‌پزشک و حداقل شش درمانگاه مجهز برای خدمات دندان‌پزشکی رایگان یا نیمه‌رایگان در مشهد ساختیم، مردم خودشان پیش آن‌ها نمی‌روند و مراجعه نمی‌کنند.
با تاسف نگاهم کردند که گویا نشنوده بودند.
آن زمان من به فکر ایجاد دانشکده دندان‌پزشکی در مشهد نبودم. در کیفم بیش از شش «توصیه نامه» از ارباب علم و قدرت برای بزرگان مشهد داشتم. برای دکتر حسین سامی راد، رئیس «آموزشگاه بهیاری» مشهد که نبردم و ندادم. برای دکتر محمود ضیایی طبیب معروف، دکتر احمد سالاری بزرگ خاندان سالاری‌ها و دکتر اسدی، پسر شادروان اسدی که توسط دربار کشته شد و در مشهد سخت محبوب بودند و آقا موسی قائم‌مقامی سرسلسله سادات رضوی، همان کسی که بعدها، باغ منبع، منزلش را برای دانشکده اجاره کردم، داشتم و دادم. سمبه پر زور بود . توصیه‌نامه را به هرکس دادم مورد ملاطفت قرار گرفتم و توسط این حضرات به سایر دوستان هم سن‌شان که بیست یا سی سالی از من بزرگتر بودند معرفی شدم. چهار سال بعد در سن ۲۸سالگی دوستانی داشتم در حد سن پدرم. اولین کارم افتتاح درمانگاه خدمات دندان‌پزشکی در بهداری استان و بعد از آن درمانگاه خیریه رازی در کاروان‌سرایی در بالا خیابان که سالی بعد صاحب یک دستگاه یونیت دندان‌پزشکی شد.

بعدها با آقای دکتر سامی راد افتخار آشنایی پیدا کردم و بسیار پشیمان که چرا نامه را به ایشان زودتر ندادم و از محضر حضورشان محروم مانده بودم. دوستان ایشان دکتر قوام نصیری، دکتر حسن شهیدی، دکتر رادپور و استاد مسلم آناتومی ایران دکتر مستقیمی و… دیگران هم محبت کردند و مرا به کوچک دوست خودشان پذیرفتند. ایجاد درمانگاه رازی و مجهز شدنش به درمانگاه‌های خیریه متعدد، دوستی و صمیمیتی (که به نوعی ارادت من بود) بین آقای دکتر سامی راد و من ایجاد کرد که دوام یافت. ایشان دانشکده پزشکی را با تعطیل آموزشگاه بهیاری ایجاد، دانشکده ادبیات را به یاری اساتیدی مانند دکتر فیاض، دکتر غنی، دکتر فاضل، فرخ و دکتر غلامحسین یوسفی و دانشکده علوم را هم در صدد راه اندازی بودند.
یک شب از شب‌های جمعه که همه آقایان در منزل یکی از دوستان به نوبت جمع می‌شدند، دکتر سامی راد گفت: «من آموزشگاه پرستاری مجهز تأسیس و به کار انداخته‌ام. دوست داری بهداشت دهان و دندان به آنها درس بدهی؟» که من داشتم فکر می‌کردم چرا از وجود خانم دکتر بدری خانم استفاده نمی‌کنند و چرا دانشکده دندان‌پزشکی تأسیس نکنند!… که خودشان گفتند:
– یا دوست داری کمک کنی که دانشکده دندان‌پزشکی‌ای در کنار دانشکده پزشکی مانند تهران داشته باشیم؟
این هسته مرکزی فکر ایجاد دانشکده شد. دکتر سامی راد مرد کار بود. چند روز بعد تلفن کردند و مرا همراه چند نفر دیگر به دانشگاه خواستند. موضوع جمع‌آوری کمک مالی بود برای درمان کارمندی از کارمندان دانشگاه که مبتلا به سرطان خون شده بود. وقتی قضیه حل شد و من اجازه مرخصی خواستم گفتند: شما بمانید کارتان دارم.

ماندم و پیشنهاد کردند تا به دانشگاه منتقل شوم. عین جمله‌شان این بود: «اداره بهداری گنجایش و ظرفیت رشد و پیشرفت ندارد. ۲۰ سال دیگر هم همین سمت و مقام را داری! خانم دکتر تیمورتاش دست تنها هستند و درمانگاه دندان‌پزشکی بیمارستان شاه رضا هم فقط دندان می‌کشد. به جای کار در بهداری و درمانگاه رازی به دانشگاه منتقل شوید. هم امکان رشد و پیشرفت برایت فراهم است تا دانشیاری و استادی اگر بکوشی بالا خواهی رفت و هم همتی کنیم، شاید دانشکده دندان‌پزشکی‌ای دایر کنیم که از دانشکده الهیات که آستان قدس رضوی فشار می‌آورد مفیدتر و لازم‌تر است.»
با ناباوری و خوشحالی زیاد موافقت کردم. این پیشنهاد یک سالی طول کشید. درآمد مطب بسیار بالا و به چندین برابر حقوقم می‌رسید. می‌خواستم از بهداری استعفا بدهم. با ایشان مشورتی کردم. فرمودند چندی دست نگهدارید.

مرد کار و عمل بودند. آگهی استخدام دستیار دادند. من و یکی دو نفر از تهران نام‌نویسی کردیم. برای گذراندن امتحان کار می‎کردم که دکتر سامی راد در دیدار فوری گفتند: «آقای دکتر اقبال کسی را برای دستیاری توصیه فرمودند، اگر گوش کنم شما را از دست داده‌ام و اگر نکنم پست خودم را! دو سه ماهی بگذارید تأخیر شود تا آب‌ها از آسیاب توصیه بیافتد!»
داوطلب دستیاری که آقازاده یکی از روحانیون با نفوذ بود و هنوز نیامده داشتند برایشان جاه و مقام فراهم می‌کردند. بعدها شنیدم که قول وکالت مجلس شورای ملی را گرفت و رفت و بنابراین من توانستم دستیار دانشکده پزشکی شوم.

یک سالی دروس پایه پزشکی را از نو و با دقت خواندم. این بار با عشق و نیاز برای یاددهی خواندم. هم‌زمان، امکانی رخ داد که با اهل علمی از آمریکا رسیده، آشنا شدم که برنامه‌ریزی آموزشی خوانده بود و آماردان قابلی بود. شاگرد او شدم که از من جوان‌تر و بسیار پر مطالعه بود. در همین آشنایی و یادگیری بود که به اهمیت برنامه‌ریزی و مدیریت آموزشی در دانشگاه پی بردم و با نحوه‌ نوشتن یک طرح یا به قول امروزی‌ها پروژه، آشنا شدم و پروژه تأسیس دانشکده دندان‌پزشکی در دانشگاه مشهد که بعدها شد فردوسی- را نوشتم. به منشی آقای دکتر سامی راد دادم، تایپ و در دو نسخه به من داد. آن را جلد کردم. جلدی کرم رنگ با نوشته‌های طلایی. یک نسخه به آقای دکتر سامی راد دادم که باید در پرونده دانشگاه مشهد موجود باشد و نسخه کپی گذاشته شده (منظور «کاربن گذاشته شده»، نه «فتوکپی گرفته شده» چون هنوز فتوکپی رایج نشده بود) را با نامه رییس دانشگاه مبنی بر تقاضای اجازه تأسیس دانشکده از وزارت علوم را به تهران بردم. چند رونوشت هم از تقاضای دانشگاه برای وکلای مجلس شورای ملی از خراسان بردم، که با آشنایی که با من داشتند به حرفم گوش کردند ولی عمل نکردند! قرار بود فردای آن روز به مجلس شورا و دیدار آقای دکتر محمود ضیایی و سایر وکلای خراسان بروم تا توصیه‌نامه برای وزیر علوم بنویسند و تأکید بر لزوم و ضرورت این دانشکده کنند که رفتم و راهم ندادند! هر چه به گوش سَر پیش خدمت مجلس که همه‌کاره بود خواندم که خود آقایان فرمودند، قبول نکرد و دانستم که سَر پیش خدمت هم وکالت انتصابیِ، بنابر فرموده، آقایان را قبول ندارد! وزیر علوم که جای خود دارد!

فشرده داستان، بی‌توصیه وکلای مشهد، برای ملاقات وزیر رفتم. جناب وزیر هر روز در هیأت دولت و یا شرف‌یاب پیشگاه همایونی بودند یا نمی‌دانم، گناه‌شان سنگین است، نمی‎خواهم به گردن بگیرم. منشی‌شان فرمودند به معاون اداری مراجعه کنید. مراجعه کردم. شش کیلو غبغب گردن زیر چانه‌شان داشت کراوات را پاره می‌کرد. اول از اوضاع اجتماعی بهداشتی خراسان، بعد مشهد زیارتی، نیاز مردم به دندان‌پزشک، و بودن تنها یک دانشکده دندان‌پزشکی در تمام ایران و ضرورت تأسیس دانشکده را عرض کردم و در نهایت طرح را تقدیم کردم که گرفتند نخوانده گذاشتند کنار و با لبخند و طنز فرمودند:
دکتر جان!
دانستم حتماً فامیل من را از روی کارت ویزیت یاد نگرفته‌اند یا نمی‌دانند چگونه تلفظ کنند، وگرنه جان معاون جناب وزیر نمی‎شدم، ادامه دادند:
آدم ۳۴تا دندان دارد، مرض‎اش پوسیدگی، علاج‌اش تراش و پر کردن و بعد کشیدن و دست‌دندان است. این که دیگر دانشکده دندانسازی نمی‎خواهد.
خیلی خویشتن داری کردم که خرخره چرب‌شان را نفشردم! فقط گفتم:
جناب معاون، اول انسان ۳۲دندان دارد نه ۳۴عدد، دوم دانشکده دندان‌پزشکی نه دندانسازی! به علاوه دندان‌پزشکی علم است نه حرفه، پنج سال درس دارد و سه سال دوره تخصص، کم لطفی می‎فرمایید.
به تته پته افتادند که شوخی کردم. شما فردا تشریف بیاورید. نتیجه را به شما خواهم گفت. خداحافظی کردم و نگران تنها نسخه پروژه ماندم.

رفتم خدمت معاون آموزشی وزارت نوبنیاد «علوم و آموزش عالی». ایشان انسان والایی بودند، گفتم: «می‌خواهم با جناب وزیر وقت ملاقاتی داشته باشم.» با مهربانی و ادب فرمودند:
خدمت ایشان هم برسید، جواب همین خواهد بود که من عرض می‌کنم. باید این درخواست و طرح به سازمان برنامه و بودجه فرستاده شود. آقایان مطالعه و لزوم طرح را اگر بپذیرند، امکانات مالی‌اش را فراهم و اجازه تأسیس بدهند. اما توصیه می‌کنم نه در وزارت علوم رهایش کنید و نه خودتان ببرید. یک شخصیت با نفوذ مانند آقایان اسدالله اعلم، عماد تربتی، یکی از والا گوهرها یا شاهزاده‌ها یا آقای دکتر اقبال و کسی مانند این‌ها را دنبال کار بفرستید. طرح تنظیمی شما کو؟
– نزد جناب معاون است.
فرستادند طرح نوشته شده را آوردند. به دقت مطالعه کرد و پرسید که طرح را چه کسی تهیه کرده است گفتم یک کمیسیون در دانشگاه مشهد. گفت خوبست باید کامل‌تر و عدد و ارقام مستدل‌تری همراه بشود. کلی از دروغی که گفته بودم خوشحال شدم. طرح را گرفتم و آمدم بیرون.

تنها کسی را که می شناختم و هرگز روبرو با ایشان نشده بودم ولی می‌دانستم مرد کار و علاقمند به امور خراسان است دکتر اقبال بود. رفتم در آسمان‌خراش آن زمان سازمان تفت تهران در خیابان تخت جمشید دفتر ایشان. منشی جا افتاده کاردانی داشتند. اول خیال کردند که من از خارج آمده و جفا دیده استادان صاحب کرسیم و برای احقاق حق آمده ام. عرض کردم:
– مسأله خصوصی است و پیامی از رئیس دانشگاه مشهد آقای دکتر سامی راد دارم برای جناب دکتر که باید حضوراً و شفاهی عرض کنم!
طرح و نامه را به ایشان نشان ندادم. احتیاط کردم که دادنش آسان و گرفتن‎اش مانند جناب معاون اداری مشکل خواهد بود. ایشان فرمودند:
برای پس فردا ساعت شش و بیست دقیقه صبح وقت می‌گذارم. شما ۵ دقیقه وقت دارید، چهار دقیقه پیام‌تان را می‌گویید و یک دقیقه هم برای جواب ایشان بگذارید.
تاکید کردند فقط ۵ دقیقه!
بدون دادن فرصت توضیح و چانه‌زنی نوشتند و دادند دستم و مرخصم کردند. در پله‌های سنگی وسیع ساختمان ایستادم تا چهار دقیقه را که تا آن زمان نسنجیده بودم چه مدتی است را بسنجم. دیدم فقط وقتی است برای رفتن، سلام کردن، نشستن و خداحافظی کردن!

رفتم خانه خواهرم، یک نامه فشرده، کوتاه، مؤثر و گویا نوشتم تا به جای حرف زدن بدهم دکتر اقبال بخواند. فکر کردم اگر نامه جالب یا خواندنی باشد و ایشان بخواند به وقت من مرتبط نمی‌شود اما اگر جالب نباشد نمی‌خواند. سعی کردم به گونه‌ای بنویسم که نتوانند بگذارد بعد بخواند که نمی‌خواند. نامه باید تایپ شده و خوانا هم باشد. بردم دم پستخانه نامه‌نویس تایپ‌کننده‌ای بود. نامه را دادم کپی بگذارد در دو نسخه. اول می‌خواست بالای نامه بنویسد «تو نیکی می‌کن و در دجله انداز که ایزد در بیابان‌ات دهد باز و…» که خواهش کردم تایپ نکند. بعد هم جلوی نام دکتر اقبال جناب جنت‌مآب، حضرت خلد آشیان می‌خواست بگذارد که این مردمان عریضه گیرنده از این القاب خوش‌شان می‌آید و کارت را راه می‌اندازند. باز هم با قربان و صدقه رفتن نامه‌نویس، متقاعداش کردم که فقط نامه و نوشته مرا تایپ کند نه از آنِ خودش را. نامه تایپ شده را گرفتم. در منزل تمرین کردم تا بتوانم در ۴ دقیقه یک قصه کوتاه برای آقای دکتر اقبال بگویم و مدارک را بدهم خدمت‌شان. حرفم این بود:
«قربان پنج دقیقه فقط به من وقت داده‌اند تا داغ سال‌ها نیاز یک استان مثل خراسان را برای شمای زاده مشهد بگویم. نتوانستم در عرض چهار دقیقه این کار را بکنم. قصه کوتاهی برای‌تان می‌گویم و به خودتان وا می‌گذارم تا چه مرحمت فرمایید. قصه این که در ۲۸سال قبل طبیب جوانی از پاریس به مشهد آمد. مطب باز کرد. تا آن زمان، مشهد پزشک تحصیل کرده نداشت. مادری دو پسر به دنیا آورد و هر دو بیمار شدند و مردند، سومین پسرش که به دنیا آمد و سه ساله شد مریض شد. حکیم باشی‌های مشهد (نگفتم پدر خود ایشان «اقبال الحکما») کودک را جواب کردند که مُردنی است. مادر طفل وقتی دانست که طبیب جوانی آمده است، کودک محکوم به مرگ خود را در آغوش گرفت، سر و صورت پریشان و بی حجاب، در آن زمان، کودک را به مطب دکتر جوان برد. بر روی میز دکتر نهاد و خواست از در بیرون شود که طبیب جوان پرسید کجا خانم؟ مادر گفت: «دو تا پسر زاییدم هر دو بیمار شدند و مُردند! طاقت مرگ این آخرین پسرم را ندارم. یا درمانش کن و جانم را بخواه تا بدهم یا خودت ببر دفن‌اش کن.»
ساکت شدم. نگاهم کرد. ادامه دادم: «جناب دکتر اقبال اکنون همان پسر که جانش را نجات داده‌اید طرح تأسیس مورد نیاز دانشکده دندان‌پزشکی را در مشهد، شهر شما، آورده و روی میزتان می‌گذارم. یا امر فرمایید اجازه تأسیس‌اش را بدهند یا در سبد زباله کنار میزتان بیاندازید. من در چهار دقیقه عقلم نمی‌رسد چه بگویم.»

