دکتر امین همایونی
متخصص ارتودنسی

متخصصین ارتودنسی باید بدانند آنچه در ذهن و نظر دندان‌پزشکان عمومی در مورد ارتودنسی ثابت و پرکتیس و حواشی آن می‌گذرد چیست. شخصا از این که در گروه خسیس و بخیل و … طبقه‌بندی شوم احساس خوبی ندارم و اتفاقا این موضوع برای ارتودنتیست‌هایی که سودای ریاست و کیاست دارند باید مهم‌تر باشد و همچنین باید نسبت به پاسخ‌گویی به شبهات بیشتر کوشا باشند. در نگاه کلان و کلی ارتودنتیست‌ها نیازمند تعامل با دندان‌پزشکان عمومی و سایر متخصصین در نهادهای صنفی هستند و این مسئله برای حفظ منافع ارتودنتیست‌ها و به طور کلی ارتودنسی مهم است تا اگر دید منفی نسبت به آنها وجود دارد آن را اصلاح کنند. به همکاران ارتودنتیست عرض می‌کنم از بیان نظرات و دیدگاه‌ها نترسید؛ اینها بازتاب نظرات چند هزار دندان‌پزشک است و اگر در اینجا مطرح بشود یا نشود چیزی عوض نخواهد شد و حتی با طرح نشدن‌شان فرصت برای پاسخ‌گویی به آنها وجود نخواهد داشت.

اما در باب بحث اصلی باید عرض کنم:
در دوره ۶ ساله آموزش که دو سال آن صرف علوم پایه می‌شود و چهار سال صرف ۱۲رشته تخصصی دیگر. با سند و طبق تحقیقات متعدد انجام شده در این حوزه به شما عرض می‌کنم دانسته‌های دندان‌پزشکان عمومی چند سال پس از فراغت تحصیلی در دروس تشخیص بیماری‌های دهان پاتولوژی و رادیولوژی و پریو تقریبا صفر است؛ ولی چرا کسی طلبکار اساتید این دروس نیست؟ اتفاقا حجم مطالب ارایه شده در این دروس خیلی بالاست ولی چرا هنوز آقا یا خانم دکتر ما فرق بین ندول و وزیکول را نمی‌داند و در نامه گزارش و ارجاع خود می‌نویسد «ضایعه قرمز برجسته»؟ نوبت به ارتودنسی که می‌رسد همه طلبکار ارتودنتیست‌ها می‌شوند! نگاه بعضی دوستان این است که قاشق علم ارتودنسی را باید در دهان‌شان گذاشت یا دنبال آمپول و کپسول آن هستند و خودشان هیچ تلاشی در آموزش نداشته باشند. به عنوان فردی که تجربه سر و کله زدن با دانشجوی undergraduate را داشته باید عرض کنم دوستان در زمینه تریسینگ، آنالیز، آماده‌سازی مدل و اصول اولیه تشخیص و مقدمات یک طرح درمان خیلی بی‌علاقه هستند و اینها همه از کم‌لطفی خودشان است. یاد خاطره‌ای از استاد صحافیان افتادم که می‌فرمودند در دوره جوانی در اکابر تدریس می‌کردم و یک بار آقایی با شکم برآمده پیش من آمد و گفت: «من چند روز است برای سوادآموزی می‌آیم و شما همش می‌گویید الف- ب الف- ب و من دو تا زن و ۶ بچه دارم و حوصله این کارها رو ندارم. این ۱۰۰ تومن رو بگیر و لوب مطلب را به من یاد بده!» بعضی دوستان هم نگاه‌شان این‌طوری‌ است…

نقش شرکت‌ها در فرآیند آموزش حوزه‌های تخصصی دندان‌پزشکی
به شدت معتقدم اگر شرکت‌های واردکننده تجهیزات و مواد دندان‌پزشکی نبودند ایمپلنت و پرکتیس آن محدود به همان چند نفری بود که تا ۱۵سال پیش بر این قلمرو حکمرانی می‌کردند. به خوبی یاد دارم سال‌ها پیش (اواخر دهه هفتاد) استاد دکتر گلنراقی برای ما در دوره دندان‌پزشکی عمومی ۸ جلسه از ایمپلنت گفتند ولی خوب در عرصه عمل هیچ کس در این زمینه توانمندی پیدا نمی‌کرد! توانمندی دندان‌پزشکان عمومی بعد از تجاری‌سازی این عرصه و واردات تجهیزات لازم توسط شرکت‌ها اتفاق افتاد و اتفاقا کلاس‌های آموزشی را نه انجمن پرستو و نه انجمن جراحی و نه انجمن پریو، که برخی شرکت‌ها برگزار کردند. در مورد مباحث اندودنتیکس هم همین موضوع صادق است. اما ارتودنسی به علت نداشتن جذابیت‌های مالی چشمگیر از نظر شرکت‌ها و ملزومات به مراتب ارزان‌تر آن، حوزه چندان جذابی برای سرمایه‌گذاری شرکت‌ها نبوده است. مطمئن باشید اگر واردات در این حوزه سودآور بود و turn over مالی بالایی داشت، سرمایه‌گذاران برای توسعه بازار خودشان آموزش آن را همگانی می‌کردند.
البته به نظرم بحث‌های توجه به منافع بیمار و… که قبلا توسط همکاران مطرح شده بود و بحث‌های بسیار خوبی هم بود، برای اکثر دوستان دندان‌پزشک چندان جذابیت ندارد. چنانچه هزینه-منفعت درمان ارتودنسی برای همکاران دندان‌پزشک منطقی باشد و تامین‌کننده منافع طولانی‌ مدت و با ثبات مطب، بحث‌های دیگر صرفا از حیطه مباحث اخلاق پزشکی بیرون نخواهد رفت و چون ضمانت اجرایی ندارند صرفا جنبه وقت‌گذرانی و سرگرمی خواهند داشت. از این رو من از نگاه دیگری به موضوع می پردازم که محور قرار دادن منافع دندان‌پزشکان است.

برای ارزیابی دقیق‌تر بگذارید نگاهی به بازار درمان ارتودنسی داشته باشیم:
۱. با بالا رفتن سن هرم جمعیتی، جامعه هدفِ درمانگران ارتودنسی، یعنی بیماران ارتودنسی، کاسته شده، این درحالی است که تعداد فارغ‌التحصیلان تخصص ارتودنسی از حدود ۷-۸ سال پیش تا کنون ۴ یا ۵ برابر شده‌اند. منظورم نسبت خروجی هر سال به گذشته است، نه تعداد کل متخصصین که البته آن هم افزایشی تصاعدی دارد.
۲. تقریبا به غیر از ارتودنتیست‌هایی که تعدادشان از تعداد انگشتان دو دست کمتر است اکثریت به اتفاق آنها در بیش از یک کلینیک مشغول به کار هستند؛ این حقیقت تلخ باعث تحمیل هزینه‌های پنهان و پیدای زیادی به کلینیسین می‌شود و به طور روشن گواهی بر اینکه بیماران ورودی یک مطب به حد کفایت نیست، که البته طرح این بحث از حوصله متن حاضر خارج است.
۳. در شرایط فعلی هیچ‌کس مانع انجام درمان‌های ارتودنسی دندان‌پزشکان در مطب‌هاشان نیست، بلکه بهتر است عبارت فوق را این گونه تغییر دهم: هیچ کس یارای مقابله با درمان‌های همکاران عمومی را ندارد. بنابراین استدلال‌هایی که به این موضوع اشاره دارد که انسان به چیزی که منع می‌شود حریص می‌شود، حداقل در مورد ارتودنسی صحیح نیست، چراکه منعی در این مورد وجود ندارد.
۴. با نگاهی به روند افزایش قیمت خدمات درمانی دندان‌پزشکی در طی سال‌های اخیر به جرات می‌توان گفت هزینه خدمات ارتودنسی نسبت به خدمات سایر رشته‌ها کمترین رشد را داشته است. در حال حاضر ارتودنسی ثابت در تهران با حدود ۲۰ جلسه ویزیت بیمار با هزینه‌ای حدود ۵ میلیون تا ۱۰ میلیون توسط متخصصین ارتودنسی انجام می‌شود، در حالی که با نگاهی به سایر خدمات مثلا یک بریج ۴ واحدی، می‌بینیم با حداکثر ۳ تا ۴ جلسه با هزینه‌ای حدود دو میلیون و یک اندو مولر حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ انجام می‌شود. زمان لازم برای اتمام یک کیس حدود دو سال است. شما کلاه خودتان را قاضی کنید انجام کدام درمان به صرفه‌تر است.‌
برای روشن‌تر شدن مبحثی که در ادامه مطرح می‌کنم اجازه بدهید به تجربه‌ای که برای خودم بسیار جالب بود اشاره کنم: «یکی دو سال پیش برای بررسی نحوه پذیرش بیماران و ارائه طرح درمان دستیار خودم را به عنوان بیمار به مطب‌های همکاران ارتودنتیست محدوده مطبم فرستادم. ایشان دارای سابقه دندان کشیده شده ناقرینه در قوس بالاست؛ طبیعتا دارای شیفت میدلاین است و همچنین دارای کراودینگ ماگزیلا نیز می‌باشد. جالب است بدانید از هفت همکاری که دستیار من به ایشان مراجعه کرد فقط دو نفر دارای طرح درمان یکسان بودند و ۵ نفر دیگر طرح درمان‌های متفاوتی ارایه داده بودند! در مورد هزینه درمان هر ۷ نفر متفاوت بودند و در مورد نحوه پذیرش و مبلغ حق ویزیت اولیه نیز همینطور. جالب‌تر اینجا بود که بعد از شروع درمان برای دستیارم نیز مجددا ایشان را به مطب‌های متخصصین فرستادم و ۴ نفر از ۷ نفر همکار از ادامه درمان نیمه‌کاره اِبایی نداشتند!»
حالا شما در نظر بگیرید با توجه به مدت طولانی دوره درمان ارتودنسی در طول دوره درمان پای بیمار دندان‌پزشک عمومی به یک مطب تخصصی باز شود، به خصوص وقتی در میان درمان که کار به کندی پیش می‌رود این اتفاق بیفتد! بیمار شگفت‌زده خواهد شد و نهایتا بعد از مراجعه به مطب تخصصی دوم و سوم اتفاقی که نباید بیفتد می‌افتد و با عرض تاسف باید عرض کنم آن سلب اطمینان بیمار نسبت به درمانگر خود و در جلسه بعد مراجعه به مطب دندان‌پزشک سوال پیچ کردن او، مطالبه وجه پرداختی و… خواهد بود.
نکته دیگری که طرح آن ضروری به نظر می‌رسد به هم خوردن مناسبات ارتودنتیست- دندان‌پزشک در بازار کار است. روال پذیرفته شده که سابقا وجود داشت به این ترتیب بود که دندان‌پزشک بیمار ارتودنسی را به مطب تخصصی ارجاع بدهد و ارتودنتیست نیز برای سایر خدمات درمانی در طول دوره درمان که کم هم نیستند بیمار را به دندان‌پزشک عمومی ارجاع مجدد دهد. با تغییر این سیکل و روی آوردن ارتودنتیست‌ها به تبلیغات مستقیم برای جذب بیماران، اتفاقی که می‌افتد حذف ارجاعات خدمات درمانی از ارتودنتیست به دندان‌پزشک است، چرا که با شرایط جدید ارتودنتیست ترجیح می‌دهد خدمات دندان‌پزشکی بیماری را که مستقیما از طریق تبلیغات جذب کرده با استخدام یک دندان‌پزشک در مطب خودش ارائه دهد. به خصوص همان طور که در گفتار قبلی گفتم یونیت و روز خالی در مطب ارتودنتیست هم وجود دارد و به این ترتیب با تداوم روند فعلی کلیت همکاران دندان‌پزشک به عنوان یک صنف هستند که ضرر می‌کنند.