ایشان نه‌تنها پذیرفتند که من حرف‌هایم را از جمله قصه معاون اداری وزارت علوم را بزنم، بلکه قول دادند تا در سازمان برنامه و بودجه موضوع مطرح و تصویب شود. در آخرین دقایق وقت بیست دقیقه‌ای هم، فرمودند چند دانشجو دارید؟ گفتم هیچ! فرمودند چند دانشجو می‌خواهید بپذیرید؟ گفتم چهل دانشجو. فرمودند بروید در کنکور چهل دانشجو بپذیرید. هزینه امسال را تا تصویب نهایی طرح از برای شما حواله خواهم کرد.

چنین شد که دکتر سامی راد و کادر آموزشی دانشکده پزشکی مشهد چنان کردند! فشرده این‌که من نبودم بلکه همه آنها که نیستند تا بگویند که چه کرده‌اند بودند که چنین کردند!
من شاید آخرین راوی این قصه باشم. همین.
امیر اسماعیل سندوزی

منبع:دندانه

 

گفتگوی نگین دندان‌پزشکی با مهدی صاحبدل، کارگردان اولین مستند درباره تاریخ دندان‌پرشکی ایران
علی ده‌بان

جامعه دندان‌پزشکی در آذرماه شاهد یک رویداد کم‌نظیر فرهنگی خواهد بود و آن رونمایی از فیلم مستندی درباره تاریخ معاصر دندان‌پزشکی در ایران است. فیلمی که نگاهی تصویری و مستند به تلاش‌های صورت گرفته برای دندان‌پزشکی از آغاز تا امروزش در کشورمان دارد. با «مهدی صاحبدل» کارگردان این مستند بلند ۶۷ دقیقه‌ای به گفتگو نشسته‌ایم و از او درباره چگونگی ساخته‌شدن مستند «سپید گاهی خاکستری» به تهیه‌کنندگی «دکتر علی تاجرنیا»، تصویربرداری «مجتبی اسپنانی»، صدابرداری «محمدعلی متقی»، صداگذاری «سجاد خطیری» و روایت «سارا براتی» پرسیدیم.

«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران

آقای صاحبدل، آغاز گفتگو را با این پرسش آغاز می‌کنم که چرا «سپید گاهی خاکستری» را برای عنوان این مستند خاص انتخاب کردید و به چه موضوعاتی در دندان‌پزشکی پرداخته‌اید؟
علم دندان‌پزشکی مانند هر پدیده دیگری در کشور ما تحت تأثیر شرایط اجتماعی و سیاسی خارج از خود در طی تکوینش بوده است. تحولات تاریخ معاصر ما گاهی در راستای پیشبرد فعالیت‌های جامعه دندان‌پزشکی بوده و گاهی کاملاً غیرهمسو. در این فیلم، تاریخ دندان‌پزشکی نوین در ایران را که قدمتی صدساله دارد، در بستر تحولات سیاسی اجتماعی کشور مورد بررسی قرار داده‌ایم. با توجه به محدودیت زمانی فیلم و بسیاری مسائل دیگر که می‌توانست در فیلم مطرح شود دست به انتخاب زدم و سعی کردم به مهمترین تحولات این تاریخ یکصد ساله اشاره کنم، مانند چگونگی ورود علم نوین دندان‌پزشکی به ایران در آغاز قرن، تأسیس مدرسه دندانسازی، تأسیس دانشکده‌های اولیه، تأسیس و فعالیت‌های جامعه دندان‌پزشکی ایران و … . البته این انتخاب براساس معیارهایی صورت گرفت که به طور مثال مسائل و مطالب مهمی که در جلسات متعدد با افراد مؤثر و فعال در دندان‌پزشکی ایران مشترک بود، یکی از معیارها بود.
در برهه‌هایی هم مسائل مهمی اتفاق افتاده که تأثیر فراوانی روی فعالیت‌های دندان‌پزشکان در بازه زمانی طولانی گذاشته مانند فعالیت افراد فاقدصلاحیت در طی دهه‌های متمادی که یکی از دلایل مهم تشکیل نهادهای مدنی توسط دندان‌پزشکان در گذشته برای مبارزه با فعالیت ایشان بوده است یا تأسیس بیش از ۴۰ دانشکده دندان‌پزشکی در طی هشت سال که قطعاً آینده دندان‌پزشکان در ایران را در جهات مختلف تحت تأثیر فراوان قرار می‌دهد.
به هرجهت تلاش ما این بود که این فیلم سندی تصویری از برخی تحولات مهم دندان‌پزشکی باشد.

چه مدت زمان صرف ساخت این فیلم شد؟
ساخت این فیلم از آغاز مرحله پیش تولید و تدوین طرح که نیازمند مطالعات اولیه‌ای بود تا امروز حدود دو سال زمان برد. اولین جلسه تصویربرداری در بهمن‌ماه ۹۳ انجام شدو تا آخرین روزهای تدوین فیلم همچنان عکس‌ها و اسنادی به دست من می‌رسید که مورد استفاده قرار گرفت.

چرا ساخت این فیلم دو سال به طول انجامید؟
خب دلایل مختلفی داشت. یکی از مهمترین دلایل این زمان، تحقیق و پژوهش دقیق و جمع‌آوری اسناد موردنیاز بوده است. وقتی شما به عنوان یک مستندساز فیلمی می‌سازید بیشترین زمان را باید به مطالعه، تحقیق و بررسی اسناد بپردازید تا سندی تصویری که درنهایت به عنوان فیلم مستند عرضه می‌کنید واقعاً قابل استناد باشد. من برای آنکه آنچه در فیلم گفته می‌شود این خصوصیت مهم را داشته باشد تقریباً تمام مکتوبات موجود و قابل دسترس را مطالعه کردم.
به علت فرم فیلم زمان تدوین هم بسیار طولانی بود چون حساسیت‌های بسیار زیادی در نشان دادن و دقیق بودن عکس‌ها و اسناد داشتم.
دو نکته مهم در اینجا قابل ذکر است یکی اینکه متأسفانه علی‌رغم قدمت تشکیلات و نهادهای دندان‌پزشکی در ایران جز چند کتاب محدود و تعدادی مقاله، تلاش گسترده‌ای برای بررسی و ثبت اطلاعات و اسناد دندان‌پزشکی نشده است. در دوره‌ای درجامعه دندان‌پزشکی ایران آرشیوی وجود داشت که متاسفانه از بین رفت. تلاش‌هایی در موزه تاریخ علوم پزشکی به همت دکتر مصفا و دکتر اسلامی انجام شده و یا در جمع‌آوری اسناد و کتب جناب آقای دکتر طاهریان تلاش‌های قابل تقدیری داشته‌اند ولی خب مرکز اسنادی برای دندان‌پزشکی وجود ندارد یا کتاب جامعی که تاریخ دندان‌پزشکی ایران را از جهات مختلف بررسی کرده باشد، هنوز نگاشته نشده است. البته این مشکل تنها در اینجا نیست.
من برای جمع‌آوری عکس‌ها و اسناد به مراکز مختلفی مراجعه کردم ولی خب دستاورد چندانی نداشتم و آنچه در فیلم می‌بینید حاصل جمع‌آوری اسناد از افراد مختلف در خود جامعه دندان‌پزشکی بوده است که انصافاً حمایت بسیاری از گروه تولید داشتند. آقایان دکتر افتخاری، دکتر طاهریان، دکتر غلامعباس مرتضوی، دکتر عادلی‌نجفی، دکتر مصفا، دکتر رحیم‌پور، دکتر میرزابیگی، دکتر بهرمان و بسیاری از بزرگواران دیگر عکس‌ها و اسناد زیادی را با پیگیری‌هایی که انجام دادیم، دراختیار ما قرار دادند با امکان اسکن آنها را فراهم کردند که بسیار از ایشان سپاسگزارم.

«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران

همکاری دندان‌پزشکان در ساخت این مستند با شما چگونه بود؟
همانطور که اشاره کردم در هر مرحله از تحقیق و تولید، ما با استقبال و همکاری دندان‌پزشکان مواجه شدیم؛ البته حضور دکتر تاجرنیا به عنوان تهیه‌کننده فیلم تأثیر بسیار زیادی در اعتمادزایی و پیشبرد کارهای ما داشت. ایشان علی‌رغم مشغله‌های فراوان هر زمان که نیاز بود، وقت گذاشتند و با علاقه این حمایت را دنبال کردند.

با همه این حمایت‌ها و استقبال‌هایی که به آن اشاره کردید، این پرسش پیش می‌آید که این مستند آیا اثری تبلیغاتی و سفارشی برای نهادی خاص است؟
به هیچ‌وجه. این مستند در یک موسسه مستقل و خصوصی به نام «فکروفرهنگ» تولید شده است. حتی تهیه‌کننده فیلم که خود از افراد فعال و با سابقه در جامعه دندان‌پزشکی هستند و قطعاً بدون حضور ایشان این فیلم ساخته نمی‌شد، جز در مواردی که بنده تقاضای راهنمایی، کمک و … داشتم، به هیچ‌عنوان در محتوا و روند تولید فیلم دخالتی نداشتند و دست من برای انجام کار کاملاً باز بود. قطعاً در مرحله تحقیق از دانسته‌ها و داشته‌های جمعی از چهره‌ای خوشنام و مؤثر تاریخ دندان‌پزشکی ایران بهره گرفتم و بسیار هم از ایشان سپاسگزارم.

پس اگر سفارشی نیست چرا سراغ چنین سوژه‌ای آمدید؟
من از سالها پیش به واسطه دوستان دندان‌پزشکی که داشته و دارم با فعالیت‌های جامعه دندان‌پزشکی آشنا بودم و همواره برخی مسائل در این جامعه و در حول این علم من را شگفت‌زده می‌کرد. از جمله کنگره‌های باشکوه سالانه، فعالیت‌های نسل‌های مختلف از نسل اول فارغ‌التحصیلان تا دانشجویان فعلی کنارهم، پرنسیپ جالب توجهی که در اساتید و پیشگامان دندان‌پزشکی می‌دیدم و … بسیار برایم جذاب بود و روزی به این فکر کردم که باتوجه به اینکه تاکنون فیلمی با این موضوع ساخته نشده و البته در حوزه‌های مشابه هم فیلم‌های کمی ساخته شده و به احتمال فراوان حرف‌ها و نکته‌های جذاب و فراوانی در تاریخ دندان‌پزشکی ایران برای بیان وجود دارد، به سراغ این موضوع رفتم. مطالعه اولیه‌ای انجام دادم، طرحی تدوین کردم و با حضور و حمایت دکتر تاجرنیا کار آغاز گردید.

این مستند با این موضوع خاص آیا فقط برای دندان‌پزشکان است یا در حین ساخت فیلم به مخاطب عام هم برای آن فکر کرده‌اید؟
قطعاً جلب‌نظر مخاطب عام برای هر فیلمسازی موضوعی بسیار مهم است هر چند در پخش مستند در کشور ما محدودیت‌های زیادی وجود دارد. للبته درباره این فیلم که پژوهش-مصاحبه‌محور است و بیشتر مستندی مقاله‌ای بشمار می‌آید تا روایی، در درجه اول جامعه دندان‌پزشکان کشور مخاطب اصلی اثر هستند ولی فکر می‌کنم توانسته باشم جذابیت‌های لازم را برای بهره‌مندی مخاطب خارج از جامعه دندان‌پزشکی در فیلم ایجاد کنم. امیدوارم.

با توجه به این که می‌خواهیم جذابیت رونمایی فیلم کم‌رنگ نشود و بعد از رونمایی به طور مفصل به این اثر از نظر محتوایی خواهیم پرداخت، اگر سخن پایانی دارید بفرمایید.
یک نکته بسیار مهم که بایستی به آن اشاره کنم تأمین منابع لازم برای ساخت این فیلم بود. مجموعه تجاری-علمی مهرآرابن با مدیریت جناب آقای روح‌اله نوروزی حامی مالی تولید این مستند بود که جای سپاس فراوان دارد. علاقه ایشان به خود اثر به‌گونه‌ای بود که حتی در مقطعی به من گفتند که اگر لازم نمی‌بینید در تیتراژ فیلم هم نامی از مجموعه ما ذکر نکنید. حمایت بی‌منت ایشان بسیار مؤثر و قابل تقدیر بود.

«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران
«سپید گاهی خاکستری» سندی تصویری برای دندانپزشکی ایران

منبع:دندانه

 

دکتر فالک کوش ملچارسکی یکی از اولین دندان‌پزشکان آکادمیک و تحصیلکرده بود که در سال‌های آخر دوره احمدشاه قاجار وارد ایران شد. از تاریخ دقیق ورود او به ایران اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ اما گویا مقارن با جنگ جهانی اول و در نیمه دهه ۱۲۹۰ شمسی بوده است.

هرچند او تبعه کشور لهستان بود اما عضوی از اولین نسل دندان‌پزشکان مدرن در ایران محسوب می‌شود. جزییات و کیفیت مدرک دانشگاهی‌اش دکتر ملچارسکی چندان روشن نیست و حتی گمان می‌رود که او دندانساز یا متخصص پروتز بوده باشد نه دندان‌پزشک و طبیب دندان، با این حال نقش او در جایگاه اولین رئیس در اولین مرکز آکادمیک آموزش دندان‌پزشکی در ایران، و نیز منصبش به عنوان دندانساز مخصوص رضاشاه، نامش را در تاریخ دندان‌پزشکی ایران ماندگار کرده است.
از تاریخ دقیق ورود او به ایران اطلاعی در دست نیست اما گویا مقارن با جنگ جهانی اول و در نیمه دهه ۱۲۹۰ شمسی بوده است. دکتر ملچارسکی در فن دندانسازی بسیار چیره دست و ماهر بود و مطبش سال‌ها در خیابان قوام السلطنه (سی تیر فعلی) دایر بود. او در سال ۱۲۹۷ به استخدام اداره صحیه درآمد و کلاس‌هایی را برای آموزش دندانسازان تجربی در مطبش تشکیل داد. ۱

دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی
دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی

«تبعه لهستان و تحصیلکرده آلمان بوده و سمت دندان‌پزشک دربار را داشته است. از نحوه آمدن او به ایران اطلاع دقیقی در دست نیست ولی در سال ۱۳۰۶ که دکتر سیاح از خارج به ایران برگشته است دکتر ملچارسکی در ایران بوده است…
دکتر ملچارسکی در امور تکنیکی دندان دارای تبحر خاص بوده است و آشوت هارطونیان و شهریار سلامت که هر دو با کسب دکتری دندان‌پزشکی جز هیات علمی دانشکده دندان‌پزشکی تهران شدند نزد ملچارسکی کارآموزی می‌کردند.» ۲

دکتر ملچارسکی چند سالی بعد از حضور در ایران به خاطر شهرتی که در ساخت دندان مصنوعی داشت برای ساخت دندان‌های رضاخان، که در آن زمان سردارسپه و رییس الوزرا بود، احضار شد. در شرح خاطرات سلیمان بهبودی پیشخدمت مخصوص رضاخان در خرداد ۱۳۰۲ می‌خوانیم: «دستور فرمودند دکتر ملجاسکی دندانساز را خبر کنم برای معالجه دندان بیاید. مشارالیه فوراً با لوازم آمد و مدت‌ها هفته‌ای دو تا سه روز می‌آمد. از آن به بعد طبیب مخصوص دندان بود.» ۳

ظاهراً رضاخان تا سال‌ها از پروتزهای ساخته دکتر ملچارسکی استفاده می‌کرده است چنانچه یکی از نزدیکان رضاخان در زمان تبعید او در ژوهانسبورگ به این مساله اشاره می‌کند: «چون دندان‌هایی که دکتر ملچارسکی در تهران برای اعلی‌حضرت فقید درست کرده بود، فرسوده و کهنه شده بود و از آن طرف شهرت و مهارت دندانسازان ژوهانسبورگ به گوش اعلی‌حضرت رسید، بدین فکر افتادند که به پزشک دندانساز برای ساختن دندان مراجعه نمایند.» ۴

او همچنین یکی از مشهور‌ترین و موفق‌ترین لهستانی‌های ساکن ایران بود: «در دوره رضاشاه نیز روابط دو کشور در زمینه‌های مختلف برقرار بود. میلچارسکی، یکی از دندان‌پزشکانی بود که به روش غربی به درمان می‌پرداخت و از او به عنوان بنیان‌گذار دندان‌پزشکی نوین در ایران یاد می‌شود. میلچارسکی، به عنوان دندان‌پزشک مخصوص رضاشاه در ایران روزگار می‌گذرانید. سرانجام، مدرسه‌ای برای تربیت دندان‌پزشک در بخشی از دارالفنون برپا کردند و او شیوه نوین دندان‌پزشکی را در ایران به وجود آورد.» ۵

همچنین در طی مذاکرات مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۸ نمایندگان او را «کسی که در ماهی هزار تومان از تبعه ما به عنوان پول دندان می‌گیرد» خطاب می‌کنند و مجموعاً به نظر می‌آید در سختگیری و اخذ دستمزد زیاد هم شهرت داشته است. نمایندگان آن دوران در خلال جلساتی که برای تصویب قوانین مربوط به تأسیس مدرسه دندانسازی داشتند صحبتهای زیادی درباره ملچارسکی کرده‌اند: «… این دکتر ملچارسکی یک شخص محترمی است آمده است اینجا و دندانسازی می‌کند و دستی صد و پنجاه تومان، دویست تومان، سیصد تومان، هم دندان می‌سازد… هم دکتر است، هم دندان خوب می‌سازد، هم پول خوب می‌گیرد…» ۶

دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی
دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی

در یکی از این جلسات مخبر کمیسیون معارف راجع به او چنین می‌گوید:
«دکتر ملچارسکی در معالجاتی که در مطبش می‌کند از مردم یک قیمت گزافی می‌گیرد خیلی سختی با مردم می‌کند و حقیقتاً قیمت گزافی برای کارش می‌گیرد… چون که خیلی اجحاف می‌کند نسبت به مردم حالا که کنتراتش می‌کنند و حالا برای دولت باید کار بکند یک قدری پول کمتر از مردم بگیرد…» ۷

به نظر می‌رسد دکتر ملچارسکی خود بسیار مایل به قرارداد با دولت ایران بوده است. یکی از نمایندگان مجلس می‌گوید:
«…. دکتر ملچارسکی بنده خودم یادم می‌آید مدت‌ها داوطلب این بود که معلم دندانسازی بشود استخدام شود. شاید اغلب آقایان در نظر دارند تشریف برده‌اند پهلوی دکتر ملچارسکی برای دندانسازی این مسئله را که بنده عرض می‌کنم اذعان می‌کنند یعنی خودش خیلی مایل بود و داوطلب بود که نوکر دولت بشود.» ۸

و ظاهراً از این منصب استفاده کافی را هم می‌برده است: «اما دکتر ملچارسکی همین جا محکمه دارد از صبح تا شام هم کار می‌کند و از وقتی هم که معلم مدرسه دولتی شده است تاکسش را دو برابر کرده است…» ۹

می‌دانیم که در اولین سالهای قرن حاضر هیچ نوع آموزش رسمی دندانسازی و دندان‌پزشکی در کشور وجود نداشت و تنها افراد معدودی بعنوان کارآموز تجربی در مطب دندان‌پزشکان انگشت شمار آن زمان مانند دکتر ملچارسکی و دکتر استپانیان آموزش می‌دیدند و وزارت معارف هم تأییدیه آن‌ها را می‌پذیرفت. در سال ۱۳۰۶ که دکتر سیاح پس از تحصیل دندان‌پزشکی در سوییس و آلمان به ایران بازگشت بر اساس آنچه دیده و آموخته بود، تصمیم به پایه گذاری آموزش آکادمیک دندان‌پزشکی در ایران گرفت. او به دیدن چند دندان‌پزشک رسمی شاغل در ایران رفت و سعی کرد همکاری ان‌ها را جلب کند. دکتر سیاح در خاطرات خود نوشته است:
«… دکتر ملچارسکی اهل لهستان و جز زبان روسی و آلمانی زبان دیگری نمی‌دانست و به زحمت چند کلمه‌ای فارسی صحبت می‌کرد. قدش کوتاه کمی فربه و در آن هنگام به نظر پنجاه ساله می‌آمد…. از تکنسینهای فوق العاده‌ای بود که در فن پروتز دندانی مهارتی بسزا و از وضع دندان‌پزشکی در ایران اطلاعات نسبتاً وسیعی داشت. وی با کمال مهربانی به من وعده هرگونه کمک و همکاری را داد… اغلب با دکتر ملچارسکی درباره این وضع نامطلوب صحبت می‌کردیم و برای سر و سامان دادن به دندان‌پزشکی چاره‌ها می‌اندیشیدیم…» ۱۰
سرانجام با پیگیری دکتر سیاح، دکتر ملچارسکی به واسطه رفت و آمد به دربار و دسترسی به شاه توانست فرمان تأسیس مدرسه عالی دندانسازی را از رضاشاه بگیرد.

«… در سال ۱۳۰۷ رضا شاه طی فرمانی دستور تأسیس مدرسه دندانسازی را صادر کرد و دو سال بعد این مدرسه شروع بکار نمود. محل اولیه این مدرسه، در دارالفنون بود و مدیریت فنی آن را دکتر میلچارسکی به عهده داشت.» ۱۱

دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی
دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی

در دی ماه ۱۳۰۸ قانون تأسیس مدرسه دندانسازی در مجلس به تصویب رسید و ریاست و مدیریت این مدرسه به دکتر ملچارسکی سپرده شد. متن مصوبه مجلس راجع به استخدام او به این شرح است:

«قانون اجازه استخدام دکتر ملچارسکی لهستانی جهت مدیریت فنی و معلمی دندانسازی به مدت سه سال
مصوب ۱۲ دی ماه ۱۳۰۸
ماده اول – دولت مجاز است دکتر فالک‌کوش ملچارسکی تبعه دولت لهستان را از اول مهرماه ۱۳۰۸ برای مدت سه سال به جهت مدیریت فنی ومعلمی دندانسازی استخدام نماید.
ماده دوم – حقوق سالیانه دکتر فالک ملچارسکی به قرار ذیل است که به اقساط ماهیانه به مشارالیه پرداخته خواهد شد.
سال اول – ماهی دویست و پنجاه تومان سالیانه سه هزار تومان.
سال دوم – ماهی سیصد تومان سالیانه سه هزار و ششصد تومان.
سال سوم – ماهی سیصد و پنجاه تومان سالیانه چهار هزار و دویست تومان.
ماده سوم – دولت می‌تواند در هر موقع با تأدیه سه ماه حقوق کنترات دکتر مزبور را فسخ نماید ولی اگر دکتر به میل خود استعفاء داد از تاریخ‌استعفاء حق اخذ حقوق نخواهد داشت.
ماده چهارم – سایر شرایط استخدام دکتر ملچارسکی مطابق قانون ۲۳ عقرب ۱۳۰۱ راجع به کنترات اتباع خارجه خواهد بود… ۱۲

این قانون در سال ۱۳۱۱ به مدت سه سال دیگر تمدید شد:
«قانون اجازه تمدید قرارداد استخدام دکتر ملچارسکی مدیر فنی و معلم مدرسه دندانسازی مصوب ۲۹ شهریور ماه ۱۳۱۱ شمسی
ماده اول – دولت مجاز است قرارداد استخدام دکتر فالک کوش ملچارسکی تبعه دولت لهستان را که به موجب قانون ۱۲ دی ماه ۱۳۰۸ شمسی‌استخدام شده است برای مدیریت فنی و معلمی مدرسه دندانسازی به مدت سه سال از تاریخ اول مهر ماه ۱۳۱۱ تمدید نماید.
ماده دوم – حقوق دکتر ملچارسکی به قرار ذیل است که به اقساط ماهیانه به مشارالیه پرداخته می‌شود:
۱) از اول مهر تا آخر اسفند ۱۳۱۱ به قرار ماهی ۱۷۵۰ ریال به علاوه ۲۹ پهلوی طلا (یا معادل ۲۹ پهلوی اسعار خارجه).
۲) از اول سال ۱۳۱۲ تا ختم قرارداد در هر ماه مبلغ دو هزار ریال به اضافه ۲۹ پهلوی (یا معادل ۲۹ پهلوی اسعار خارجه)….» ۱۳

تصویب این قوانین بحثهای مفصلی را بین نمایندگان و وزیر معارف و معاونش در صحن مجلس پیش آورده بود که بررسی آن‌ها امروزه اطلاعات جالبی را بدست می‌دهد. گویا بسیاری از نمایندگان دیدی منفی به دکتر ملچارسکی داشته‌اند و خواهان استفاده از دکتر سیاح و سایر دندان‌پزشکان ایرانی در رأس مدرسه دندانسازی بوده‌اند:

«ه‌مان را بیاورید که هم پول کمتر می‌گیرد و هم فارسی درس می‌دهد. یک نفر را چرا ما بیاییم یک مرتبه در سال سه‌هزار تومان، چهارهزار تومان بهش بدهیم برای چه؟… خوب بروید دکتر یحیی‌خان هست، سیاح هست، دیگران هستند آن‌ها را معلم کنید….» ۱۴
یکی دیگر از نمایندگان مجلس هفتم می‌گوید:
«… حالا بیاییم یک شخص دندانسازی که آمده است اینجا به جهت چه کاری نمی‌دانم، خدای نخواسته یک دندان طمعی به جهت ما تیز کرده است یا اینکه می‌خواهد کاری بکند. حالا می‌خواهند او را کنترات کنند…. اگر خدمتی به این مملکت کرده است می‌خواهند در مقابل خدمتش تشویقی از او بکنند، خوب دوهزار تومان، سه‌هزار تومان، چهارهزار تومان به او بدهند برود. اگر خدمتی نکرده است خوب آمده است گردشش را در این مملکت کرده است، با کمال افتخار مهمان‌نوازی از او می‌کنیم و از این مملکت برود… عملیات این شخص را بگویند که اولاً تعلیم و تعلم است و ملتزم می‌شود برای تعلیم و تعلم، و دندانسازی هم خودش می‌کند یا نمی‌کند…» ۱۵

«… دکتر ملچارسکی دکتر منحصر بفرد نیست در طهران. ما از ایرانی‌ها داریم که از دکترهای خوب دندانسازی هستند… دکتر سیاح دکتر خوبی است. خوب اگر دکتر ملچارسکی حاضر نیست با این حقوق درس بدهد یکی دیگر را بیاورید درس بدهد یک ایرانی را بیاورید آیه نازل نشده است که حتماً یک شاپو بسر را بیاورند درس بدهد…. ۱۶

و البته وزیر معارف و معاونش ملچارسکی را فردی مفید و مؤثر می‌دانستند و از اقدامات او دفاع می‌کردند:
«وزیر معارف:… وزارت معارف صلاح دانست که از اول سال تحصیلی امسال مدرسه افتتاح شود، به این جهت دنبال یک معلمی می‌گشته است و مسیو ملچارسکی را پیدا کرده است و او را دعوت کرده است، بلکه از اول تابستان به او مأموریت دادند که اسباب این مدرسه دندانسازی را فراهم کند برای اشیاء و مصالح دیگر و آن هم البته زحمت بسیار کشیده…
معاون وزارت معارف (آقای فرخ):… چند سال است که وزارت معارف در این فکر است که مدرسه دندانسازی را ایجاد کند، علت هم این است که ما در ولایات دندانساز نداریم و احتیاجات فوق‌العاده داریم به دندانساز، حتی زیاد‌تر از طبیب به دندانساز محتاجیم. برای این کار در بودجه ۱۳۰۸ مبلغی در قسمت اعتبارات منظور شد برای خرید لابوراتوآر و لوازم فنی این مدرسه. امسال بر طبق تصویب بودجه دکتر ملچارسکی مأمور شد و رفت این اسباب‌ها را خریداری کرد و آورد و کلاس دندانسازی هم کلاسی است در مدرسه طب و جزء مدرسه طب است و در آنجا دکتر ملچارسکی تدریس می‌کند دو قسمت را یک قسمت امراض دهان و دندان را از نقطه‌نظر طبی و یک قسمت ساختن دندان و لثه دندان و غیره را از نقطه‌نظر فنی و شاگردهایی که در آنجا کار می‌کنند این قسمت را در آنجا تکمیل می‌نمایند و ما پس از چند سال می‌توانیم یک عده طبیب دندانساز برای ولایات داشته باشیم و پروگرام مدرسه دندانسازی هم از شورای عالی‌مقام گذشته است.» ۱۷

دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی
دکتر ملچارسکی و ریاست مدرسه عالی دندانسازی

«معاون وزارت معارف:… از نظر تکنیک دندانسازی نظیر ملچارسکی خیلی کم است نه در طهران و ایران بلکه در اروپا هم خیلی کم است. یک آدمی است که ‌‌نهایت درجه تخصص را در تکنیک دندانسازی دارد و فوق العاده هم از او استفاده شده است. شاگردانی را که تربیت کرده است الان دندان می‌سازند که روز اولی که شخص در دهان می‌گذارد هیچ دهان را نمی‌زند خود بنده دندان ساختم و در مدرسه دندانسازی ساخته شده و روز اولی که در دهان بنده گذاشت بدون اینکه یک ذره جای دهن بنده را بزند جای گرفت و مخصوصاً عرض می‌کنم که شاگردان این مدرسه قالب گرفتن و ساختن را خوب آموخته‌اند از دندانسازی چه می‌خواهیم؟ از مدرسه دندانسازی می‌خواهیم که یک اشخاص دندانسازهائی را تربیت کند که در ساختمان دندان مهارت تام و تمام داشته باشد…. ملچارسکی بیش از آنچه برای تربیت این عده شاگرد لازم است وقت صرف می‌کند…. ۱۸

پس از تصویب مجلس، دولت مکلف به تأسیس مدرسه دندانسازی شد و وزیر معارف و اوقاف وقت هم در این امر نقش موثری داشت:

«اعتبار بخشیدن به مدرسهٔ دندانسازی یکی دیگر از کارهای اعتماد الدوله قراگزلو بود. او بـا اجـازهٔ مجلس شورای ملی، از تاریخ اول مـهر سـال ۱۳۰۸، دکتر فالک کوش ملچارسکی، تبعهٔ دولت لهستان، را برای مدت سه سال برای مدیریت فنی و معلمی این مدرسه استخدام کرد.» ۱۹

به این ترتیب اولین گام در ایجاد و توسعه دانش دندان‌پزشکی در ایران برداشته شد و مدرسه عالی دندانسازی در سال ۱۳۰۹ با تصویب شورای عالی معارف شروع به کار کرد.