اما به راستی محدوده ارائه مطالب ارتودنسی به لحاظ شکلی و محتوایی کجاست؟
مطلبم را با نقل خاطره ترجمه کتاب گریبر آغاز می‌کنم. وقتی کتاب را که ماحصل زحمات شبانه‌روزی تیم شش نفره ما بود به یکی از اساتید نشان دادم ایشان از ترجمه خوشنود نشدند و فرمودند:
«شماها این کتاب‌ها را ترجمه می‌کنید و عمومی‌ها می‌خرند و می‌خوانند و وارد بازار کار ارتو ثابت می‌شوند.» این که عمومی‌ها برای انجام ارتو ثابت چقدر محتاج مطالعه کتاب ۱۰۰۰ صفحه‌ای گریبر هستند یا این که برای انجام درمان ارتو ثابت فلش کارت‌های MBT راترجیح می‌دهند سوالیست که جوابش برای همه ما روشن است ولی اینکه هنوز در سال ۲۰۱۷ و عصر انفجار اطلاعات که راه دسترسی افراد به اطلاعات به سادگی فشردن یک دکمه است کسانی باشند که فکر می‌کنند می‌توانند دستیابی دیگران را محدود کنند برای من جای سوال است. از نظر نگارنده آنچه ارتودنسی از آن رنج می‌برد القای تفکر ساده انگارانه و کتاب آشپزی‌وار از ارتودنسی است و دندان‌پزشکان عمومی اگر بدانند داستان آنقدرها هم ساده نیست چنین متهورانه پا به میدان نمی‌گذارند … البته عمیقا معتقدم این مبحث نیاز به مفاهمه عمومی و فرهنگ‌سازی در جامعه ارتودنسی دارد و فرصت طلبی آن دسته از متخصصین یا دندان‌پزشکانی که از فضای فقدان وجود کلاس‌های آموزشی ارتودنسی سواستفاده می‌کنند و یک شبه ره صد ساله می‌روند را محکوم می‌کنم. به اعتقاد من تغییر فضای فعلی باید تدریجی و از طریق فراهم شدن امکان حضور دندان‌پزشکان در جلسات علمی انجمن ارتودنتیست‌ها و برگزاری دوره‌های محدود ارتودنسی ادجانکتیو توسط انجمن ارتودنتیست‌ها باشد.
از نظر من اینکه بخشی از جامعه ارتودنسی به یک فوبیای «عمومی‌هراسی» مبتلاست واقعیتی انکارناپذیر است؛ همان طور که بشر امروز به پدیده‌هایی چون اسلام‌هراسی و ایرانی‌هراسی دچار شده، رشته ما نیز دچار چنین مسئله‌ای شده و چنین می‌شود که بعضی از این دوستان هر نوع در اختیار قرار گرفتن منابع تخصصی را برنمی‌تابند. در شرایطی که هر فردی می‌تواند همه فایل‌های کتاب‌های مورد نیاز را در یک DVD به قیمت چند هزار تومان خریداری کند، قرار دادن بخشی از آنها در یک کانال تلگرام گناه نابخشودنی تلقی می‌شود.

منبع:دندانه

 

سوار بر آمبولانس دست دوم،‌ لابه‌لای ویرانه‌های سومالی

عبدقادر آدم، دندانپزشک اهل سومالی، ده سال پیش تمام پس‌اندازش را صرف خرید یک خودرو ون قراضه کرد تا بتواند با آن جان انسان‌ها را نجات دهد. او دید که همسایگانش در اثر بمباران مصدوم می‌شوند و هنگامی که آنها را سوار بر فرغون می‌کنند تا به بیمارستانی در پنج کیلومتر آن‌طرف‌تر ببرند، جانشان را در این راه از دست می‌دهند. به همین دلیل، او خودرویی خرید تا بتواند با آن مجروحان را به بیمارستان منتقل کند.

اکنون ده سال از آن روز گذشته و ون نیمه‌خراب او تبدیل شده به چندین آمبولانس دسته دوم که روی آنها با دست نوشته شده: Aamin Ambulance (آمبولانس آمین). صدای آژیر این آمبولانس‌ها در خیابان‌های وحشت‌زده موگادیشو کاملا قابل تشخیص است.
آدم برای خرید این آمبولانس‌ها، از دانشجویان پزشکی‌اش و از تاجران کمک مالی گرفته است. این کار او نشان می‌دهد که شهروندان غیرنظامی در کشورهایی مانند سومالی، سوریه و پاکستان که در اثر جنگ ویران شده‌اند، می‌توانند خدمات اجتماعی انجام دهند.
این دندانپزشک لاغراندام و ۴۰ساله می‌گوید: «خیلی سخت بود که ببینم مردم می‌میرند. ما باید کاری می‌کردیم.» او که برادرش در یک بمب‌گذاری در سال ۲۰۱۰ کشته شد، ادامه ‌داد: «جایی که مردم به من نیاز داشته باشند، به سراغشان می‌روم.»
سومالی از سال ۱۹۹۱ درگیر جنگ است. روسای قبایل سومالی به کمک هم انقلاب کردند، اما سپس با یکدیگر درگیر شدند. اکنون شبه نظامیان وابسته به القاعده، با دولت مورد تایید سازمان ملل می‌جنگند و بمب‌هایی بر سر مردم می‌اندازند که اندازه‌شان روز به روز بزرگ‌تر می‌شود.

در سال گذشته در سومالی دست کم ۷۲۳ نفر کشته شدند و ۱۱۱۶ نفر مجروح شدند. این در حالی است که در سال ۲۰۱۵، این تعداد ۱۹۳ نفر کشته و ۴۴۲ نفر زخمی بود. به این ترتیب، درگیری‌ها در سال ۲۰۱۶ در سومالی بسیار افزایش یافته است. اکثر جان‌باختگان افراد غیرنظامی هستند. اگر کمک‌های آمین، تنها خدمات آمبولانس رایگان در سومالی نبود، تعداد کشته‌شدگان بسیار بیشتر هم می‌شد.
کارکنان آمبولانس گاهی به کمک خانواده‌های خودشان هم می‌آیند. دیگر برادر آدم و برادرزاده ۱۰ساله او در جریان یک بمب‌گذاری در تابستان گذشته به‌شدت آسیب دیدند. آدم گفت: «او به من زنگ زد و گفت که آسیب دیده. من به‌سرعت به سراغش رفتم. ما همیشه پیش از همه در صحنه حاضر می‌شویم.»
کار آنها خطرناک است. در سال ۲۰۰۸، نیروهای اتیوپی که با نیروهای وابسته به القاعده می‌جنگیدند، با شلیک تانک، یک آمبولانس آمین را منهدم کردند. راننده آمبولانس و بیماری که داخل آن بود هم جان باختند. در زمستان گذشته هم پس از یک انفجار، آمبولانس‌ها به سراغ مصدومان رفتند و در حالی که داشتند آنها را به بیمارستان منتقل می‌کردند، به شکل معجزه‌آسایی از انفجار دوم نجات یافتند.
یک بار بمب در مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان پزشکی فرود آمد. مصدومان وحشت‌زده در حالی که لباس‌هایشان آتش گرفته بود، به‌سرعت سوار آمبولانس‌ها شدند و آنها را پر کردند. یک راننده که سال‌هاست برای آدم کار می‌کند و نخواست که نامش فاش شود می‌گوید: «ما باید آنها را ابتدا خارج می‌کردیم و سپس آتش لباس‌هایشان را خاموش می‌کردیم. آنها به حدی تعدادشان زیاد بود که در هر آمبولانس ۱۴ نفر را جا دادیم!»
ده آمبولانس آمین دست دوم هستند و هر کدام به مبلغ ۵ هزار دلار از دبی خریده شده‌اند. در هر کدام از آنها تجهیزات ابتدایی کمک‌های اولیه، یک برانکارد و یک نیمکت برای امدادگران یا قربانی دوم وجود دارد.
هزینه هر آمبولانس ماهانه ۱۲هزار دلار است که صرف بنزین، دستمزد و تجهیزات می‌شود. سازمان‌های بین‌المللی هم گاهی به آنها کمک می‌کنند؛ یک بار سازمان بهداشت جهانی دو آمبولانس به آنها کمک کرد و سازمان صلیب سرخ هم سال گذشته برای امدادگران یک دوره آموزشی کمک‌های اولیه برگزار کرد. اما اکثر بودجه این آمبولانس‌ها را خود مردم سومالی تامین می‌کنند، از جمله خود آدم که یکی از معدود دندانپزشکان اهل سومالی است که در خارج درس خوانده است.
آدم در سال ۲۰۰۵ در پاکستان دکترای دندانپزشکی را گرفت. او در آن هنگام با یک فرد خیّر به نام عبدالستار ایدهی آشنا شد. ایدهی خودش شبکه‌ای از آمبولانس‌های رایگان را برای امدادرسانی به مردم تشکیل داده بود. او پیش از مرگش، نامزد جایزه نوبل صلح شد. آدم می‌گوید: «ایدهی الهام‌بخش من بود.»

علی نور، یکی از افرادی که به کمک آمبولانس‌های آمین نجات یافته، بر روی تخت بیمارستان گفت: «اگر آنها نبودند من حالا مرده بودم.» او به دلیل شلیک یک گلوله انفجاری از ناحیه پا دچار آسیب شدید شده بود و آمبولانس‌های آمین، جان این مرد ۳۰ ساله را نجات دادند.
آدم قصد دارد که خدمات آمبولانس‌هایش را به نقاط دیگر کشور هم گسترش دهد. البته او نیاز به مقداری کمک از سوی دولت سومالی دارد. دولت متهم به فساد است و بودجه سلامت هم بسیار اندک است که بیشتر آن صرف پرداخت دستمزدها می‌شود.
بودجه سومالی در سال گذشته ۲۴۶ میلیون دلار بوده که تنها یک میلیون دلار آن برای سلامت در نظر گرفته شد. این در حالی است که دفاتر نخست‌وزیری و ریاست جمهوری، سالانه ۵ میلیون دلار برای دستمزدهایشان دریافت می‌کنند.
دکتر عبداللهی هشی علی، مدیر وزارت سلامت سومالی گفت: «ما هیچ بودجه‌ای برای موارد اورژانسی نداریم. ما یک مدرک افتخاری به آمبولانس‌های آمین داده‌ایم. بودجه‌ای به آنها نمی‌دهیم. ما آنها را تشویق می‌کنیم و به سازمان‌های کمک‌رسانی توصیه می‌کنیم که به آنها کمک کنند. آمبولانس‌های آمین کارشان را عالی انجام می‌دهند.»

به‌تازگی دولت جدید سومالی بر سر کار آمده است، اما بعید است که آنها هم بودجه بیشتری در اختیار داشته باشند. اما افرادی که در آمبولانس‌های آمین کار می‌کنند، این کار را برای پول انجام نمی‌دهند. محمد، یکی از امدادگران می‌گوید: «مردمی که هر روز می‌میرند، همسران، کودکان و برادران خود ما هستند. هر کسی که اندک احساسی داشته باشد هم نمی‌تواند آسوده بنشیند.»
منبع:‌دندانه

 

خودت همره نوشته بیا

بچه که بودم هر وقت می‌خواستند بگویند کسی بدخط است می‌گفتند خط فلانی را بگذاری زیر آفتاب راه می‌افتد!! شاید الان ترکیب خرچنگ قورباغه فراگیرترین توصیف برای بدخطی یک نفر باشد. اما به نظر می‌رسد عبارت دیگری دارد جای خودش را در ادبیات معاصر ایران باز می‌کند: فلانی مثل دکترها بدخطه!!
پزشکان را به خیلی صفات اجتماعی و اخلاقی می‌شناسند و تصورات زیادی درباره‌شان وجود دارد؛ یکی از این تصورات بدخطی است. وقتی پزشکی چیزی می‌نویسد همه توقع دارند بدخط و ناخوانا بنویسد، انگار که بدخطی جزء جدایی‌ناپذیر طبابت است و جالب اینکه خود پزشکان هم اغلب این را می‌پذیرند که لازمه طبابت بدخطی است. از طرفی هم وقتی پزشکی خوش خط و زیبا می‌نویسد خیلی‌ها با تردید می‌پرسند: «واقعا خط خودشه؟!»

همین ابتدا توضیح یک نکته ضروری است؛ منظور ما از بدخطی چیست؟ چیزی که اغلب به عنوان بدخطی مدنظر قرار می‌گیرد درواقع ناخوانا بودن است. چه بسا کسی بدخط است ولی خطش قابل خواندن بوده و فقط بدمنظره است. اما گاهی برخی چنان می‌نویسند که کسی از دست‌خط‌شان چیزی سر در نمی‌آورد. چنین افرادی حتی ممکن است بسیار هم خوش خط باشند و از فرط زیبانویسی از آن طرف بام پرتاب شده باشند. چیزی که بیشتر در مورد خط پزشکان مدنظر است ناخوانا بودن خط است که در این مقاله مد نظر قرار گرفته شده و در ادامه خواهیم دید می‌تواند تا چه حد خطرناک هم باشد.

درد مشترک جهانی
برخلاف تصور بسیاری، این بد خطی مربوط به پزشکان ایرانی نیست و گویا این مشکل یک سندرم جهانی برای پزشکان است. در بسیاری از کشورهای دنیا حتی در کشورهای بسیار پیشرفته پزشکان اغلب ناخوانا می‌نویسند. شدت این مشکل به حدی رسیده که در بسیاری کشورها برای پیشگیری از بروز مشکلات پزشکان ناچارند داروها، پرونده‌ها و برگه‌های مشاوره را تایپ کنند. اگر بپذیریم که بدخطی مشکلی جهانی در میان پزشکان است به ظاهر راه حل دیگری برای برطرف کردن آن وجود ندارد به جز تایپ‌کردن.
چرا بد خط هستیم؟
آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا ما پزشکان بد خط هستیم؟ من شخصا دوستانی دارم که در سال‌های ابتدای دانشکده از دیدن دست‌خط‌شان حظ می‌کردم، ولی در سال‌های آخر دانشکده آنها هم بدخط شده بودند و بعد از آغاز طبابت دست‌خط‌شان واقعا فاجعه بار شده است.
برای این مشکل علل متفاوتی را می‌توان در نظر گرفت که هر کدام به نوبه خود تأثیرگذار است. یکی از اینها یادداشت برداری‌های مداوم سر کلاس‌های درس پزشکی است. اغلب پزشکان عادت داشتند و دارند سرکلاس از صحبت‌های استاد یادداشت برداری کنند. همین کار باعث افزایش سرعت نوشتن و طبعا بی‌دقتی در نوشتن و در نهایت بدخطی می‌شود. حتی وقتی که صحبت‌های استاد ضبط می‌شود بازهم باید کسی آنها را پیاده کند و بنویسد و باز هم روز از نو ….
دلیل دیگر بدون شک کار زیاد و بار مراجعه فراوان بیماران در شیفت‌های کاری است. پزشکان برای رسیدگی به همه بیماران اغلب مجبورند سریع‌تر کار کنند. بخشی از این افزایش سرعت هم به نسخه‌نویسی یا نوشتن پرونده یا برگه مشاوره برمی‌گردد. پزشکی که چند ساعت بی‌وقفه کار کرده و باید تعداد زیادی بیمار ببیند دیگر حال و حوصله آرام و خوش‌خط نوشتن را ندارد.
یک تئوری بسیار پرطرفدار در میان پزشکان این است که پزشک قدیمی و باسابقه باید بدخط بنویسد و بیماران و همکاران و داروسازان وقتی نسخه غیرقابل رمزگشایی یک پزشک را می‌بینند، ناخواسته این فکر به ذهن‌شان خطور می‌کند که با یک دکتر کاردرست و باتجربه طرف هستند. از آن طرف هم اگر پزشکی حتی باتجربه و قدیمی خوش خط و خوانا بنویسد این احساس در نسخه‌بین ایجاد می‌شود که: طرف تازه کاره و مثل بچه مدرسه‌ای‌ها نسخه می‌نویسه!!
اما یک تئوری توطئه هم وجود دارد که در زمینه مشاوره‌های پزشکی ارائه می‌شود. اینکه برخی پزشکان از روی عمد برگه‌های مشاوره یا پرونده‌ها را بدخط می‌نویسند تا بعدها خط ناخوانای خود را طور دیگری بخوانند و از زیر بار مسئولیت احتمالی بعدی شانه خالی کنند. امیدواریم این فرضیه درست نباشد.