«به موجب نظامنامه مصوب ۱۳۰۹ داوطلبان دندانسازی ناگزیر شدند که در مدرسه دندانسازی تحصیل نمایند…
به موجب قانون مصوب ۱۲ دی‌ماه ۱۳۰۸ دکتر فالک کوش ملچارسکی تبعه دولت لهستان، برای مدیریت فنی معلمی مدرسه دندانسازی استخدام و طبق قانون مصوب ۲۹ شهریورماه ۱۳۱۱ به مدت سه سال از تاریخ اول مهر ۱۳۱۱ استخدام و تمدید شد و مدرسه دندانسازی در سال ۱۳۰۹ جزء مدرسه عالی طب تأسیس گردید و تا سال ۱۳۱۳ ریاست آن با دکتر ملچارسکی بود. در مهرماه سال مذکور دکتر محسن سیاح ریاست مدرسه را عهده‌دار شد.» ۲۰

اما کمی بعد با تأسیس دانشگاه تهران شرایط مدرسه دندانسازی هم تغییر کرد:
«… به دهه ۱۳۰۰-۱۲۹۰ مـی‌رسیم کـه بـا استخدام اطباء خارجی چون دکتر استپانیان (تبعه کشور ترکیه) و میلچارسکی (تـبعه کـشور سوئیس) وضع حرفه دندان‌پزشکی و به اصطلاح آن روز حرفه دندانسازی شکل آکادمیک به خود گرفت و ۲۲ مهرماه ۱۳۰۹ شمسی بـا تـصویب اسـاسنامه مدرسه عالی دندانسازی در ایران توسط شورای عالی معارف نقطه عطفی در تاریخ دنـدانپزشکی ایـران بـه وجود آمد و در سال ۱۳۱۳ شمسی که قانون تأسیس دانشگاه از تصویب مجلس وقت گذشت می‌توان گـفت اولیـن پایـه و اساس دانشکده دندان‌پزشکی طرح‌ریزی و در سال ۱۳۱۶ اولین دانشکده دندان‌پزشکی در ایران در محوطه فعلی دانشگاه تهران، بـنا گـردید. ۲۱

هرچند امروزه از دکتر ملچارسکی اطلاعات زیادی در دست نداریم، اما در بعضی از منابع تاریخ عمومی و معاصر اشاراتی به او دیده می‌شود. یک لهستانی مقیم ایران در سالهای جنگ دوم جهانی در خاطراتش از او نوشته است:
«در چهارراه پهلوی اقامت داشتیم که یک روز ظهر سر و صدای زیادی شنیدم. از پنجره به بیرون نگاه کردم، جمعیت انبوهی مقابل منزلی دیدم که به صف ایستاده بودند و حتی در داخل منزل هم شلوغ بود. آن منزل متعلق به دکتر میلچارسکی دندان‌پزشک معروف لهستانی بود که پزشک مخصوص شاه و دربار نیز بود. آقای دکتر در زمان رضاشاه پس از جنگ جهانی اول به دعوت دانشگاه تهران به ایران آمده بود و در دانشکده پزشکی تدریس می‌کرد و او بود که اولین انجمن دندان‌پزشکی را تأسیس کرد. وی در مقابل منزل محل سکونت ما مطب داشت و آن روز‌ها این محل که مقابل کافه شهرداری معروف قرار داشت، محلی اعیانی و اشرافی به حساب می‌آمد و مطبش همیشه شلوغ بود. روزی که من شلوغی آن منزل را دیده بودم به خاطر روز عاشورا بود و بنا به رسم معمول هر ساله مادموازل ایزابلا ناهار نذری می‌داد… این دختر خانم زیبا فرزند و تنها دختر آقای دکتر میلچارسکی بود… آخرین باری که او را دیدم…‌‌ همان زیبایی خیره‌کننده خود را داشت. آن زمانی که دکتر میلچارسکی فوت کرده بود و در گورستان دولاب مدفون شد.» ۲۲

همچنین اطلاعاتی درباره او و مدرسه دندانسازی در تاریخ شفاهی نهفته در دل بزرگان و متقدمین دندان‌پزشکی ایران وجود دارد:
«رییس اولین دانشکده دندان‌پزشکی هم یک ارمنی بود به نام ملچامسکی. همان‌کسی بود که ۱۳۰۲ دندان‌های رضاخان را درست کرد و یک دست دندان مصنوعی برای رضا شاه ساخت. این دست دندان تا ۲۰ سال بعد که رضا شاه را به ژوهانسبورگ تبعید کردند در دهانش بود و در آنجا شکست. رضا شاه خیلی از این درمان راضی بود و به ملچاسکی گفت چقدر پول و دستمزد می‌خواهی و این مرد بزرگ گفت من پول نمی‌خواهم به‌جای آن یک مدرسه دندان‌پزشکی تأسیس کنید و همین می‌شود که رضا شاه در سال ۱۳۰۷ دستور تأسیس اولین دانشکده دندان‌پزشکی ایران را صادر می‌کند… بنابر پیشنهاد دکتر ملچارسکی لهستانی، دندانساز مخصوص دربار، از طرف دربار دستور تأسیس مدرسه دندانسازی، به اعتمادالدوله قره گزلو، وزیر معارف وقت، داده شد و مدرسه دندانسازی در سال ۱۳۰۹ تأسیس شد.» ۲۳

بعد از برکناری از ریاست مدرسه اطلاع چندانی از دکتر ملچارسکی نداریم اما می‌دانیم که پس از حدود چهل سال فعالیت و حضور در ایران در سال ۱۳۳۲ در تهران درگذشت و در گورستان لهستانی‌ها در دروازه دولاب تهران به خاک سپرده شد.

منبع:دندانه

اعتماد السلطنه و دندانپزشکی
اعتماد السلطنه و دندانپزشکی

کتاب «روزنامه اعتمادالسلطنه» در تاریخ ما بسیار شناخته شده و با اهمیت است. این کتاب مفصل، خاطرات روزانه محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات و روزنامه خوان شاه را شامل می‌شود و وقایع بیست سال پایانی سلطنت ناصرالدین شاه را در برمیگرد. ۱
مولف به واسطه منصب و موقعیتش هر روز در نزد شاه حاضر می‌شده و وقایع دربار و احوالات شخصی شاه و اطرافیانش را ناظر بوده است.
اعتماد السلطنه همیشه شاکی و همواره ناراحت و شدیدا متوقع، انتقادات و کنایات به جا و بیجایی در سرتاسر کتابش دارد.
از شرح جزییات قابل توجه در سیاست و تاریخ دوره ناصری، خصائل و خلقیات شخص شاه، اطلاعات ارزشمند از رجال و اشخاص، مشغولیات و شرح حال و اعمال مولف، وضع اجتماعی زندگی مردمان آن روزگار، شرح سفرهای داخلی و خارجی شاه، و سایر زوایای جالب و مهم این کتاب گذر می‌کنیم و به مقوله دندان، دندان درد، کشیدن دندان، زالو انداختن به لثه و سایر اشارات به دندان‌پزشکی می‌پردازیم.

اوصاف دندانساز فرنگی شاه
می‌دانیم که شاخص‌ترین دندان‌پزشک فرنگی دربار ناصری موسیو هیبنت سوئدی بود که از شاه لقب مسنن السلطنه نیز گرفته بود. او طی قراردادی در ۱۸۷۲ (۱۲۸۹قمری) به استخدام دولت ایران درامده و تا سال۱۹۰۷ (۱۲۸۶شمسی) در ایران بوده است. ۲
با اینکه اعتمادالسلطنه تنها در دوجا نام او را آورده و در سایر موارد از اصطلاح دندانساز استفاده کرده، به احتمال قریب به یقین در همه موارد منظورش همین شخص بوده است. چرا که او معمولا بخاطر تسلط بر زبان فرانسوی با دکتر تلوزان و دکتر فوریه و سایر خارجیان مقیم دربار دمخور و محشور بوده و دندانساز ایرانی نیز در آن اوقات در ایران وجود نداشته است.
اعتمادالسلطنه روایت استخدام و ورود دکتر هیبنت را چنین می‌نویسد:

«امروز صبح به سلطنت اباد رفتم. تفصیلی در انجا گذشت که می‌نویسم. در بیست و سه سال قبل… بندگان همایون مصمم شدند که همینطور دوشنبه پیازچال بروند. رفته یک شب ماندند دندان مبارک درد گرفت و روز دیگر بهمین عجله مثل ایندفعه به نیاوران مراجعت فرمودند و این اولین دفعه بود که دندان مبارک درد گرفته بود و از‌‌ همان پیازچال من به حکیم طلوزان که موقتا مرخص شده پاریس رفته بود تلگرافی کردم که دندانسازی با خود بیاورد و همین مسیو هپنت۳ که حالا هست بعد از دوسه ماه دیگر با خودش به طهران آورد…» (ص۸۸۱)

در این کتاب اشارات زیادی به همنشینی و نزدیکی اعتمادالسلطنه و دندانساز وجود دارد و آن‌ها معمولا در سفر و حضر همدیگر را ملاقات می‌کرده‌اند.
«دندانساز و ریمون تاجر سوئیسی که از معیرالممالک ده هزار تومان طلب دارد اردو امده نزدیک چادر شلیمر که با من مجاور است منزل کرده. امشب آن‌ها منزل من مه‌مان بودند.»(ص۷)
«شب دندانساز منزل من شام خورد…» (ص۲۷)
«صبح قدری مطالعه کتاب درس شاه را نمودم. بعد خانه دندانساز رفتم که کتابی از او بگیرم که تازه رسیده است.» (ص۱۲۱)
«امروز لار می‌رویم… در بین راه به دندانساز رسیدم. از گرسنگی می‌نالید. دعوت به ناهارش نمودم… ناهار صرف شد. دندانساز خار پای مرا بیرون آورد.»(ص۴۴۴)
«صحبت زیاد تاریخی شد. ساعت چهار خوابیدم. دندانساز فرنگی و بکمز هم سر میز شام بودند» (ص۵۴۰)

نویسنده در شرح خاطرات سفر سوم فرنگستان شاه هم اشارات زیادی به دندانساز دارد و می‌نویسد که در طی راه با او و دکتر تولوزان سوار بر یک کالسکه بوده است.
همچنین از برادر دندانساز هم یاد می‌کند که در پایان سفر فرنگ در اواخر سال۱۳۰۶ قمری (۱۸۸۵) با آن‌ها به تهران آمده و به دستیاری برادرش مشغول شده است. این شخص ماکسیمیلیان هیبنت بوده است و جمعا چهار سال در ایران اقامت داشته است. ۴

«در کالسکه من و دکتر فوریه با دندانساز و برادر دندان ساز بود. این برادر دندانساز بقدری خر است که هرچه می‌بینید تعجب می‌کند. حتی خر و قاطر هم که می‌بیند تعجب می‌کند!» (ص۶۶۲)
«دندانساز و برادرش عصر دیدن من امدند.»(ص۷۵۹)
«از انجا بخانه دندانساز رفتم. خود دندانساز ناخوش بود. برادرش دندان مرا کشید.»(ص۸۷۳)

در جایی دیگر هم نام دندانساز را به شکلی دیگر آورده است:
«دیدم خود امین السلطان استصوابی مرحوم ایلخانی را که سه هزار و ششصد تومان بود تقسیم نوشته، هزارتومان باسم فوریه، ششصد تومان باسم هسبنه دندان ساز، دو هزار تومان باسم من.»(ص۸۰۷)

اعتماد السلطنه و دندانپزشکی
اعتماد السلطنه و دندانپزشکی

اعتمادالسلطنه به عادت معمول خودش که از همه بد می‌گوید و انتقاد می‌کند، دندانساز را هم بی‌نصیب نمی‌گذارد و او را خر و فضول و مفت خور می‌نامد!
«دندانساز که چند روز است وارد شده اگرچه از دیوان چادر در پهلوی بکمز برای او زده‌اند اما برای مفت چرانی شام ناهار انگل من شده. چون مردکه خر و فضولی است باین جهت از او خوشم نمی‌آید.» (ص۶۷۵)
«دندان ساز احمق این شخص سوئدی که در لار همراه اورده بود باز اینجا هم اورده و کسی نیست بپرسد این مردکه روزنامه نویس اجنبی را در این سفر و تفرج و گردش همایونی چرا همراه آوردی!» ۵ (ص۷۱۰)

ونیز می‌نویسد که دندانساز چادر و امکانات سفرش را دیوان (حکومت) تامین می‌کرده است. اما در یک مورد تعریف مفصلی از کار دندانساز می‌بینیم و مولف او را کاربلد و مسلط خطاب می‌کند.
«حکیم الممالک عریضه‌ای به شاه نوشته بود مرخصی کربلا خواسته بود. شاه دلجویی می‌کردند که انعام به تو خواهم داد، گذرانت را منظم خواهم کرد.
بعد فرمودند از دندانساز طریقه پر کردن دندان را یاد بگیر. حکیم الممالک هم اصرار داشت که یاد می‌گیرم.
من آخر حوصله‌ام سر رفت. عرض کردم دماغ دندانساز را نسوزانید، تنها در دولت شما او به کارش مسلط است. اقلا او یکنفر را به کار خودش بگذارید مسلط باشد…» (ص۴۳۹)

استخاره و انداختن زالو
ایرانیان همواره در گذشته عادت داشتند برای امور مهم و حساس به استخاره دست بزنند. اینکار برای انتخاب طبیب و برگزیدن شیوه‌های درمانی مختلف هم معمول بوده است. چند اشاره به استخاره نیز در میان خاطرات اعتمادالسلطنه می‌بینیم. در عین حال ازین نوشته‌ها برمی آید که درمانهای سنتی چون استفاده از زالو بسیار معمول و موثر بوده است و حتی دندانساز فرنگی هم این کار را برای درد و آبسه دندان تجویز می‌کرده است.