عوارض بدخطی
بدخطی و ناخوانا نوشتن برای یک پزشک می‌تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد. حتما بارها و بارها روایت‌های عجیب و غریبی را از زبان داروسازان در این زمینه شنیده‌اید. طفلک داروسازان مجبورند انواع و اقسام خطوط میخی و هیروگلیف و عیلامی را تشخیص دهند تا مبادا اشتباهی در داروهای بیمار پیش نیاید؛ اشتباهاتی که متأسفانه بارها و بارها اتفاق افتاده و در اکثر موارد عامل اصلی بروز اشتباه، خط بد و ناخوانای پزشک بوده است.
اما مشکل بزرگ‌تری هم وجود دارد؛ آن هم وقتی است که بیماری برگه مشاوره پزشکی را پیش پزشک دیگری می‌برد، یا وقتی که پزشکی قرار است پرونده معالجات بیماری را بخواند. احتمال بروز یک اتفاق ناگوار در چنین شرایطی بسیار بالا است. فرض کنید یک بیمار قلبی که برای انجام درمان‌های دندان‌پزشکی مراجعه کرده و برای مشاوره به نزد یک متخصص قلب فرستاده شده است حالا برگه مشاوره‌اش را نزد دندان‌پزشک آورده اما دستور تغییر مصرف داروهای قلبی وی قابل تشخیص نیست (اتفاقی که دقیقا برای نگارنده رخ داد). حالا اگر امکان تماس با پزشک قبلی وجود نداشته باشد یا اصلا پزشک نوشته را طور دیگری بخواند ممکن است یک فاجعه به بار بیاید. این اتفاق ممکن است در تمامی بخش‌های رشته پزشکی رخ دهد. خودمانیم، تا به حال چند بار در چنین مخمصه‌ای گیر کرده‌اید؟ در چنین شرایطی وقتی برگه مشاوره یا پرونده معالجات پزشکی بیمار قابل خواندن نباشد، ناخواسته ذهن آدم می‌رود سراغ همان تئوری توطئه وحشتناکی که صحبتش شد.

بد خط مثل من
بنده از همان بچگی بدخط بودم و حالا فکر کنید ماجرا چقدر ناگوار می‌شود که پدر و هر دو پدربزرگ آدم، بسیار بسیار خوش خط باشند. پدر بزرگ مادری و پدرم دائم سعی می‌کردند به بنده خوب نوشتن را یاد بدهند ولی بی‌فایده بود. پدر بزرگ مادری‌ام خدابیامرز که اصالت شیرازی داشت و ارادت خاصی به حافظ و سعدی، مدام این شعر را برای من می‌خواند:
«یا مرا رسم خط جن آموز یا خودت همره نوشته بیا»
و می‌گفت که تو با این خط باید خودت بروی و نوشته‌هایت را رمزگشایی کنی!
بنده بارها در دوران مدرسه بابت بدخط نوشتن مورد مواخذه معلمانم قرار گرفتم، ولی فایده‌ای نداشت. مشکل بدخطی در دوره دانشکده ابعادی مضاعف پیدا کرد. اما عمق فاجعه برای من زمانی بود که به طور حرفه‌ای وارد فعالیت مطبوعاتی شدم. آن زمان هنوز تایپ کردن چندان رایج نبود و ما نوشته‌هامان را به صورت دست‌نویس به حروف‌چین تحویل می‌دادیم. همیشه حروف چین‌ها از دست‌خط بنده شاکی بودند و یک بار در روزنامه همشهری وقتی وارد دفتر شدم، سردبیر ما مرا کشان کشان به قسمت فنی برد و تقریبا انداخت وسط چندین حروف‌چین عصبانی که با داد و فریاد از دست‌خط فاجعه بار من انتقاد می‌کردند. یادم نمی‌رود که یکی از دوستان به من گفت: «وقتی مطالب شما می‌رسد ما قرعه کشی می‌کنیم که چه کسی تایپ کند!» همین مسائل بنده را به فکر تایپ کردن و یاد گرفتن نرم افزار WORD انداخت و خوشبختانه از آن به بعد کمتر با مشکلات مرتبط با بدخطی روبه‌رو بودم.
خوشبختانه دست‌خط انگلیسی بنده به اندازه فارسی نوشتنم ناخوانا نبوده و در نتیجه مشکلی از جهت نوشتن نسخه و پرونده به انگلیسی ندارم، اما در مورد نوشتن به زبان فارسی به خصوص در مورد برگه مشاوره و مواردی از این دست، سعی کردم هنگام نوشتن مواردی چند را رعایت کنم که نتایج مثبتی به همراه داشته است که در ادامه به این موارد اشاره‌ای خواهم داشت.

چه کنیم بد خط ننویسیم
اول از همه اینکه اینجا بنا بر خوشنویسی نیست. قرار نیست نسخه‌های ما را قاب کنند و بزنند روی دیوار و به به و چه چه کنند. اصطلاحا پیشکش! بنابراین هدف این است که کسی زنگ نزند تا ببیند ما چه نوشته‌ایم. هدف این است که خوانا بنویسیم. اگر بدخط هم باشیم ولی خوانا بنویسیم مشکلی پیش نمی‌آید.
در قدم اول سعی کنید کمی با حوصله بنویسید. با خودتان قرار بگذارید که کلمات را با آرامش و دقت بنویسید. برای ما که عادت به تند نوشتن داریم سخت است ولی با کمی اراده می‌توان بهتر نوشت.
موقع نوشتن برگه مشاوره یا پرونده بیمار ابتدا جمله‌ای را که می‌خواهید بنویسید در ذهن مرور کنید تا کار به خط‌خوردگی و تغییر کلمات نکشد. بدین ترتیب کلمات خواناتر خواهند بود.
لطفا سعی نکنید فارسی را مثل انگلیسی بنویسید. در زبان انگلیسی می‌توان حروف را به هم چسباند و سر هم نوشت. البته خواندن خط انگلیسی چسبیده هم کار سختی است و حتی خود انگلیسی زبانان هم گاهی در خواندن این شیوه نوشتن دچار مشکل می‌شوند. حال، بسیاری از پزشکان که موقع نوشتن نسخه، اسامی داروها را سرهم و به هم چسبیده می‌نویسند، موقع فارسی نوشتن هم همان طور می‌نویسند. در نتیجه روی صفحه کاغذ شاهد عباراتی درهم و غیرقابل خواندن هستیم که حتی شاید داروسازان هم نتوانند آن را کشف رمز کنند! بنابراین لطفا یادتان نرود که دارید فارسی می‌نویسید نه انگلیسی. موقع نوشتن لطفا بین کلمات فاصله بگذارید و کلمات را توی شکم یکدیگر فرو نبرید.
سعی کنید املای صحیح داروهای رایج را یاد بگیرید و آنها را کامل بنویسید تا موقع نوشتن نسخه برای جبران این عدم آگاهی مجبور نشوید اول کلمه را بنویسید و در ادامه‌اش یک مار بکشید! اصلا از روی کتاب داروهای ژنریک نگاه کنید، به خصوص در مورد داروهای مهم تا خدای ناکرده با داروی دیگری اشتباه گرفته نشود. یاد گرفتن املای درست داروها اصلا وقت تلف کردن نیست.
یک راه دیگر تایپ کردن است. درست است که روی نسخه‌های بیمه امکان تایپ کردن نام داروها وجود ندارد (البته فعلا)، ولی برگه‌های مشاوره و پرونده‌ها را می‌توان تایپ کرد. باور کنید تایپ کردن بسیار کار راحتی است. اگر هم خودتان بلد نیستید، متن را دیکته کنید تا کسی که کار با نرم افزار WORD را بلد است آن را تایپ کند.
کمی وجدان‌تان را قاضی کنید. به فکر آن بخت‌برگشته‌ای باشید که قرار است خط شما را بخواند؛ به فکر بیماری باشید که ممکن است سلامتی‌اش بستگی به دست‌خط شما داشته باشد. بنابراین طوری بنویسید که دوست دارید دیگران برایتان بنویسند.

منبع:دندانه

 

تهیه و تنظیم «منشور حقوق شهروندی در مطب پزشکان»‌درپی وصول گزارش‌های مختلف مبنی بر بروز تخلفات و جرایم در مطب برخی پزشکان عمومی و متخصص و دندانپزشکی‌های شهر اراک، قاسمی دادستان اراک طی دستور ویژه‌ای خطاب به رئیس دانشگاه ‌علوم پزشکی و خدمات بهداشتی استان خواستار بررسی و نظارت و دقت مضاعف در خصوص رعایت حقوق شهروندی در عرصه نظام سلامت شد.

به گزارش روابط عمومی دادگستری استان مرکزی، در این دستور آمده است عدم نصب تعرفه‌های خدمات پزشکی در محل مطب، تحمیل مخارج غیر ضروری و ارائه مازاد بر احتیاج بیماران، افشای اسرار و نوع بیماری بیماران به دیگران با انجام ویزیت چند بیمار در حضور بیماران دیگر و نشاندن دیگر بیماران در حین معاینه در اتاق دکتر، هدایت بیماران به مطب شخصی یا بخش خصوصی، اجبار بیماران برای مراجعه به مراکز آزمایشگاهی و رادیو لوژی … خاصی که توسط دکتر معرفی می‌شود، فروش دارو و محصولات آرایشی بهداشتی و تجهیزات و لوازم پزشکی در محل مطب، نوبت دهی نامناسب و غیر شفاف و معطلی زیاد بیماران، حجاب نامناسب برخی پزشکان و منشی مطب، بد اخلاقی با بیماران و عدم پاسخگویی و راهنمایی مناسب و پاسخگویی به سوالات بیماران و غیره سبب نارضایتی شده است.
دادستان عمومی و انقلاب اراک درادامه تهیه و تنظیم «منشور حقوق شهروندی در مطب پزشکان» و ابلاغ آن به تمامی پزشکان، منشی‌ها و درمانگاه‌ها و بیمارستان را ضروری دانسته و رفع تخلفات فوق را خواستار شده است.

وی تصریح کرد: باید گزارش کامل، اقدامات و نتیجه بازرسی‌ها به همراه مستندات مربوطه هر سه ماه یکبار به مرجع قضایی ارسال شود.

منبع:دندانه

 

دکتر نوید ناصرى
عضو شورای عالى نظام پزشکى کشور
رئیس انجمن دندان‌پزشکى ایران- شعبه فارس

به بهانه انتشار تصاویر توهین‌آمیز در مورد آموزش ارتودنسی و دندانپزشکان عمومی
به بهانه انتشار تصاویر توهین‌آمیز در مورد آموزش ارتودنسی و دندانپزشکان عمومی

چندیست که شاهد انتشار تصاویرى توهین‌آمیز در مورد آموزش ارتودنسى و دندان‌پزشکان عمومى در فضاى مجازى بوده‌ایم که آرامش اکثر همکاران را تحت تأثیر قرار داده است و به گفته برخى از شما عزیزان، خلق و نشر این تصاویر، که تصاویرى حرمت‌شکنانه است، نشانه غره شدن و داشتن نگاهى از بالا به پایین بوده و در جهت محدود کردن فعالیت‌هاى درمانى دندان‌پزشکان قلمداد شده است.

پیرو انتشار چنین هنرنمایى‌هایی تفرقه‌انگیز بین دو گروه دندان‌پزشکان عمومى و متخصصین ارتودنسى، شاهد واکنش‌هایى از سوى همکاران محترم دندان‌پزشک بوده‌ایم که چنین رفتارها و تصویرگری‌ها و در کل تفکر حاکم بر خلق این نوع تصاویر را محکوم کرده‌اند؛ خوشبختانه ضمن تاکید بیشتر همکاران دندان‌پزشک بر ناپختگى خالق اثر و جدا کردن حساب ایشان با تمام متخصصین ارتودنسى که حریم‌ها و حرمت‌ها را همواره نگاه می‌دارند، این موضوعات، دستمایه فعالیت‌هاى هنرى و طنز گونه‌اى نیز میان همکاران و به ویژه جوانان دندان‌پزشک شده که مى‌تواند آینده‌اى ناخوش را در روابط حرفه‌اى رقم زند …

این جانب به عنوان کوچک‌ترین عضو انجمن دندان‌پزشکى ایران در استان فارس و صرفاً به حکم وظیفه و همچنین به دلیل دندان‌پزشک بودن در وهله نخست و سپس ارتودنتیست بودن، ضمن اظهار تأسف بسیار از چنین رفتارهایى که باعث مخدوش شدن روابط حرفه‌اى و زیر پا گذاردن مبانى اخلاق پزشکى شده است و مهم‌تر آن که ریسمان‌هاى مودت و دوستى بین دندان‌پزشکان و متخصصین ارتودنسى را از هم مى‌گسلد، لازم است مطالب زیر را به عرض شما عزیزان برسانم:

الف- از اصول محرز اخلاقى، حفظ ارزش‌ها و کرامت انسانى و حرمت همکاران و عدم توهین و بى‌حرمتى به ایشان چه در رفتار، چه در کردار و چه در گفتار است.

متأسفانه گرچه در سطح جامعه و طى دهه گذشته، برخى اصول اخلاقى، به راحتى دچار رنگ‌باختگى شده است و میزان پرهیز از ضد ارزش‌ها و بداخلاقى‌ها، کمرنگ شده، اما انتظار از جامعه فرهیخته پزشکى چه از نظر مردم و چه در بین همکاران، بسیار بالاست که باید به آن توجه ویژه‌اى شود.

در ادبیات ما به وضوح آمده است که: «درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!» که انتظارى‌ست بجا و خردمندانه که مسئولیت هر یک از ما را در هر مرحله از دانش‌آموختگى، افزون‌تر مى‌کند. بدیهى است انتظارات هر دانش آموخته‌اى از کسانى که مدارج علمى بیشترى را کسب کرده‌اند، چه در بعد دانش و چه در بعد اخلاق و منش، بالاتر باشد.

لذا توهین یا کوچک‌شمارى همکاران دندان‌پزشک عمومى توسط متخصصین، به کل زشت و ناپسند است؛ چرا که هویت اصلى تمام متخصصین دندان‌پزشکى، که حتى در معرفى خود و مقدم بر رشته تخصصى خود بیان مى‌کنند، «دندان‌پزشک» است.

ب- تلاش در جهت یادگیرى علم و دانش، قابل ستایش و احترام است.

آن دسته از همکاران دندان‌پزشک عمومى که در جهت ارتقای سطح دانش دندان‌پزشکى خود، به مراکز شناسنامه‌دار و علمى همچون انجمن‌هاى علمى مراجعه مى‌کنند یا حتى در فقدان دوره‌هاى مصوب در زمینه‌اى از دندان‌پزشکى همچون ارتودنسى، براى فراگیرى علوم و فنون جدید به موسسات و شرکت‌هاى تجارى دارا یا فاقد شناسنامه آموزشى و حتى خارج از کشور متوسل مى‌شوند، نه تنها مستحق کمترین مؤاخذه‌اى نیستند، که بسیار هم قابل احترام هستند.

اما مسئول اصلى حل این معضل دیرین، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى است که باید تا کنون با هم‌اندیشى بزرگان و انجمن علمى مربوطه ساماندهى مى‌شد.

این جانب همچون چند سال پیش باید مجددا تأکید کنم که وجود خلأ قانونى در این زمینه، نه تنها عامل اصلى چنین رفتارها و پیرو آن، چنین تنش‌هایى شده است، بلکه عامل بهره‌مندى برخى شرکت‌هاى تجارى در مبحث آموزش ارتودنسى نیز می‌شود.

همه ما دندان‌پزشکان، شاید بتوانیم به پزشکان محترم و احیانا علاقمند به دندان‌پزشکى، علوم و فنون دندان‌پزشکى را آموزش دهیم، ولى آیا از نظر منطق حاکم بر نظام سلامت، قابل قبول است؟

همه متخصصین چشم، مى‌توانند براى پزشکان عمومى علاقمند، دوره‌هاى آموزشى لیزیک و … را برگزار کنند، ولى آیا نظام سلامت این دوره‌ها را قانونى یا مصوب مى‌شمارد؟

برخورد دوگانه وزارت بهداشت در برخى از امور مشابه در رشته‌هاى مختلف همچون پوست و زیبایى و بى‌توجهى بیشتر به دندان‌پزشکى و تخصص‌هاى مرتبط، عامل اصلى ایجاد مشکلات مبنایى شده است که در این مورد، بحق، انتقاد اصلى باید از متولى آموزش پزشکى در سطح کلان کشورى باشد، نه دندان‌پزشکان عمومى علاقمند به ارتودنسى که به لطف دانشکده‌هاى جدیدالتأسیس، از نظر عددى هم در حال افزایش تصاعدى هستند.

لازم و ضرورى است که وزارت بهداشت، که متولى آموزش علوم پزشکى در سطح کشور است، افزون بر دوره تخصصى ارتودنسى سه ساله موجود، دوره‌هاى آموزشى و توانمندسازى مجاز یک ساله یا بیشتر را همچون سایر ممالک مترقى، با هم‌اندیشى انجمن علمى و بزرگان ارتودنسى کشور، مصوب سازد تا بر اساس تریاژهاى مشخص، همکاران دندان‌پزشک عمومى که علاقمند به ارتودنسى هستند، از کسب دانش و تکنیک ارتودنسى و امکان مشاوره‌هاى مورد نیاز در حین درمان، محروم نباشند.

به قول استاد سخن، سعدى شیرازى در مورد تلاش عاشق در راه عشق و علاقه خود:
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

نمى‌توان علاقه زیاد و تلاش در راه دست یازیدن دندان‌پزشکان عمومى محترم به دانش ارتودنسى را مورد نکوهش قرار داد که این نکوهش و انتقاد شایسته وزارت بهداشت و تنها متولى آموزش پزشکى در کشور و تصمیم گیرنده نهایى است که با عدم دوراندیشى، دندان‌پزشکان علاقمند را در محرومیت از کسب دانش قرار داده است.

ج- در موضوع امکان انجام درمان ارتودنسى توسط دندان‌پزشکان عمومى، باید تأکید کنم که طبق قانون امکان انجام درمان ارتودنسى براى تمام دندان‌پزشکانى که خود را در ارتودنسى همچون سایر درمان‌هاى دندان‌پزشکى، توانمند می‌بینند، وجود دارد که همین امر نیز عاملى است که در پرونده‌هاى شکایات براى تعیین خطاها و قصور پزشکى در ارتودنسى، بین درمانگر متخصص یا عمومى در صدور رأى، تفاوتى وجود ندارد.

همین مورد و سایر مواردی که به آنها اشاره شد، ضرورت‌هایى را ایجاد مى‌کند که وزارت بهداشت، بنا به وظایف ذاتى خود، براى رفع خلأهاى قانونى متعدد از یک سو و امکان کسب دانش ارتودنسى به صورت مصوب و مجاز براى دندان‌پزشکان عمومى از سوى دیگر، شرایطى را فراهم کند تا از بروز اخلال در امر آموزش پیشگیرى کند و در نهایت نیز به درمان بیماران بپردازد.

این جانب معتقدم به طور قطع انسجام صنفى در رشته دندان‌پزشکى و تخصص‌هاى مختلف آن، لازمه نیل به مقصود و کسب بهترین نتایج صنفى است که در این راه هیچ فرد حقیقى یا حقوقى نباید این انسجام را مورد هجمه قرار دهد.

لذا به نظر این جانب نه تنها انتظار مى‌رود، بلکه لازم است که براى پیشگیرى از هر نوع بى‌حرمتى و تفرقه بین دندان‌پزشکان عمومى و متخصصین ارتودنسى، ضمن عذرخواهى رسمى خالق آن اثر تصویرى از جامعه دندان‌پزشکان عمومى و علاقمند به ارتودنسى، انجمن ارتودنتیست‌هاى ایران نیز در جهت تقبیح و محکوم کردن چنین رفتارهایى، هم در جهت حفظ حرمت‌ها و شأن همکاران دندان‌پزشک و هم زیر سوال نرفتن تمامى ارتودنتیست‌هاى محترم کشور، رسماً اعلام موضع نمایند و در جهت پیشگیرى از تکرار چنین رفتارهایى، کلاس‌هاى توجیهى لازم را براى اعضای بیش‌فعال و حرمت‌شکن خود برگزار کنند.