«بعد خدمت شاه رسیدم. فخرالاطبا استخاره کرده زلو به لثه دندان شاه بیندازد، خوب آمده بود. فرمودند عصر وقت زلو انداختن حاضر باشم.
خانه امدم. سه به غروب مانده رفتم. خاطر مبارک را بخواندن روزنامه مشغول کردم. خیلی طول کشید تا زلو افتاد.» (ص۵۴۶)
«درد دندان شدت کرد. هرچه خواستم بخوابم نشد. میرزاحیدرعلی را فرستادم نزد ملایی که… خیلی مرد مقدس است، استخاره کند بجهت کشیدن دندان و انداختن زلو.
انداختن زلو بد آمد و کندن دندان خوب و این آیه آمده بود:
«و رب قل ادخلنی مدخل الصدق و اخرجنی مخرج صدق…»
لدی الورود منزل فرستادم میرزازین العابدین خان موتمن الاطبا و دندان ساز را آوردند. بکمز هم بود. با یک قوت قلبی که هیچ در خود ندیده بودم دندان را کشیده فی الفور آسوده شدم.» (ص۵۸۱)

«من چون دندانم درد می‌کرد به منزل دندانساز رفتم. تجویز به زالو کرده و به لثه دندانم زالو انداختم و تا عصر در منزل بودم.»(ص۸۶۵)
«از شدت درد دندان بندگان همایون مصمم شدندکه زالوئی توی دهن روی لثه بیندازند و ناهار هم نتوانستند درست میل فرمایند.»(ص۸۶۳)

دندان کشیدن‌های ناصرالدین شاه
ناصرالدین شاه مجموعا سلامت جسمی مطلوبی داشت و چنین برمیاید که تا می‌انسالی و حدود چهل سالگی درد و خرابی دندان نداشت. ۶
با اینحال در خاطرات سالهای۱۳۰۰ به بعد اعتمادالسلطنه می‌بینیم که او مکرر دچار دندان درد و مجبور به کشیدن دندان شده است.
«شاه بیرون امدند. از درد دندان ناله داشت… صبح که درخانه شاه بیرون آمد زیاد ناله از درد دندان داشت و مصمم کشیدن دندان بودند.
اگرچه به من فرمود که عصر حاضر باشم وقتی دندان می‌کشند…. نرفتم. اما شنیدم که امین السلطان بازوی راست و ملیجک بازوی چپ و مچول خان سر را گرفته بوده دندان را کشیده بودند.»(ص۷۸)

«شاه بیرون آمدند. دندان مبارک دوباره خیلی درد می‌کرد. قدری استخوان مانده است از دندانی که کشیده بودند. سبب تالم است. خدا حفظ کند.
… بعجله تمام درخانه رفتم. در بین راه بحکیم طلوزان و دندانساز رسیدم. ان‌ها هم احضار شده بودند. به دیوانخانه رفتم… از درد دندان خیلی متالم بودند. شام خوردند.» (ص۸۶)

«زاید دندان که سابق کشیده بودند و باقی بود بعد از ناهار کشیدند. این‌‌ همان دندان بود که می‌گفتند دندان تازه است و روئیده است.»(ص۸۷)

«دربخانه رفتم. جمعی را دیدم سر راه و نیم راه ایستاده نجوا دارند. گفتم چه خبر است؟
گفتند شاه دندان کشیدند. بسیار متالم شدم… به اتاق همایونی رفتم. دیدم دندان را کشیده‌اند و صورت و بشره مبارک خفه است و خیلی کسل هستند…. از هر طرف صدایی می‌آید. بعضی تمجید جرات شاه را می‌کردند. برخی اظهار تاسف می‌نمودند… شاه رو به من فرمودند که آخر دندان را کشیدم. عرض کردم مبارک است. شخص از هر چیز که در دنیا به زحمت است باید همینطور دفع کند. اگرچه عضو بدن باشد. فرمودند سه ماه بود این دندان مرا از زندگانی انداخته بود. دیشب تا صبح نخوابیدم…..
امین السلطان شاه اندازی‌ها کردند که صبح زود فراش چطور باحضارم آمد و من چطور بازوی شاه را نگاهداشتم دندان کشیدند.» (ص۵۴۳)

«امروز بندگان همایون دندان مبارکشان را کشیدند. این دندان که دو ماه بود درد می‌کرد ناگزیر از کشیدن بودند. در چال طرخان کشیده شد و آسوده شدند…. عصری که دندان را کشیدند و جزئی راحت شدند با حضور نایب السلطنه که نشسته بود عرض کردم هرچه و هرکس که اسباب زحمت وجود مبارک است یقینا از این دندان که جزو بدن شما است عزیز‌تر نیست. همینطور که از برای حفظ صحت و سلامتی بدن دندان را کشیدید و راحت شدید همینطور هم مصدع و مزاحم را دفع فرمایید.»(ص۱۰۴۲)

«دندان مبارک درد می‌کرد کشیدند.»(ص۸۶۵)

پر کردن دندان

اعتماد السلطنه و دندانپزشکی
اعتماد السلطنه و دندانپزشکی

در این مجموعه مواردی را می‌بینیم که به پر کردن و ترمیم دندان با نقره اشاره شده است۷. به نظر می‌‌اید این مهارت در ان زمان تنها در اختیار همین دندانساز مخصوص شاه بوده است. البته از جزییات کار بی‌خبر هستیم و نمی‌دانیم او با چه وسایلی اینکار را انجام می‌داده است. اما مسلم است که او چندین دندان برای شاه و بزرگان از جمله همین اعتمادالسلطنه پر کرده بود که معمولا این‌ها بر طبق مطالب همین کتاب بعد از یکی دوسال منجر به درد و ورم و آبسه و نهایتا کشیدن دندان می‌شد!
«… در بین راه کالسکه‌ای از دیوان دیدم که ملیجک در او نشسته با دندان ساز به عجله به دوشان تپه می‌رود.
معلوم شد دندان شاه درد می‌کند. من هم بعجله خدمت شاه رفتم. دندان ورم کرده بود. خیلی صدمه می‌زد. دندان ساز رسید. با نقره پر کرده بودند سابق. نقره را بیرون آورد درد ساکت شد»(ص۲۱۳)

«صبح دربخانه رفتم. فراشی به احضارم آمد. وارد عمارت که شدم بندگان همایون را دیدم آفتابرو جلوس فرمودند. دندان ساز مشغول اصلاح دندان است.»(ص۵۲۸)

«شاه از درد دندان بی‌تاب بود. دندانساز هم رسید. با زحمت نقره‌ای که دو سال قبل میان دندان گذاشته بود بیرون آورد. قدری آسوده شدند.»(ص۵۳۹)

«دندان کرسی که چند سال قبل سوراخ شده پر کرده بودند باز بشدت درد گرفته است… صبح شهر امدم. مستقیما خانه دندانساز رفتم. دندان را خالی کرد. قدری بهتر شد.»(ص۷۷۱)

ورم و آبسه دندان و نیش‌تر زدن
در آن روزگار که آنتی بیوتیک وجود نداشته چاره آبسه‌های دندانی صبر و تحمل درد بوده و بعضی درمانهای سنتی چون حجامت و زالو انداختن تا ورم به اصطلاح آن روز «ماده» کند و در آن هنگام دندانساز یا حکیم نیش‌تر می‌زده است. در یکی از موارد می‌بینیم که شاه حدود هشت روز دچار ورم و آبسه بوده است تا اینکه بقول مولف دندان شاه ماده می‌کند و حکیم طلوزان نیش‌تر می‌زند. ظاهرا این مشکل به وفور پیش می‌آمده است و نیش‌تر جزو وسایل مخصوص حکیم بوده است.
«صبح به عمارت بالا رفتم. درد دندان ساکت شده اما ورم باقیست. شاه خیلی کسل بودند.»

«شاه با ورم صورت و درد دندان سوار شدند…
بعد در خانه خدمت شاه رسیدم. دندان شاه ماده کرده بود. طلوزان نیش‌تر زده….»(ص۲۱۴)

«صبح که برخاستم صورتم طرف راست ورم کرده بود… چون دستمالی به سر و گوش پیچیده بودم فرستاد احوالپرسی که چه‌تان است؟ گفتم دندانم درد می‌کند… دو دانه آلو هل و گل داده بود که دوای دندان منزل دارم می‌فرستم…
عصر دندانساز با نیش‌تر بلندی آمد و لثه مرا شکافت. شب خیلی بد گذشت و ناراحت خوابیدم.»(ص۵۸۰)

«دندان مبارک درد می‌کند. طرف صورت قدری ورم دارد.»(ص۵۸۶)

«امروز هم شهر ماندم. اصلاح دندان کنم. خانه دندانساز رفتم. نیش‌تر زد….
امروز بجهت درد دندان شهر ماندم. خانه دندانساز رفتم. خانه نبود منزل امدم. فرستادم دندانساز آمد. دوائی به دندان زد.» (ص۷۷۱)

دندان‌پزشکی زنان حرمسرا
می‌بینیم که دندانساز فرنگی درمان زنان پرتعداد حرمسرای شاه راهم بر عهده داشته است. البته در این کتاب صرفا از درمان امین اقدس زن سوگلی شاه یاد شده است که شرایط کار هم جالب توجه بوده است.
«در این بین دندانساز رسید. معلوم شد که امین اقدس دندان خود را می‌خواهد بکشد. اطاق اغابهرام که درش به دهلیز در اندرون باز می‌شود قرق شد. ما‌ها بیرون رفتیم، دندانساز و حاجی عرب و اغابهرام ماندند.»(ص۴۹۳)

«دندانساز که بجهت دندان امین اقدس امروز باتلگراف احضار شده بود منزل من شام خورد»(ص۵۲۶)

«عصر از صدای دندان ساز که از شهر بجهت معالجه دندان امین اقدس امده بود بیدار شدم»(ص۶۰۳)

دندان کشیدن
کشیدن دندان تنها درمان دندان‌پزشکی غیرتخصصی آن روزگار بوده، چراکه از دلاک‌ها و سلمانی‌ها گرفته تا حکیمهای سنتی و طبیبهای درس خوانده اواخر دوره قاجار اقدام به کشیدن دندان می‌کردند. ۸
در این کتاب موردی را می‌بینیم که دکتر تولوزان پزشک مخصوص شاه دندان کشیده است و نیز در منابع دیگر این دوره اشاراتی به دندان کشیدن پزشکان از جمله میرزا زین العابدین حکیم داریم. ۹
اما ساخت دندان مصنوعی و جرمگیری و پاک کردن دندان‌ها و ترمیم دندان‌ها با نقره و ملغمه (به اصطلاح ان دوران) را تنها دندانسازان فرنگی قادر بودند انجام دهند. ۱۰
«… بخیال منزل علاالدوله که دندان درد دارد از منزل حرکت کردم… از شدت درد بیهوش بود….
حکیم طلوزان می‌گفت دندان علاالدوله را کشیده است.»(ص۲۳)

«میرآخور شاه هم ورود کرد. دو دندانش مدتی است درد می‌کند. فرستاد دندان ساز آمد دندان‌ها را کشید.»(ص۵۵۷)

«دندان امین الدوله بشدت درد می‌کرد. یقین شدت کرد که ساعت ۳ مجبورا فرستادیم دندان ساز آمد و کشید تا آرام گرفت.»(ص۵۸۱)

«از انجا خانه دندانساز رفتم. دندان جلو را یکی کشیدم. همانطور با دهان خون آلود دربخانه رفتم.»(ص۵۹۸)

«دندان کرسی که مدتی لق بود دربخانه کشیدم…. بکمز هم دندان خودش را کشید.»(ص۶۰۸)

«من بواسطه درد دندان منزل ماندم. دندانساز امد. دندان را کشیدم.»(ص۷۷۲)

«دندانم بشدت درد می‌کند از دوطرف. طوری که هیچ غذا نمی‌توانم بخورم. امروز صبح به خانه دندانساز رفتم که بلکه بکشد. نکشید.»(ص۸۶۵)

«امروز و سه روز قبل ازین بواسطه دندان درد دندان کشیدم.»(ص۹۷۸)

«هنوز در بستر خواب بودم که دندانم درد گرفت و کم کم شدت کرد…. تا صبح بیدار بودم و از شدت درد می‌نالیدم.
… خانه دندانساز رفته دندان را کشیدم و رفیق پنجاه و چهار ساله را از خود دور نمودم.» (ص۱۰۰۱)

«چند روز است که زرده زخم دماغ باز بروز کرده است. اما چندان شدت ندارد. میرزاعلی اکبرخان عقیده‌اش این بودکه بواسطه دندان است. از ریشه بیرون آمده است. لهذا منزل شنیدر و دندانساز که زیر ده واقع شده است رفتم. هر دو گفتند باید کشید. دندان را کشیده منزل صدیق السلطنه آمدم.»(ص۱۰۲۹)

«عصر مجددا منزل دندانساز رفته دندان دیگر را که از دندانهای جلو است کشیدم.»(ص۱۰۲۹)

روایت همیشگی دندان درد‌ها!
دندان درد بلای عام و گرفتاری همیشگی مردمان قدیم بوده است، از شاه گرفته تا گدا. در سندی مربوط به آمارگیری در سال۱۳۰۱ درد دندان را جزو بیماریهای عمده مردم برشمرده‌اند. ۱۱
اعتمادالسلطنه در جای جای خاطراتش از دندان دردهای خود، شاه و اطرافیانش از جمله مادرش و نیز حکیم طلوزان می‌نویسد. بجز کشیدن دندان و زالو انداختن در چند مورد از استعمال دارو و دوا‌هایی برای کاهش درد دندان یاد می‌کند. در منابع دیگر هم از انواع دارو‌ها برای کاهش درد دندان نام برده شده است. ۱۲

«خدمت شاه رسیدیم. درد دندان شدت کرده بود که ناهار نتوانستند میل کنند…
شب دربخانه رفتم. درد دندان بسیار شدت کرده بود. باز شام نتوانستند میل کنند. خدا انشاالله صحت بدهد. اگر ممکن بود چهار دندان مرا بکشند و دندان شاه خوب شود حاضر بودم که شاه کسالت نداشته باشد.»(ص۳۳۲ و۳۳۳)

«صبح پیاده دربخانه رفتم. دندان شاه درد می‌کند. خیلی اوقاتشان تلخ بود.»(ص۵۳۲)

«دو ساعت بغروب مانده دربخانه رفتم. در بین راه دندانساز را دیدم. تعجب کردم. گفت دندان مبارکشان درد گرفته و مرا از شهر احضار فرمودند. جا و منزلی ندارنم. به تو پناه آوردم. او را منزل فرستادم.
خودم حضور همایون رفتم. خیلی از درد دندان ناله می‌فرمودند…»(ص۵۳۹)

«شب دندان‌های بالا طرف راست درد خیلی سخت کرد و صدمه زد. تابحال این درد دندان را ندیده‌ام. اول دفعه است مبتلا می‌شوم.»(ص۵۸۰)

«صبح دندانم بشدت درد می‌کرد. دندان ساز آمد دوا گذاشت. اندکی بهتر شد.»(ص۵۸۰)

«عصر باز دندان بشدت درد کرد. شب از درد نخوابیدم.»(ص۵۸۰)

«خسته، کسل، با دندان درد شدید وارد منزل شدیم… شدت درد دندان افزود. چادر رفته قدری لودانم به پنبه آلوده زیر دندان گذاشتم. اندکی هم چرت زدم. ساکت شد.»(ص۸۹۲)

دندان عاریه
ساخت دندان مصنوعی در اواخر دوره قاجار در میان بزرگان و اشراف معمول و شایع شد و این در اثر ورود چند دندانساز خارجی به کشور بود. تا پیش از ان بطور سنتی علم و تجربه ساخت دندان مصنوعی در ایران وجود نداشت. روایات مختلفی در این دوره وجود دارد که پس از مدتی که مردم از گذاشتن دندان مصنوعی ابا داشتند این پدیده معمول شد و ابتدا افراد متمول و بعد سایرین با علاقه و ذوق زدگی به دندانساز مراجعه می‌کردند، در خاطرات و سفرنامه‌های بزرگان می‌بینیم که بسیاری از ان‌ها براس ساخت دندان حتی از جاهایی غیر از تهران به دکترهیبنت مراجعه کرده‌اند. ۱۳
در این کتاب در دو مورد با عبارت دندان عاریه به دندان مصنوعی هم اشاره شده است:

«میرزا زین العابدین خان موتمن الاطبا هفت دندان خودش را یکدفعه کشیده دندان عاریه بگذارد.»(ص۴۵۲)

«شاه سوال فرمودند که میرزاسیدرضا پیشکار بروجرد دندانش طبیعی است یا عاریه است؟
عرض کردم که از اسب زمین خورده دندانش شکسته شده عاریه گذاشته است».(ص۵۷۷)

منبع:

 

 

داستان یک حرفه

در خلال برگزاری شانزدهمین کنگره انجمن پروستودنتیست‌های ایران از کتابی رونمایی شد با نام «داستان یک حرفه: داستان علم پروستودونتیکس در ایران» که در آن با بیست نفر از متخصصان پروتز برجسته کشور گفتگو شده بود. این کتاب به دلیل محدویت زمانی تا زمان برگزاری کنگره در قالب ویژه‌نامه کنگره چاپ و در شمارگان هزار نسخه میان اساتید و شرکت‌کنندگان در کنگره توزیع شد و مورد استقبال فراوانی قرار گرفت.