منبع:دندانه

 

دندان‌پزشکی رشته‌ای بر پایهٔ آموزش آکادمیک است. آموزش دندان‌پزشکی بر اساس آزمون و خطا و تجربه‌صورت نمی‌گیرد و دانش و مهارت این رشته به طور کامل تدوین شده و مبتنی بر شواهد است. این آموزش در دورهٔ دانشکده شروع می‌شود و تا پایان عمر کاری دندان‌پزشک ادامه می‌یابد. هدف از آموزش‌ها چه در دانشکده و چه در آموزش‌های خارج از دانشکده، کسب مهارت ارائهٔ درمان استاندارد توسط دندان‌پزشکان است.
عده‌ای اما از اصل مخالف همه آموزش‌های تکمیلی تخصصی و نیمه تخصصی برای دندان‌پزشکان فارغ التحصیل هستند و معتقدند که آموزش‌این مهارت‌ها در دوره‌های کوتاه‌مدت و فشرده ممکن نیست. تعطیلی دوره‌های آموزش ارتودنسی در چند سال اخیر و فشار بر روی مؤسسات برگزار کننده دوره‌های آموزشی سایر رشته‌ها برآیند چنین دیدگاهی بوده است. از طرف دیگر عدهٔ دیگری براین باورند که تمام موارد تخصصی دندان‌پزشکی در دوره‌های میان مدت یا کوتاه مدت قابل آموختن است و به طور کلی تخصص در دندان‌پزشکی نقطه‌ای از اعراب ندارد.
در دو سوی این طیف عدهٔ بیشتری هم هستند که ضمن ضروری دانستن برگزاری این دوره‌ها، بر لزوم نگرش آکادمیک اصلاح شده در این دوره‌ها تاکید می‌کنند.

استاندارد درمانی عمومی یا متخصص
بدیهی است استاندارد درمانی برای بیماران یکسان است؛ یعنی اگر یک دندانپزشک عمومی درمان اندو، ارتو یا ایمپلنت را ارئه می‌کند، استاندارد درمانی را رعایت کند. استاندارد درمانی به بیان عامیانه حدی از درمان است که «موفقیت آمیز» محسوب شده و قصور تلقی نشود. استاندارد درمانی به معنی درمان تخصصی نیست. برای مثال یک متخصص ترمیمی ممکن است یک ترمیم آمالگام بسیار های‌پالیش و با تمام جزئیات اکلوزالی ارائه کند، ولی همین که دندانپزشک عمومی بتواند یک ترمیم با گیر کافی، کانتکت مناسب و رعایت تمام اصول ترمیم آمالگام ارائه کند، هرچند که زیبایی و مهارت همکار متخصص را در کار ارائه نکرده باشد، استاندارد درمانی رعایت شده است و کار درست انجام‌شده است.
متاسفانه گاها این برداشت وجود دارد که دندانپزشک عمومی به صرف عمومی بودن می‌تواند درمان زیر استاندارد درمانی ارائه کند. درحالی‌که اگر یک دندان‌پزشک قادر نیست درمانی در حد استاندارد درمانی ارائه کند، باید آن مورد را حتماً ارجاع دهد. این قضیه در مورد تمام رشته‌های دندان‌پزشکی صادق است. صرف در دسترس نبودن متخصص، هزینه‌های تحمیلی به بیمار و … بهانهٔ توجیه کننده در عدم ارجاع موارد تخصصی نیست. چرا که عدول از استاندارد درمانی تحت هر شرایطی، حتی بنابه رضایت و خواست بیمار قصور تلقی می‌شود.

آموزش دندان‌پزشکی عمومی و تخصصی
این روزها بحث‌های زیادی در جامعهٔ دندانپزشکی در مورد آموزش‌های دانشکده‌ای و خارج دانشکده‌ای رشته‌های مختلف وجود دارد. در مورد رشته‌هایی مانند ارتودنسی، ایمپلنت و درمان‌های زیبایی که جنبهٔ اقتصادی آن‌ها پررنگ‌تراست، صحبت‌ها و جدل‌ها همیشه داغ‌تر و بیشتر است. برای مثال در مورد ارتودنسی، آنچه که حتی ارتودنتیست‌ها به آن معترف هستند این است که آموزش‌های دورهٔ عمومی جوابگوی نیاز کارکلینیکی دندان‌پزشکان در بازار کار نیست. حتی آموزش‌های دورهٔ عمومی تجربه و مهارت کافی برای درمان‌های ساده و متحرک در اختیار دندان‌پزشکان قرار نمی‌دهد. نکتهٔ جالب اینکه در یکی از این توجیه‌ها، تعدادی از متخصصین ارتودنسی دانشجویان دورهٔ عمومی را متهم به کم کاری می‌کردند و ادعا می‌کردند که دانشجویان علاقهٔ لازم را به آموختن ندارند. درحالی‌که وقتی خروجی یک سیستم آموزشی یکسان باشد، یعنی همهٔ خروجی نتوانند در بازار کار در حیطهٔ ارتودنسی درمانی ارائه‌کنند، متهم کردن نسل‌های جدید به بی استعدادی – که اتفاقاً از مسیر مستقیم کنکور و با رتبه‌های بسیار بهتر و در فضایی بسا رقابتی‌تر از نسل‌های قدیمی وارد دانشکده‌ها شده‌اند-نوعی فرافکنی و انکار یک سیستم آموزشی دچار نقص است.
آنچه واضح است این است که نه‌فقط در مورد اندودانتیکس یا ارتودنسی، بلکه خروجی همهٔ رشته‌ها باید بررسی شود. متاسفانه در خروجی همهٔ رشته‌ها نقایص در سال‌های اخیر چشمگیرتر شده است. برای مثال در مورد اندو، مطالعه‌ای که در دانشگاه شهیدبهشتی انجام‌شده بود، میزان موفقیت درمان‌های ریشه را که همکاران عمومی انجام می‌دادند، حدود ۵۰ درصد ارزیابی کرده‌بود که خیلی پایین‌تر از رقمی است درمان ریشه از نظر شواهدحقیقی در کتب مرجع، موفقیت آمیزاست. این اختلاف درصد بیانگر نقایص اساسی در خروجی دانشکده‌ها و همچنین آموزش‌های مداوم بعد از فارغ‌التحصیلی است. درمورد سایر رشته‌ها هم اگر مطالعاتی صورت گیرد مطمئناً نتایج تغییرات فاحشی نخواهند داشت. در حالی که همگان معترف‌اند که آیتم‌های آموزشی اندودانتیکس در دانشکده‌های دندانپزشکی کشور به خاطر ماهیت رشته در دورهٔ عمومی با استاندارهای متخصصین درمان ریشه یکسان است و برعکس رشته‌هایی مانندجراحی فک وصورت، ارتودنسی، پروتز، پریو و حتی ترمیمی، برخی موارد آموزشی همان ابتدای کار خارج از کوریکولوم دورهٔ عمومی قرار نگرفته‌است.
در مورد ارتودنسی و پریودنتیکس و حتی رشته‌هایی مانند پاتولوژی، تشخیص و … ماحصل و خروجی دانشکده‌ها نیاز به بررسی و واکاوی دارند. اگر مثلاً دندانپزشکان عمومی به هر دلیل با آموزش دورهٔ عمومی قرار نیست کار ارتودنسی انجام دهند، دلیلی ندارد که واحدهایی به عنوان فضاپرکن با این حجم بالا و با صرف هزینه‌های زیاد به نظام آموزشی تحمیل شود. اگر برآیند آموزش ارتودنسی و عدم آموزش آن واحد باشد، چه بسا با تعطیل کردن آموزش رشته حداقل در باب آموزش عملی، هم وقت و هزینهٔ دولت و هم دانشجویان صرفه جویی شده و انرژی و استعداد دانشجویان به جای اتلاف وقت در زمینه‌های آموزشی دیگر صرف شود. در مورد رشته‌های مانند پریودنتیکس، تشخیص و پاتولوژی هم همین بازنگری نیاز است. نیازهای بازار به هرحال باید در خروجی این رشته‌ها مد نظر قرار گیرد. اگر قرار است که مثلاً در پریودنتیکس، فاز یک درمان پریودنتیکس و SRP صرفاً به دانشجویان آموزش داده شود، از اول این موارد مشخص شده و از اتلاف وقت بیهوده خودداری شود. فراموش نمی‌کنم که در دورهٔ آموزشی خود در بخش پریودنتیکس یکی از دانشکده‌های دولتی کشور، یک ترم عملی دانشجویان به آموختن خواص یک سری سنگ که برای تیزکردن قلم‌های جرم‌گیری دستی استفاده می‌شد صرف می‌شد (بسیار امیدوارم که هم‌اکنون چنین آموزش عبثی به طور کامل برچیده شده باشد!) در حالی که در کار خود به عنوان یک دندان‌پزشک عمومی نه قرا بود که از اسکیلرهای دستی استفاده کنیم و نه قرار بود که آن‌ها را با آن سنگ‌ها تیزکنیم. واضح بود که تمامی آن واحد، ترم، هزینه‌های آب و برق بخش برق و حقوق هیئت علمی که آن آموزش‌ها را ارائه می‌کرد، دور ریختن پول نظام آموزشی بود و هدفی جز پرکردن وقت دانشجویان نداشت و مبتنی بر نیاز درمانی طراحی نشده بود.

آموزش‌های خارج از دانشکده
آموزش‌های مداوم خارج از دانشکده حق همهٔ دندان‌پزشکان است و امری پذیرفته شده در سرتاسر دنیاست. بسیاری از مهارت‌های پیشرفته ممکن است با همین آموزش‌ها کسب شوندخط کشی نیست. هر درمانی که بتواند با لحاظ استاندارد درمانی صورت بگیرد، فرقی نمی‌کند که توسط متخصص یا دندان‌پزشک عمومی صورت گرفته باشد.
شرکت‌های تجاری نقش مهمی در آموزش‌های دندان‌پزشکان بعد از فارغ‌التحصیلی در همه‌جای دنیا ایفا می‌کنند. در کشور ما هم عمومی شدن و کاهش هزینهٔ درمان‌هایی مانند ایمپلنت و درمان‌هایی مانند ترمیم‌های زیبایی به دلیل حضور فعال شرکت‌ها در عرصهٔ آموزش است. البته تا زمانی که این آموزش‌ها در چارچوب‌های اکادمیک باشد هم دندان‌پزشکان و هم شرکت‌ها از این آموزش‌ها سود خواهند برد. ممانعت از این آموزش‌ها به هر نحوی و با هر بهانه‌ای نه منطقی و نه عملی است. در دنیای امروز نمی‌توان مانع جریان علم‌آموزی و مهارت‌آموزی شد.ولی دانشگاه‌ها وظیفه دارند اگر به هردلیلی نمی‌توانند متولی آموزش صحیح دانشجویان و فارغ‌التحصیلان خود باشند،بر آموزش‌های بعد از فارغ‌التحصیلی آن‌ها نظارت کنند.به این ترتیب هیچ شرکت یا موسسه ای نباید از حوزه‌ی نظارت علمی دانشگاه،خارج باشد.

حقوق بیمار، حلقهٔ مفقودهٔ رابطهٔ عمومی و متخصص
همهٔ دندان‌پزشکان باید حق داشته باشند از آموزش‌های صحیح بعد از فارغ‌التحصیلی بهره‌مند شوند و دانش و مهارت خود را ارتقا دهند. از نظر انجام درمان‌های دندانپزشکی هم هرقدر که تخصصی باشند تا زمانی که هر دندان‌پزشک درمانی را مطابق استاندارد درمانی انجام دهد، نمی‌توان انتقاد کرد. مشکل اینجاست که در مواردی دهان بیماران ما گاهی به عرصهٔ آزمون و خطای برخی از همکاران ما تبدیل شود. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعه درمانی ما که به دعوای بین متخصص و عمومی دامن زده است، این است که بسیاری از بیماران ما حقوق خود را نمی‌دانند. اگر مانند بسیاری از کشورهای پیشرفتهٔ دنیا، بیماران از حقوق خود در برابر درمانگر آگاهی داشته، از درمان‌های نادرست شکایت کنند و حقوق خود را پیگیری نمایند، برعکس چیزی که ما فکر می‌کنیم و از آن هراس داریم، رابطهٔ سالم‌تری بین اعضای جامعه درمانی حکم‌فرما می‌شود. چرا که مشکل امروز ما این نیست که چه کاری را باید متخصص یا عمومی انجام می‌دهد، بلکه مشکل اساسی این است که چه کاری را چه کسی درست و مطابق استاندارد درمانی انجام می‌دهد.
ما به‌راحتی از درمان‌های زیر استاندارد انجام‌شده توسط همکارانمان با این تصور که باید هوای همدیگر را داشته باشیم عبور می‌کنیم. درحالی‌که نادیده گرفتن حق اولیه مردم به دریافت درمان استاندارد، درنهایت وجهه همهٔ صنف دندان‌پزشکی (و نه‌فقط آن تعدادی که درمان زیر استاندارد ارائه می‌کنند) را زیر سؤال می‌برد.
اگر مکانیسم‌های اعادهٔ حقوق بیماران کارساز باشد، چه دندان‌پزشک عمومی و چه متخصص راه خود را به‌صورت صحیح پیدا می‌کنند و درمان‌هایی که بیشترین نفع برای بیماران دارد را ارائه می‌کنند.

منبع:دندانه

 

نمایشگاه بین‌المللی دندان‌پزشکی جنوب چین در چهار روز، از ۱۲ تا ۱۵ اسفند ۱۳۹۵ در گوانگژو و در مرکز صادرات و واردات چین برگزار شد و در آن آخرین تجهیزات و فن‌اوری‌های دندان‌پزشکی در حوزه‌های جراحی، ایمپلنت، اندودنتیکس، ارتودنسی و… به نمایش درآمد.
این رویداد، بیست و دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی دندان‌پزشکی در چین بود. این نمایشگاه هر سال برگزار می‌شود و در این دوره، بیش از ۷۸۰۰ نفر از دندان‌پزشکان سراسر دنیا گرد هم آمدند.

نگاهی به نمایشگاه دندانپزشکی گوانگژو۲۰۱۷
نگاهی به نمایشگاه دندانپزشکی گوانگژو۲۰۱۷

نمایشگاه کانتون (نام دیگر گوانگژو) قدیمی‌ترین نمایشگاه دندان‌پزشکی در چین است. اولین دوره آن در مارس ۱۹۹۵ برگزار شد و در طول این سال‌ها، تجربیات برگزارکنندگان بیشتر شده و به کیفیت نمایشگاه افزوده است. با توسعه صنعت دندان‌پزشکی در چین و بالا رفتن کیفیت زندگی مردم و توانایی مصرف آنها، انتظارات مردم از دندان‌پزشکی و تکنیک‌های آن بالاتر رفته است. در نتیجه، تقاضا برای تجهیزات و مواد دندان‌پزشکی با کیفیت بالا افزایش یافته است.
این نمایشگاه در محل نمایشگاه‌های کانتون است که در بهار و پاییز، میزبان رویدادهای مختلف است. نمایشگاه‌های کانتون از سال ۱۹۵۷ در شهر گوانگژو برگزار می‌شود و نام آن در سال ۲۰۰۷ به «نمایشگاه واردات و صادرات چین» تغییر یافت. یکی از مجریان آن وزارت بازرگانی چین و استانداری گوانگدونگ است.
نمایشگاه کانتون بزرگ‌ترین نمایشگاه چین است. این نمایشگاه معمولا بیشترین محصولات، بیشترین شرکت‌کنندگان و بیشترین تعداد قراردادهای تجاری را در میان نمایشگاه‌های چینی به خود اختصاص می‌دهد.

افرادی که در این نمایشگاه حاضر بودند، به صورت میانگین نمره ۴.۵ از ۵ را به آن دادند.

نگاهی به نمایشگاه دندانپزشکی گوانگژو۲۰۱۷
نگاهی به نمایشگاه دندانپزشکی گوانگژو۲۰۱۷

چاند محمود، مدیر شرکت تجهیزات جراحی King99 فیلیپین در این باره یک در سایت نظرسنجی نوشت: «من واقعا از این نمایشگاه راضی‌ام. این نمایشگاه به عمده‌فروشان و خریداران فرصتی می‌دهد که محصولات دندان‌پزشکی را خرید و فروش کنند.»
آلن بوئلا، دندان‌پزشک هم نوشت: «این گردهم‌آیی فوق‌العاده‌ای در چین بود و البته رویدادی بین‌المللی بود. امیدوارم که شما را در تابستان در پکن ببینم.» دکتر جینی لاگولا تولنتینو هم نوشت: «نمایشگاه خوب بود. اما ارتباط با برگزارکنندگان نمایش و فروشندگان سخت است چون اکثر آنها انگلیسی بلد نیستند.»
این نمایشگاه منتقدانی هم داشت. ژانت دیزون، دندان‌پزشک در این باره نوشته: «افراد بد زیادی بودند که کارهایی مانند جیب‌زنی یا دزدیدن کیف‌ها را انجام می‌دادند. خارج از نمایشگاه هم کارت ورود به نمایشگاه فروخته می‌شد و هر کسی می‌توانست وارد شود.» هاشم چوتیا هم نوشت: «این رویداد بسیار بد سازمان‌دهی شد. از نظر من این برای یک خارجی فاجعه بود. هیچ چیز برنامه‌ریزی نداشت. افراد خیلی کمی انگلیسی بلد بودند و همه چیز سخت شده بود. من می‌توانم با مشکلاتی که تجربه کردم، گزارشی طولانی بنویسم.»

منبع:دندانه

 

 

سیاست پزشکان دندان‌ مدار

اردیبهشت را باید سیاسی‌ترین ماه سال۹۶ و شاید تمام سال‌های اخیر دانست؛ چراکه در پایان این ماه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا برگزار خواهد شد و در برخی حوزه‌ها مردم برای انتخاب نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان پای صندوق‌های رای خواهند رفت تا سرنوشت چهارساله کشور در تمام حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را رقم بزنند. هر چه به پایان ماه و موعد انتخابات نزدیک می‌شویم التهابات سیاسی بیشتر اوج می‌گیرد و رقابت کاندیداها برای جلب نظر مردم سخت‌تر می‌شود.
حوزه دندان‌پزشکی نیز از این التهابات سیاسی اجتماعی بی‌نصیب نیست. جدا از تاثیر مستقیم و غیر مستقیمی که این انتخابات بر سرنوشت حوزه دندان‌پزشکی و دندان‌پزشکان دارد، دندان‌پزشکان زیادی نیز به شکل مستقیم درگیر این انتخابات می‌شوند و چه به صورت کاندیداتوری در انتخابات و چه حمایت از کاندیداها در صحنه سیاسی کشور حضور دارند.

نزدیکی به انتخابات ۹۶ بهانه‌ای است برای معرفی و مروری کوتاه بر اسامی دندان‌پزشکانی که در خط مقدم سیاست کشور حضور دارند. با آنکه در میان جامعه دندان‌پزشکی از افراد بسیاری می‌توان نام برد که دارای شم و تحلیل سیاسی بوده یا سابقه فعالیت‌های سیاسی را در کارنامه دارند اما در تهیه فهرست خود به ماده ٧١ قانون مدیریت خدمات کشوری استناد کردیم که در آن مقامات سیاسی را شامل روسای سه قوه، معاون اول رییس جمهور، نواب رییس مجلس، اعضای شورای نگهبان، وزرا و نمایندگان مجلس، استانداران و سفرا، معاونین وزرا دانسته است.