برای آگاهی از چند و چون انتشار این ویژه‌نامه با مجری طرح، دکتر علیرضا آشوری همکلام شدیم که در ادامه می‌خوانید:

دکتر آشوری درباره ایده تیه و انتشار این ویژه‌نامه می‌گوید: «همانطور که در مقدمه این ویژه‌نامه توضیح داده‌ام پیشنهاد انجام این پروژه از سوی آقای دکتر کاوه سیدان، رییس انجمن پروتز، به بنده داده شد. حوالی خرداد ماه امسال بود که آقای دکتر با بنده جلسه‌ای داشتند و اشاره کردند که برای شانزدهمین کنگره انجمن پروتز یک ویژه‌نامه در زمینه تاریخ شفاهی پروتز در ایران تهیه شود که محور آن گفتگو با بزرگان پروتز ایران باشد. هدف این بود که خاطرات و نقطه نظرات این اساتید به‌عنوان سندی در زمینه تاریخ علم پروتز در ایران ثبت شود.»

آشوری می‌افزاید: «من همیشه به اینکه مطبوعات ما در جمع‌آوری خاطرات و نظرات بزرگان دندان‌پزشکی کشور ضعیف عمل کرده‌اند انتقاد داشته و دارم. بنابراین وقتی پیشنهاد آقای دکتر را شنیدم فورا قبول کردم.»

در آن جلسه یک لیست سی نفره از اساتید پیشکسوت پروتز ایران تهیه شده و قرار شد با هر تعداد از این افراد که امکان‌پذیر است گفتگو شود. دکتر آشوری می‌گوید: «در این فهرست سی نفره نام اساتید تهران، شهرستان‌ها و اساتید خارج از کشور لحاظ شده بود. متاسفانه به‌خاطر گرفتار‌‌ی‌های شخصی من کار اول مهرماه امسال شروع شد. بنده به اتفاق دو نفر از همکارانم سرکار خانم پریسا سجادی و سرکار خانم آناهیتا درودیان گفتگو‌ها را تهیه کردیم.»

انجام چنین پروژه سنگینی آن‌هم در مدت کمتر از دو ماه قاعدتا کار دشواری بوده است. آشوری در این‌باره می‌گوید: «یکی از مشکلات اصلی ما این بود که بسیاری از اساتید برای نخستین بار روبروی یک خبرنگار قرار می‌گرفتند و در نتیجه تصویر روشنی از کار مطبوعاتی در ذهن نداشتند. همین مساله باعث بروز برخی مشکلات و حساسیت‌های غیرضروری شد و روند کار را طولانی کرد. مشکل بعدی بحث عکس‌های آرشیوی بود. برخی از اساتید عکس‌های آرشیوی نداشتند، یا به‌هر دلیلی تمایلی به ارائه این عکس‌ها نداشتند یا عکس‌هایی که در اختیار ما قرار دادند چندان مناسب و مطلوب نبودند. در نتیجه مجبور شدیم کمبود عکس‌ها را از آرشیو بقیه اساتید تامین کنیم. البته عمده اساتید آرشیو بسیار منظم و مرتب و خوبی داشتند؛ مثل آقای دکتر فاضل، آقای دکتر نوربخش، آقای دکتر علایی یا آقای دکتر اسدزاده. اما در ‌‌نهایت آرشیو کامل و پر و پیمان آقای دکتر سازگارا و آقای دکتر منزوی باعث شد تا کمبودهای ما در زمینه عکس‌های آرشیوی جبران شود که از ایشان بی‌‌‌نهایت سپاسگزارم چون بدون همکاری این دو بزرگوار قادر به تامین عکسهای کافی نبودیم. مشکل بعدی ما بحث گرافیک و قطع این ویژه‌نامه بود. از‌‌ همان ابتدا این طرح با عنوان یک کتاب نا‌م‌گذاری شده بود ولی با توجه به حجم بسیار زیاد عکس‌های اوریژینال و آرشیوی مطالب، بنده به این نتیجه رسیدم که اگر این مجموعه در قطع یک کتاب معمولی چاپ شود کل کار به لحاظ بصری نابود خواهد شد. در نتیجه در مشورت با گرافیست، آقای علی رستگار، تصمیم گرفتیم کار را در قطع یک مجله آ۴ صفحه‌بندی و چاپ کنیم تا امکان پیاده کردن یک گرافیک شکیل و استفاده حداکثری از عکس‌ها وجود داشته باشد. ولی در عین حال تلاش کردیم کار به لحاظ گرافیک و فرم چیزی حد واسط یک کتاب و یک مجله باشد. این یکی از مسائل مورد بحث بود چراکه برخی دوستان و اساتید انتظار داشتند کتابی در قطع رقعی ببینند ولی عملا با یک مجله روبرو شدند.»

در زمینه نقاط ضعف و قوت این ویژه‌نامه دکتر آشوری می‌گوید: «به نظر من نفس جمع‌آوری و مستندسازی خاطرات و نقطه‌نظرات این اساتید خود بخود یک نقطه قوت مهم است و در تمام بازخوردهایی که بنده دریافت کردم به این مساله اشاره شده بود. اما در مورد نقاط ضعف باید بگویم مهم‌ترین نقطه ضعف این مجموعه از قلم افتادن نام برخی از اساتید بود که به‌خاطر فشردگی کار و برخی مشکلات نتوانستیم با همه افرادی که مد نظر داشتیم گفتگو کنیم؛ بخصوص اساتید شهرستان‌ها و خارج از کشور. در ‌‌نهایت از اساتید شهرستان‌ها فقط توانستیم با آقای دکتر شریفی از دانشگاه مشهد گفتگو کنیم و از بین اساتید خارج از کشور هم تنها امکان گفتگو با آقای دکتر دشتی فراهم شد. بنده شخصا امیدوارم اگر تصمیمی برای تجدید چاپ این مجموعه وجود داشته باشد، این امکان در اختیار بنده قرار گیرد تا بتوانم چند گفتگوی دیگر هم به آن اضافه کنم. متاسفانه دو نفر از اساتید (استاد ارجمند آقای دکتر اجلالی و خود مدیر پروژه آقای دکتر سیدان) به دلایل شخصی اجازه چاپ گفتگوی خود را به ما ندادند که امیدوارم اگر چاپ بعدی‌ای در کار بود و مسوولیت آن به بنده محول شد، بتوانم این دو بزرگوار را متقاعد کرده و اجازه چاپ گفتگو‌هایشان را اخذ کنم.»

این کتاب/مجله در کنگره شانزدهم انجمن پروتز در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت و طبق شنیده‌ها با استقبال روبرو شده است. دکتر آشوری در این زمینه می‌گوید: «خوشبختانه اغلب اساتیدی که با آن‌ها گفتگو کرده بودیم راضی بودند. بقیه کسانی هم که این مجموعه را دیدند عمدتا نظر مثبتی داشتند که باعث شد خستگی نزدیک به دو ماه و نیم کار فشرده و سنگین از تن ما بیرون برود.»

دکتر آشوری می‌افزاید: «من واقعا از آقای دکتر کاوه سیدان متشکرم که امکان انجام این پروژه را در اختیار بنده قرار دادند. واقعا فکر می‌کنم جای چنین کارهایی در دندان‌پزشکی ما خالی است و خوشحالم که به لطف دکتر سیدان بنده توانستم در ثبت تاریخ شفاهی پروستودونتیکس ایران نقشی داشته باشم. همه ما می‌دانیم آقای دکتر سیدان بسیار پرمشغله و گرفتار هستند ولی به رغم همه گرفتاری‌ها، در همه مراحل این کار در کنار بنده بودند که باز هم از ایشان تشکر می‌کنم. جا دارد از همه دوستانی که در تهیه این مجموعه به هر طریق مرا یاری کردند بخصوص همسر عزیزم سرکار خانم دکتر سارا مجلل هم تشکر کنم.»

منبع:دندانه

 

گفتگو با دکتر رفیع کافیه درباره فعالیت‌های مرتبط با دندان‌پزشکی و اولین جشنواره فرهنگی هنری دندان‌پزشکان ایران

انجمن دندان‌پزشکی ایران امسال به بهانه بزرگداشت پنجاه و چهارمین سالگرد پایه‌گذاری جامعه دندان‌پزشکی ایران جشنواره فرهنگی هنری دندان‌پزشکان ایران را برگزار خواهد کرد. این جشنواره در روزهای ۲۳ و ۲۴ دی‌ماه در محل کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.

جشنواره‌ای به افتخار ۵۴سالگی جامعه دندانپزشکی ایران
جشنواره‌ای به افتخار ۵۴سالگی جامعه دندانپزشکی ایران

دبیر برگزاری این جشنواره دکتر رفیع کافیه، دندان‌پزشک نام‌آشنای حوزه پژوهش تاریخ پزشکی است که همیشه در کنار رشته اصلی خود یعنی دندان‌پزشکی، به تحصیل و پژوهش در علوم دیگر پرداخته و به برپایی برنامه‌های فرهنگی در کنار برنامه‌های علمی دندان‌پزشکی توجه ویژه داشته است.
دکتر کافیه، در قالب یک گپ و گفت تلگرامی در گروه IGD Material، علاوه بر تشریح فعالیت‌های پژوهشی خود، به جزییات برگزاری این جشنواره اشاره کرده است که آن را در ادامه می‌خوانید:

آقای دکتر کافیه! گویی پایان‌نامه شما در رشته دندان‌پزشکی، با هومیوپاتی که آن را به‌عنوان دومین رشته تحصیلی خود برگزیدید ارتباط دارد. قدری در مورد موضوع آن توضیح می‌دهید؟
موضوع پایان‌نامه دکترای دندان‌پزشکی من، پرسیکا و خونریزی‌های دهان و دندان بود که آن را با کمک دکتر محمدحسین صالحی سورمقی، داروساز و استاد فارماکوگنوزی انجام دادم. پایان‌نامه من مربوط به قطره پرسیکا در مرحله پیش تولید بود که ماده اصلی آن از چوب مسواک استخراج شده و با چند ماده دیگر ترکیب شده بود که پیشنهاد می‌کنم افرادی که مایل به مطالعه بیشتر در این زمینه هستند، به مقاله اخیرم با موضوع بهداشت دهان و دندان در دوران امام رضا که در شماره ۱۰ مجله نگین دندان‌پزشکی، مورخ دی‌ماه ۹۵ به چاپ رسیده است مراجعه کنند.

شما سال ۱۳۸۰ آموختن رشته هومیوپاتی را آغاز کردید. علاوه بر توضیحی مختصر درباره مطالعات خود در این زمینه، بفرمایید محور درمان در هومیوپاتی که گفته می‌شود طبی جامع‌نگر است و علاج هر دردی را می‌توان در آن یافت چیست؟
هومیوپاتی در سال‌های اخیر در کنگره‌های دندان‌پزشکی معرفی شده است، اما من سال ۸۰ در این زمینه مطالعاتی انجام داده بودم و پس از آن در کلاس‌های آموزش این رشته در شاخه ایرانی بریتیش کلمبیا کانادا شرکت کردم.
در این طب، اساس درمان را می‌توان در ۱ جمله توضیح داد و آن این است که مشابه، مشابه را درمان می‌کند. یعنی اگر مصرف ماده‌ای در شخص سالم تظاهراتی داشته باشد، می‌تواند در شخص بیمار که دارای همان تظاهرات است، باعث بازیافت سلامتی گردد. مثال ساده آن هم سوختگی است که معمولاً از متضاد، یعنی آب سرد برای درمان آن استفاده می‌شود؛ در حالی که آب گرم می‌تواند در آن نقطه نقش درمانی ایفاء کند و استعمال آب سرد اصلاً به صلاح نیست.

به عنوان کسی که در مورد طب سنتى تحقیقات و فعالیت پژوهشى موفقى داشته است، هم‌پوشانی و کارآمدی آن را در درمان‌های دندان‌پزشکی چگونه دیدید؟
طب سنتی کشور ما، بر پایه فلسفه ایرانی بنا شده و بنابراین نسبت به طب سنتی چین و هند از پایداری فلسفی بیشتری برخوردار است. این طب می‌تواند در درمان بسیاری از بیماری‌ها که طب جدید به صعوبت قادر به درمان‌ آن‌ها یا آز آن عاجز است، یاری‌رسان باشد. البته کارایی طب سنتی در دندان‌پزشکی و پزشکی متفاوت است، اما در مورد بیماری‌های پریو، مطالب قابل اعتنایی در آن وجود دارد که می‌توان آن‌ها را در کتاب سیری در ۳ قرن دندان‌پزشکی که دکتر ذاکر آن را جمع‌آوری کردند و ویراستاری علمی آن به عهده من بوده است، یافت.

با وجود اینکه گستره تحقیقات شما، از هیپنوتیزم تا طب سنتی را در بر می‌گیرد، می‌توان گفت در کنار دندان‌پزشکی، رشته تاریخ بیش از همه مورد علاقه شما است و یکی از مصادیق آن‌ هم اقدام به تأسیس گروه تاریخ پزشکى مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکى دانشکده شهید بهشتى است. لطفاً در این مورد بیشتر توضیح بدهید؟
من همیشه به تاریخ علاقه‌مند بودم، اما برنامه‌های دهه ۸۰ موزه تاریخ پزشکی، سبب شد با بسیاری از اساتید تاریخ پزشکی آشنا شوم. پس از آن، با دعوت مرحوم دکتر نسرین جهان پهلوان، افتخار همکاری با ایشان را در مقاله تاریخ دندان‌پزشکی در فرهنگنامه کودک ونوجوان پیدا کردم و سپس، به مرور مقالاتی درزمینهٔ تاریخ پزشکی خطی پرداختم.
پس از اینکه گروه تاریخ پزشکی موزه از فعالیت بازماند، به همراه دکتر ذاکر، دکتر احمدی نسب، دکتر محمد حسین عزیزی و دکتر محمد صدر، بر آن شدیم تا مشابه آن را در مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه شهید بهشتی بر پا کنیم و سال ۸۴ موفق به این کار شدیم. تأسیس این گروه، نتایج مطلوبی در برداشت که از جمله آن‌ها، می‌توان به کتاب‌های جستارهای تاریخ پزشکی، سیری در ۳ قرن دندان‌پزشکی و حکیمان روحانی همدان اشاره کرد.

لطفاً درباره چگونگی آغاز همکاری‌تان با مجله دندان‌پزشکى امروز و انجمن دندان‌پزشکى ایران قدری توضیح بدهید؟
من در دوره دانشجویی تا حدودی با انجمن دندان‌پزشکی ایران آشنایی داشتم و به صورت پراکنده در کنگره‌های آن شرکت می‌کردم. بعدها مشارکت در تهیه مقاله تاریخ پزشکی، سبب شد با مجله مورد علاقه دوران دانشجویی‌ام یعنی دندان‌پزشکی امروز شروع به همکاری کنم. پس از آن، اقدام به تأسیس گروه تاریخ پزشکی تعاونی کردیم و با انتخاب دکتر طاهریان به ریاست کنگره ۴۸ انجمن دندان‌پزشکی ایران، به عنوان مسئول کمیته فرهنگی کنگره انتخاب شدم. البته از آنجا که تا آغاز کنگره، فرصت کمی باقی مانده بود، نتوانستیم برنامه‌ای داشته باشیم، اما برای اولین بار با حمایت رئیس کنگره و حمایت مالی خانم دکتر امین‌زاده، ۴ پانل مجزای اخلاق، حقوق، تاریخ و طب مکمل ایجاد کردیم.

شما در چندین کنگره بین‌المللی، از جمله کنگره‌‌های ۵۲ و ۵۳، مسئول کمیته فرهنگی بوده‌اید. درباره فعالیت‌هایتان در این سمت توضیح بفرمایید؟
تا جایی که می‌دانم، پیش از کنگره ۵۱ انجمن دندان‌پزشکی ایران، برنامه فرهنگی در کنگره‌ها انجام نشده بود. در این کنگره، اولین نمایشگاه آثار دندان‌پزشکان، با حمایت دکتر یزدان پناه و دکتر ارجمند در محل نمایشگاه مواد در پارکینگ برج میلاد برگزار و با استقبال زیاد همکاران روبه‌رو شد و در کنگره ۵۳ نیز این برنامه در سالن بزرگ‌تری انجام شد. برنامه فرهنگی بعد، با کنگره ۵۵ انجمن مقارن بود که با مسئولیت خانم دکتر افراز برگزار شد و اولین جشنواره فرهنگی، هنری انجمن دندان‌پزشکی ایران، گام بعدی در تداوم این جریان فرهنگی است.

جشنواره‌ای به افتخار ۵۴سالگی جامعه دندانپزشکی ایران
جشنواره‌ای به افتخار ۵۴سالگی جامعه دندانپزشکی ایران

ایده برگزاری اولین جشنواره فرهنگی، هنری انجمن دندان‌پزشکی ایران چگونه ایجاد شد و چه کسانی مسئولین اجرای آن هستند؟
چنانچه عرض کردم، این ایده پیش از این هم وجود داشت، اما تا امسال امکان‌پذیر نشده بود و در نهایت به همت دکتر تاجرنیا و دیگر اعضای هیات مدیره این امکان فراهم آمد. من به عنوان دبیر اجرایی این جشنواره، در کنار همکاران زیادی از مراکز خصوصی و سازمان نظام پزشکی و سایر همکاران، مسئولیت اجرایی این کار را به عهده دارم که ترجیح می‌دهم فعلاً از نام بردن آنان خودداری کنم و این کار را به گزارش نهایی موکول کنم تا اسامی افرادی که این زحمات را بر عهده دارند از قلم نیفتد.

آیا شرکت در این جشنواره با دریافت امتیاز بازآموزی همراه است؟ چه پانل‌هایی در آن برگزار می‌شوند؟
خیر. چرا که امتیاز بازآموزی از قدر و قیمت کار خواهد کاست و ما مایل هستیم عشق و علاقه سبب شرکت همکاران در آن شود.
پانل‌های روز اول جشنواره، یعنی پنج‌شنبه، شامل ۲ پانل موسیقی و درمان، با حضور اساتید موسیقی سنتی و سخنرانی استاد پرنیا، آهنگساز تصنیف معروف گلپونه‌ها و تعدادی از همکاران نوازنده دندان‌پزشک و تک‌نوازی و همچنین یک سورپرایز جالب است و در ادامه، شب شعر و ادب با حضور دکتر افشین یداللهی برگزار می‌شود.
پانل‌های روز جمعه، از ظهر شروع می‌شوند که موضوع آن‌ها دانشجویی، خوشنویسی و عکاسی است و در ادامه، برنامه اکودنتیستری و یوگا و در انتها، برنامه اختتامیه، شامل رونمایی کتاب و تقدیر از چند همکار و درنهایت یک برنامه موسیقی ویژه برگزار می‌شود.
در کنار این پانل‌ها، می‌توان به برنامه نمایش مستند تاریخ دندان‌پزشکی اشاره کرد که به مشتاقان این علم تقدیم می‌شود. در ضمن نمایشگاه آثار هنری همکاران از قبیل خط، نقاشی،عکاسی و دیگر آثار هم در کنار جشنواره دایر خواهد بود.

شرایط ثبت‌نام در این جشنواره چیست؟
همه همکاران دندان‌پزشک و دانشجویان به این جشنواره دعوت هستند و می‌توانند آثار منتشر شده خود، کتاب، سی‌دی، و هر اثر فرهنگی که دوست دارند را تا ۲۰ دی‌ماه به دبیرخانه دائمی جشنواره در انجمن دندان‌پزشکی ایران ارسال کنند تا در نمایشگاه به نمایش درآید.
لازم به ذکر است که تنها شرکت در برنامه اختتامیه نیاز به تهیه کارت ورود دارد که علاقه‌مندان می‌توانند ۱ هفته مانده به جشنواره، آن را از انجمن دریافت کنند. بنابراین همکاران می‌توانند همراه اعضای خانواده خود در سایر برنامه‌ها شرکت کنند. در پایان دوست دارم این مژده را بدهم که از هم‌اکنون، برج میلاد برای برگزاری برنامه سال بعد رزرو شده است که امیدوارم دبیر بعدی، از پتانسیل‌های موجود برای برنامه‌ریزی بهتر آن بهره گیرد.

منبع:دندانه

 

گفتگو با دکتر محمدعلی افتخاری، از موسسین و دبیران جامعه دندان‌پزشکی ایران

انجمن دندان‌پزشکی ایران که هسته اولیه آن، در سال ۱۳۴۱ تحت عنوان جامعه دندان‌پزشکان توسط ۱۰ عضو شکل گرفت، قدیمی‌ترین انجمن گروه پزشکی است که پس از گذشت ۵۴ سال، دوام خود را حفظ کرده و خانه‌ای برای تمامی دندان‌پزشکان به شمار می‌رود. دی ماه، سالگرد بنیان‌گذاری این بنیاد است که ما این مناسبت را فرصتی برای گفتگو با دکتر محمدعلی افتخاری، یکی از بنیان‌گذاران و گردانندگان جمعه دندان‌پزشکی ایران یافتیم که در ادامه می‌خوانید:

جامعه دندان‌پزشکی ایران سال ۱۳۴۱ با ۱۰ نفر عضو تأسیس شد و دوامی طولانی داشت. چه چیزی سبب می‌شد این جمع ۱۰ نفره به‌عنوان اولین نهاد غیردولتی گروه پزشکی، تا این حد همبستگی داشته باشد؟ آیا هرگز در این یکپارچگی اخلالی ایجاد شد؟
وحدت و انسجام بین اعضای جمع ما، آن‌قدر عمیق و اصولی بود که همیشه فرایندی رو به رشد داشت و هرگز رو به افول نگذاشت. کار جمعی ما با خلوص نیت و صداقت همراه بود و با گشاده‌دستی، از خودمان برای جامعه دندان‌پزشکی هزینه می‌کردیم و وقت و انرژی زیادی برای پیشبرد اهداف آن صرف می‌کردیم.
من و دکتر نواب، نقش مرکزیت جامعه دندان‌پزشکی ایران را داشتیم و ۸ نفر دیگر از اعضاء، از ما تبعیت می‌کردند. درست است که ما ۱۰ نفر گاهی با هم بحث و از یکدیگر انتقاد می‌کردیم، اما به‌گونه‌ای با یکدیگر مخالفت نمی‌کردیم که مانعی برای کارمان محسوب شود. می‌توانم بگویم آنچه سبب موفقیت ما شد، تجانس فکری بود. این در حالی است که متأسفانه امروزه هر کس ساز خودش را می‌زند و این بدترین اتفاقی است که ممکن است برای کارهای جمعی بیفتد. به‌خصوص جوانان ما به علت فشارهای اقتصادی، در هر کاری به دنبال پول هستند، اما ما در جامعه دندان‌پزشکی، از خودمان هم هزینه می‌کردیم و اولین جمعیتی بودیم که توانستیم با پول خودمان، محل اسکان فراهم کنیم.
باید بگویم فعالیت‌های جمعی گذشت زیادی می‌خواهد و افراد باید اعضای کاردان را که قدرت مدیریت بهتری دارند قبول داشته باشند و شاخه‌های فرعی، نظرات را به این هسته مدیریتی منتقل کنند، چرا که کارهای جمعی بدون داشتن یک هسته مرکزی به نتیجه نمی‌رسند.

در جامعه دندان‌پزشکی به طور معمول چه کارهایی انجام می‌شد و امور جاری به چه صورت بین اعضاء تقسیم شده بودند؟
در این جمع، من و دکتر نواب و دکتر هاشمی، کارهای اصلی را برعهده داشتیم و باقی هم در کلیه فعالیت‌ها با ما همراه بودند. در آن زمان، مهم‌ترین دغدغه ما، فعالیت‌های علمی و بهداشتی بود. بنابراین به مدیریت مرحوم دکتر باکی هاشمی مجله علمی دایر کردیم که از مجلات خوب دندان‌پزشکی کشور به شمار می‌رفت و پس از گذشت ۵۴ سال از انتشار آن، هیچ کس، حتی انجمن دندان‌پزشکی ایران هم نتوانسته است نمونه آن را منتشر کند.
یکی از کارهای جالب ما، حذف کردن کلمه “رئیس” از این جمع بود. چرا که این کلمه، تعبیر ناصوابی را به ذهن متبادر می‌کند. ما در جامعه، سمت دبیری داشتیم که فقط ۴ دوره به من، ۳ دوره به دکتر حسین نواب و ۱ دوره به دکتر ارسلان تاج تفویض شد و باقی اعضاء هم عضو کمیسیون‌ها بودند. پس از اینکه دوره دبیری هر کدام از ما به سر می‌آمد، به عنوان عضو عالی، در گرداندن کنگره‌ها و فعالیت‌های دانشکده و امثالهم همکاری می‌کردیم. دکتر حداد اداره امور مالی و دکتر باکی هاشمی فعالیت‌های علمی را به عهده داشت و من و دکتر نواب، تا ۱۰ سال تنظیم‌ اسا‌س‌نامه‌ها، آئین‌نامه‌ها و مدیریت مجموعه را در دست داشتیم و سپس این کار را به جمع واگذار کردیم و تنها اگر کسی از ما راهنمایی می‌خواست در این کار مداخله می‌کردیم. در حال حاضر بعد از گذشت ۵۴ سال، می‌بینم دورنمایی که ما برای حرفه‌ خود پیش‌بینی کرده بودیم و در اسا‌س‌نامه‌ها آورده بودیم درست و اصولی بود.

اگر بخواهید شخصیت هر یک از دوستانتان را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چیست؟
دکتر حسین نواب، قوه محرکه تشکیلات ما و انسانی بسیار خوش‌فکر و مبتکر بود. دکتر موسی باکی هاشمی در جلسات کم‌حرف بود، اما وقتی به حرف می‌افتاد، دیگر مجال صحبت کردن را به کسی نمی‌داد و ما اغلب با نوعی شیطنت، او را به حرف می‌آوردیم و دیگر خودمان راحت بودیم!
دکتر شمس تابش نمک جلسات ما بود، اما چندان کارها را جدی نمی‌گرفت به همین دلیل هرگز عضو هیات مدیره‌ها نبود. دکتر سمیع وهاب‌پور انسانی ساده و همکاری صمیمی بود و علاوه بر کار حرفه‌ای، در فعالیت‌های نظام پزشکی و امور مالیاتی با ما مشارکت داشت. دکتر آلفرد آوانسیان و دکتر آرنولد برناردی هم ۲ ارمنی بسیار خوش‌فکر بودند.

از جمله کارهای شاخص جامعه دندان‌پزشکی به چه مواردی می‌توانید اشاره کنید؟
کار شاخص ما، شکل دادن این جامعه و استمرار فعالیت آن بود که برای جمعیت‌های پزشکی الگو به شمار می‌رفت. چرا که هنوز هم پزشکان، جدای از انجمن‌های تخصصی، جمعیت واحدی ندارند. در دوران ما، شخصی به نام سیف‌الدین نبوی که متخصص قلب و شخص فعالی بود تلاش زیادی برای شکل دادن چنین جمعیتی کرد و حتی شخص اول مملکت را برای تقویت آن دعوت کرد، اما کسی از کارهای او استقبال نکرد و آن جامعه سر و سامان نگرفت.
نکته جالب این است که در سال ۱۹۰۰ میلادی، فدراسیون بین‌المللی دندان‌پزشکی هم با ۱۰ نفر عضو از کشورهای مختلف تشکیل شد و ما به سرعت جای پای خود را در آن محکم کردیم و توجه گردانندگان آن را به فعالیت‌های خود جلب کردیم. هم‌اکنون هم کشور ما در انجمن دندان‌پزشکی آمریکا، شعبه‌ای دارد که ۱۰ سال از عمر آن می‌گذرد. گرداننده این شعبه دکتر میرزابیگی است که از دوره دانشجویی در جامعه دندان‌پزشکی فعالیت می‌کرد و سپس به آمریکا رفت.

چه شد که جامعه دندان‌پزشکی مختل شد و جای خود را به انجمن دندان‌پزشکی داد؟
سال ۷۵ عده‌ای از دندان‌پزشکان، دبیرخانه جامعه را تصرف کردند و سوابق خدماتی ما را آتش زدند. ما هرگز فکر نمی‌کردیم چنین اتفاقی بیفتد و هم اکنون تمام سوابق کاری‌مان از دست رفته است. این در حالی است که ما جمع خدمت‌گزاری بودیم که با دست خالی، در ساز و کارهای بین‌المللی دندان‌پزشکی در دنیا موقعیتی ایجاد کرده بودیم. چنانچه حتی در آخرین سفری که به تازگی به آمریکا داشتم، انجمن دندان‌پزشکی این کشور، به افتخار من جلسه‌ای ترتیب داد و ضمن یادآوری روش کار ما که الگوی آنان قرار گرفته است، از من تقدیر کرد.
پس از گذشت چهار سال از انحلال جامعه دندان‌پزشکی، سال ۷۹ دوباره به همراه همکاران برخاستیم و با برگزار کردن انتخابات، انجمن دندان‌پزشکی را تشکیل دادیم و جالب این که همه کسانی که دبیرخانه جامعه را تصرف و آن را کردند، به ما پیوستند و در فعالیت‌های انجمن همکاری می‌کنند.

شما ۷۰ سال دندان‌پزشکی ایران یعنی از سال ۱۳۱۳ تا سال ۱۳۸۳ را در کتابی به رشته تحریر درآورده‌اید. چه شد که دست به قلم بردید تا این اثر را خلق کنید؟
چرا که ۶۲ سال از این ۷۰ سال را در متن دندان‌پزشکی ایران بوده‌ام و برای نوشتن این کتاب تاریخی، نیازی به رجوع به اسناد و مدارک نداشتم. پس از اینکه این کتاب را نوشتم، به این پی بردم که حداقل نیمی از تاریخ‌نویسی در کشور ما براساس فرض و تقریب است، چرا که نقص مدارک در ایران بسیار جدی است. برای مثال من نتوانستم آمارهایی که می‌خواستم را از دانشگاه تهران و وزارت بهداشت و وزارت علوم تهیه کنم و حتی نامم در بین فارغ‌التحصیلان هم‌دوره خودم در دانشکده دندان‌پزشکی تهران نبود که باعث تعجب خود کارکنان آن دانشکده هم شد.

آیا برای نوشتن جلد دوم کتاب خود برنامه‌ای دارید؟
چنین خواسته‌ای مطرح شده است. من معتقد هستم این دست کتاب‌ها می‌توانند مکمل داشته باشند؛ یعنی بعد از چند سال، کتابی درباره تحولاتی که در این بازه زمانی رخ داده است تألیف شود. من هم چنین نیتی دارم و فکر می‌کنم نوشتن متمم این کتاب را از اواخر سال ۹۶ شروع کنم.

منبع:دندانه

 

 

نگاهی به اشارات دندانی در کتاب «سفرنامه از خراسان تا بختیاری»
نگاهی به اشارات دندانی در کتاب «سفرنامه از خراسان تا بختیاری»

هنری رنه دالمانی سیاحی فرانسوی بود که در سال۱۹۰۷ میلادی برابر با۱۲۸۶ خورشیدی به ایران آمده و در طی سه ماه در شهر‌ها و مناطق مختلف ایران به سفر و سیاحت پرداخته است.
محصول و حاصل این سفر او کتابی به نام «سفرنامه از خراسان تا بختیاری» است که حاوی اطلاعات مفید و مفصلی از ایران صد سال پیش و زندگی و اجتماع ایرانی در اواخر دوره قاجار می‌باشد.
در این کتاب به مقوله طب در آن دوره نیز اشاراتی شده است و همینطور چند اشاره به کشیدن دندان و مسایل مربوط به دندان می‌بینیم.

او در بخشی از این سفرنامه درباره دندانهای محکم و فکین قوی ایرانیان نوشته است:
«ایرانیان اعم از زن یا مرد فکین خوب و توانائی دارند و شاید در اثر عدم استعمال آبهای دندان شوئی و سایر مواد ضدعفونی که در اروپا بی‌اندازه معمول و شایع است اینطور سالم مانده‌اند، دندان‌ها بمقدار زیادی در فکین فرورفته‌اند و بسیار محکم و قوی هستند بطوریکه در مواقع لازم برای بلند کردن بارهای سنگین بدست‌ها کمک می‌نمایند.» (ص۲۵۸)

نویسنده از انبر‌ها و کلبتین‌های ساخت ایران و چگونگی و کیفیت دندان کشیدن در آن سال‌ها هم یاد کرده است:
«انبر‌ها باقسام مختلف ساخته شده‌اند، بعضی مانند مقراض و برخی مانند گازانبر هستند و تمام آن‌ها با نقوش زیبائی زینت یافته‌اند و گاهی هم برای زینت سیم و زر در آن‌ها بکار برده‌اند. دلاک‌ها برای کشیدن دندان انبر مخصوصی دارند که آن را کلبتین می‌گویند. کشیدن دندان هم بوضع بسیار زحمت آوری صورت می‌گیرد. شاگردان دلاک در کشیدن دندان باید باستاد کومک نمایند، یکی دهان مریض را باز نگاه می‌دارد و دیگری ببازوهای او می‌چسبد و یکی دو نفر هم پاهای او را محکم نگاه می‌دارند تا نتواند حرکتی بکند. پس از این مقدمات دلاک با کلبتین دندانرا محکم می‌گیرد و با تمام قدرت آنرا از فک بیرون می‌کشد. معمولا مریض موقعی برای کشیدن دندان بدلاک مراجعه می‌کند که از درد و رنج بی‌تاب شده باشد.» (ص۳۵۸)

دالمانی به اعتقادات ایرانیان در مورد طب و درمان نیز اشاراتی دارد و از نقش استخاره در انتخاب طبیب یاد می‌کند:
«ایرانیان چندان بمشورت مقید نیستند و برای انتخاب طبیب نام چند نفر از آن‌ها را نوشته و با استخاره یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند و دوائی را هم که طبیب دستور می‌دهد اغلب با استخاره بمریض می‌دهند» (ص۵۹۳)

و مفصلا درباره شیوه معالجه و اشخاص درمانگر و نگرش مردم به این مقوله نوشته است:
«بطور کلی توده ایرانی برای معالجه امراض بدو دسته اشخاص مراجعه می‌کنند. دسته اول دعانویسان و درویشان و ملا‌ها هستند. دعانویس دعائی در روی تکه کاغذی نوشته و دستور می‌دهد که آنرا در میان دست مانند حب کرده و بمریض دهند تا آنرا ببلعد و یا آن را در آب شسته و آن آبرا بمریض بدهند.
درویشان نیز دعا یا دوائی بمریض
‌ها می‌دهند. دستور ملا‌ها مقید‌تر است زیرا که فقرا و مساکین از آن بهره‌مند می‌شوند، آن‌ها باشخاص ثروتمند دستور می‌دهند که بمستمندان صدقه بدهند تا حال مریض خوب شود. دسته دوم اطباء هستند که کم وبیش تحصیل کرده‌اند ولی در ایالات و ولایات غالبا کسانی بطبابت اشتغال دارند که از معلومات طبی ابدا بهره‌ای ندارند و گاهی بجای مطبوخ نباتات ادویه اروپائی را در غیر مورد استعمال می‌کنند و مریض را بخطر می‌اندازند.» (ص۵۹۱)

نویسنده طی سفر در مناطق بختیاری نشین متوجه شده است که مردم بخصوص زنان آن نواحی در طب سنتی مهارت‌ها و آموخته‌هایی داشته‌اند:
«یکی از خصایص نیک زنان بختیاری توجه به امور بهداشتی و طبابت است و عده‌ای از آن‌ها در این فن مهارت زیادی دارند و آن‌ها را معمولا حکیم می‌نامند. شغل طبابت در میان زنان قبایل تقریبا موروثی است. هرگاه پدر یا مادری دوای تازه‌ای پیدا کند طریق استعمال آن را به دختر بزرگ‌تر خود می‌آموزد و به پسران یاد نمی‌دهد زیرا که آن‌ها را برای چنین عملی لایق نمی‌پندارد. زنان در عمل زخم‌بندی و شستشوی جراحات و بیرون آوردن گلوله تفنک از بدن مهارتی دارند…» (ص۱۰۳۶)

به نوشته دالمانی در ولایات و روستا‌ها و شهرهای کوچک جراح تحصیل کرده‌ای وجود ندارد و بیشتر دلاکان و نعلبندان بعمل جراحی می‌پردازند. و می‌گوید که ایرانیان از قطع عضو بدن و پاره کردن شکم بی‌‌‌نهایت وحشت دارند.
او در بخشی دیگر درباره اعتقادات خرافی ایرانیان می‌نویسد:
«هرگاه طفلی در موقع دندان درآوردن مریض شود علاج قطعی آن اینست که در روی نوار چلوار آب ندیده‌ای که طولش باندازه قد آن طفل باشد دعائی بنویسند و بگردن او به بندند تا از مرض رهائی یابد.» (ص۲۵۳)
همینطور در برشمردن خواص سنگ‌ها اشاره‌ای به تاثیر بر درد دندان دارد:
«عقیق سلیمانی یا یمنی برحسب رنگ خواص نافعی دارد، عقیق قرمز آثار خشم و غضب را زایل می‌کند و اگر رنگ آن صورتی و دارای خطوط سفیدی باشد برای خون ریزی مفید است و قسم دیگری هم هست که چون گرد آن را پای دندان بریزند درد آن را رفع می‌کند.» (ص۲۵۰)

دالمانی ماجرایی خواندنی هم درباره دکتر هیبنت دندانساز مخصوص شاه که در آن وقت در ایران بوده است دارد:
«شب نایب چاپارخانه نزد ما آمد و برای سرگرم کردن ما داستان دندانساز ناصر الدین شاه را که یکنفر سوئدی بود برای ما نقل کرد.

داستان دندانساز شاه:
او گفت: «ناصر الدین شاه بشوخی و تفریح میل زیادی داشت و بجراح دندانساز خود لقب فک الملک داده بود، البته هرکس چنین لقبی را می‌شنید بی‌اختیار خنده می‌کرد ولی این لقب برعکس سایر القاب چندان بی‌مناسبت نبود. این هنرمند علاوه بر آنکه در دندانسازی تخصصی داشت از هنر یخ بازی هم بی‌بهره نبود و در زمستان که معمولا در تهران هوا فوق العاده سرد می‌شود و آب یخ می‌بندد کفش یخ بازی فولادین خود را بپا می‌کرد و در روی یخ‌ها ببازی می‌پرداخت و هنر خود را در این فن نشان می‌داد، شاه هم از تماشای بازیهای او بسیار سرگرم می‌شد و مهارت او را در این فن می‌ستود.
روزی شاه بخیال تفریح افتاد و به قفل ساز درباری امر کرد که چند جفت کفش فولادی مانند کفشهای دندانساز بسازد. پس از آنکه کفش‌ها حاضر شد چند نفر از وزرای خود را احضار کرد و آن‌ها را مجبور نمود که کفشهای فولادی را پوشیده و با دندانساز یخ بازی کنند. آن‌ها هم ناچار اطاعت کرده کفش‌ها را پوشیدند و با دندانساز قدم در دریاچه یخ بسته گذاردند و چون خواستند بتقلید دندانساز در روی یخ حرکت نمایند همه یکی بعد از دیگری افتاده مانند نعش روی یخ نقش بستند و دندانساز که در این فن ماهر بودپا کقشهای خود ضربات سختی بآن‌ها می‌زد.
شاه هم که می‌خواست باین وسیله تفریحی کرده باشد و چند لحظه خود را از افکار پریشان مملکت داری فارغ سازد این اوضاع را تماشا می‌کرد و قاه قاه می‌خندید.
دندانساز هم مانند شکارچی ماهری که خرگوشانی را شکار کند دست آن‌ها را گرفته و کشان کشان از دریاچه بیرون می‌آورد و این خرگوشان زنده را بشاه تقدیم می‌کرد. (ص۷۵۴)

دالمانی به کشیدن دندان توسط دلاکان اشاراتی دارد. از جمله وقتی در حال عکس گرفتن از مناظر شهری بوده و مردم اطراف او جمع شده بودند در‌‌ همان زمان دلاکی در گوشه‌ای مشغول به کشیدن دندان مسافری شده و مردم برای تماشای دندان کشیدن از اطراف او پراکنده شده بودند. همچنین در قسمتی دیگر اشاره به دکان دلاکان دارد و می‌نویسد:» مقدار زیادی تیغ و نش‌تر و کلبتین و مقراض و لوازم ختنه و شانه‌های چوبی که شکا مدوری دارد و با نقشه‌های خوب منبت کاری شده است در دکان جلب نظر می‌نماید «(ص۸۱۸)

نگاهی به اشارات دندانی در کتاب «سفرنامه از خراسان تا بختیاری»
نگاهی به اشارات دندانی در کتاب «سفرنامه از خراسان تا بختیاری»

او در توصیف طبیعت برای تشبیه کوه‌ها از نام قدیمی دندان‌ها استفاده کرده است:

» همینکه از آخرین خانه‌های شهر قم گذشتیم بلافاصله در بیابان افتادیم. جاده در دره عریضی امتداد داشت و در طرفین این دره دو رشته جبال سر بآسمان کشیده بود. رشته کوه طرف راست دارای قلل متعدد کم ارتفاعی بود که مانند دندانهای انیاب و طواحن فک تحتانی غول عظیم الجثه‌ای خودنمائی می‌کرد. «(ص۸۶۰)

نویسنده از تدریس طب در مدرسه دارالفنون نیز اطلاعاتی به ما می‌دهد:

» دوره تحصیل طب در این مدرسه پنج سال است، در سال اول شاگرد باید به تحصیل فیزیک و شیمی و تاریخ طبیعی بپردازد و در سالهای بعد بتدریج علم تشریح و فیزیولوژی و طرز استعمال ادویه و معالجه را بیاموزد، در ابتداء کلاس طب باشکال بزرگی برخورد و نتوانست علم تشریح را چنانکه باید تدریس نماید زیرا که تشریح بدن اموات در اسلام ممنوع است. ناچار اسکلتهائی از اروپا وارد کردند و عضلات و سایر اعضاء بدن را بوسیله نقشه‌های رنگین نشان می‌دادند.
مدت تحصیلات طبی تغییرپذیر است و کاهی ۶ تا ۷ سال طول می‌کشد تا شاگرد بتواند این دوره را بپایان برساند. شاگردان لایق در مریضخانه‌ها و در زیردست اطبا به تمرین مشغول می‌شوند و طرز معالجه و استعمال ادویه را یاد می‌گیرند. (ص: ۱۵۸)

دالمانی در شرح سفر در شمال خراسان از عدم اعتقاد مردم به طب جدید چنین نوشته است: «عقیده بدکتر اروپائی ندارند و وقتی باو مراجعه می‌کنند که از معالجه اطبای بومی بکلی مأیوس شده باشند. فقط در شهرهای بزرک عده قلیلی از مردم روشنفکر بدکتر‌های اروپائی مراجعه می‌نمایند.» (ص۵۹۱)

و بیشتر اطبای سنتی ایران را ناآگاه می‌بیند:
«اطباء ایرانی عقیده دارند که امراض بواسطه حرارت و برودت و رطوبت و غلبه اخلاط بروز می‌کند. امراض حاره را با ادویه مبرد معالجه می‌کنند و درصورتیکه مرض طول بکشد بسا می‌شود که هردو نوع ادویه را بکار می‌برند.
معمولا ابتدا مسهلی بمریض می‌دهند و یک یاچند دفعه از او خون می‌گیرند و گاهی می‌شود که بواسطه خون گرفتن زیاد مریض ضعیف و مشرف بموت می‌گردد.
برای معالجه امراض رطوبی مقداری کنین و ادویه معطر مخلوط با شراب و مطبوخ‌های گرم بمریض می‌دهند.» (ص۵۹۳)

منبع:دندانه