دکتر احمد بیگدلی
احمد بیگدلی، دندان‌پزشک چهل ساله‌ای است که توانست در سال۹۵ و در دور دوم انتخابات مجلس دهم، به عنوان یک چهره اصلاح‌طلب و نماینده شهرستان خدابنده استان زنجان راهی بهارستان شود.
دکتر بیگدلی متولد سال ۵۵ در شهرستان خدابنده است و چه در حوزه دندان‌پزشکی و چه عالم سیاست چهره چندان شناخته شده‌ای نیست و هنوز پس از گذشت یک سال عکس و خبر چندانی از او در فضای مجازی یافت نمی‌شود. در سال ۸۲ در رشته دندان پزشکی از دانشگاه تهران دانش‌آموخته شده و به طبابت در تهران و زنجان مشغول بوده است.

دکتر بهرام پارسایی
بهرام پارسایی متولد ۱۳۴۹ در شهرستان ممسنی و دانش‌آموخته رشته دندان‌پزشکی از دانشگاه رفسنجان است. او در سال۹۴ به عنوان رای اول مردم شیراز به مجلس دهم راه یافت و در حال حاضر سخنگوی فراکسیون امید و سخنگوی کمیسون اصل۹۰ مجلس است. این چهره سیاسی اصلاح‌طلب، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است. وی عضویت در شورای اسلامی شهر شیراز و عضویت در هیأت مدیره خانه صنعت، معدن و تجارت فارس را نیز در کارنامه دارد.

دکتر حبیب‌الله پیمان
حبیب‌الله پیمان زاده ۱۳۱۴ در شیراز، دارای مدرک دکترای دندان‌پزشکی، کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی و کارشناسی ارشد بهداشت عمومی از دانشگاه تهران است. او یکی از سیاست‌مداران کهنه‌کار است که سابقه مبارزه سیاسی‌اش به جریان ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد باز می‌گردد. او تا پیش از انقلاب بارها و در مقطع مختلف به دلیل فعالیت‌های سیاسی به زندان افتاده و از اعضای مؤسس و دبیر کل «جنبش مسلمانان مبارز» در پیش از انقلاب بود.
دکتر پیمان صاحب تالیفات متعدد در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، قرانی و جامعه‌شناسی است.

دکتر احمد پورنجاتی
احمد پورنجاتی نماینده مردم تهران در مجلس ششم و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود. مدیر کمیته پزشکی جهاد سازندگی، مدیر کل سیاسی وزارت کشور، مدیر کل فرهنگی اجتماعی وزارت اطلاعات، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت سیما و قائم‌مقام صدا و سیمای جمهوری اسلامی و مشاور امور رسانه‌ای رئیس‌جمهور از دیگر مسئولیت‌های اوست.
دکتر پورنجاتی متولد ۱۳۳۳ در قم و دانش‌آموخته دندان‌پزشکی از دانشگاه تهران است و سابقه زندان به دلیل فعالیت‌های سیاسی پیش از انقلاب را دارد.
وی پس از پایان دوره مجلس ششم به درخواست خود از سازمان صدا و سیما بازنشسته شد و از همه مسئولیت‌های دولتی کناره‌گیری کرد. از آن پس وی همواره در فعالیت‌های مدنی و مطبوعاتی حضور داشته است. احمد پورنجاتی علاوه بر فعالیت‌های سیاسی و پزشکی در عرصه نقد و نگارش ادبیات داستانی، شعر، سینما و تئاتر نیز فعالیت می‌کند.

دکتر علی تاجرنیا
علی تاجرنیا یک فعال صنفی دندان‌پزشکی و یک سیاست‌مدار شناخته شده است که مجموعه‌ای از سمت‌ها و مسئولیت‌های مرتبط و مستقل در این دو حوزه را در کارنامه دارد.
او عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی است و در ششمین دوره مجلس، نماینده مردم مشهد و عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود. تاجرنیا یکی از جوان‌ترین نمایندگان مجلس ششم بود که در زمان انتخاب به نمایندگی تنها ۳۰ سال سن داشت.
در حوزه صنفی، رییس هیات مدیره انجمن دندان‌پزشکی ایران، عضو شورای سلامت دهان وزارت بهداشت، عضو شورای عالی انتظامی سازمان نظام‌پزشکی ، قائم‌مقام انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران و عضو هیات‌مدیره مجمع انجمن‌های علمی گروه پزشکی است. او همچنین عضویت در هیات‌مدیره باشگاه استقلال تهران را در کارنامه دارد.

دکتر خسرو دبستانی
خسرو دبستانی نماینده زرتشتی‌ها در مجلس ششم و عضو کمیسیون بهداشت و درمان بود.
دبستانی در سال ١٣١٩ در اردکان یزد متولد شده است. او در مدت حضور خود در مجلس برای بهبود شرایط اقلیت مذهبی در کشور تلاش کرد. تا جایی که در همه گفت‌و‌گو‌هایش بر این موضوع تاکید می‌کرد. از جمله اقدامات وی در زمان نمایندگی، می‌توان به هموار کردن روند استخدام زرتشتیان در آموزش و پرورش و اختصاص بودجه‌ای ویژه برای اقلیت‌ها اشاره کرد.

دکتر علی ریاض
سید علی ریاض متولد ۱۳۳۷ در کربلا و از چهره‌های شاخص اصول‌گرا در مجلس هفتم بود. دکتر ریاض عضو کمیسیون اصل نود، رئیس فراکسیون ایرانیان مقیم خارج از کشور، دبیر فراکسیون قرآن و عترت و فراکسیون حمایت از معلولان، رئیس سه گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق، ایران و عربستان، ایران وکرواسی بود.
او پس از اتمام دوره نمایندگی مجلس مشاور وزیر بهداشت و قائم مقام معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور احمدی نژاد و رئیس هیئت پزشکی حج و زیارت هلال احمر جمهوری اسلامی بود و هم‌اکنون معاون حقوقی و پارلمانی سازمان نظام‌پزشکی است.

دکتر سلمان سامانی
سید سلمان سامانی از جمله سیات‌مداران جوانی است که پله‌های ترقی را به ترتیب اما به سرعت طی کرده است و در برخی از حساس‌ترین پست‌های سیاسی و مدیریتی کشور حضور داشته است. او هم‌اکنون قائم‌مقام وزیر کشور در امور مجلس و هماهنگی استان‌ها و سخنگوی وزارت کشور و عضو شورای عالی هلال احمر است.
سامانی، متولد سال ۵۹ و دانش‌آموخته دندان‌پزشکی از دانشگاه مشهد و کارشناس ارشد حقوق عمومی از دانشگاه شهید بهشتی و دانشجوی دکترای تخصصی حقوق (حقوق عمومی) در دانشگاه تهران است. او در سال ۸۵ به شورای شهر شهرستان فاروج راه یافت و در ادامه به عنوان عضو هیات رییسه و سخنگوی شورای عالی استان‌ها انتخاب شد. تا سال ۹۲ به عنوان مشاور رییس کل و مدیرکل حوزه ریاست دیوان محاسبات کشور فعالیت می‌کرد و در دولت یازدهم، به سمت ریاست مرکز مدیریت عملکرد، بازرسی و امور حقوقی وزارت کشور منصوب شد. او ریاست هیأت مرکزی بازرسی انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی را در کارنامه دارد.

دکتر محمدحسین قربانی
محمدحسین قربانی متولد ۱۳۴۴ و تماینده مردم آستانه اشرفیه و بندر کیانشهر در دو دوره نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و منتسب به جریان اصول‌گرا است. او برادرزاده امام جمعه رشت و نماینده ولایت فقیه در استان گیلان است. او سال ۶۹ وارد دانشگاه شد و از سال ۷۳ مدیریت انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی را بر عهده داشت. او سال ۷۵ در وزارت بهداشت مشغول شد اما در ادامه مسئولیت در وزارتخانه را رها کرد و به دانشگاه گیلان رفت.
قربانی سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و عضو شورای سلامت دهان وزارت بهداشت است و حضور فعالی در رسانه‌ها به عنوان صاحب‌نظر حوزه بهداشت و درمان دارد.

دکتر زهره طبیب‌زاده نوری
زهره طبیب‌زاده نوری متولد ۱۳۳۹ و دارای دکتری دندان‌پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. در دهه شصت وارد فعالیت‌های دانشجویی شد و با انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری و تشکیل دولت نهم به عنوان مشاور رییس جمهور، رییس مرکز امور زنان و خانواده، دبیر شورای عالی زن و خانواده و عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان در این دولت شروع به فعالیت کرد. در سال ۱۳۸۸ به ریاست دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی منصوب شد و تا مرداد ماه ۱۳۹۰ که خواهر وزیر بهداشت وقت، دکتر وحید دستجردی جای او را گرفت، در این سمت فعالیت نمود.
لین متخصص پریودنتولوژی در انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابی تهران و در قالب لیست هر دو ائتلاف جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان وارد مجلس شد. اما در تمام چهار سال حضورش در مجلس همچون سایر نمایندگان زن کم سرو صدا بود و در پایان کار مجلس نهم دوباره به دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی بازگشت.

دکتر محمدجواد نظری‌مهر
محمدجواد نظری مهر نماینده اصول‌گرای مجلس هشتم و نهم از حوزه انتخابیه کردکوی، بندرگز و بندرترکمن است اما در انتخابات دوره دهم مجلس رد صلاحیت شد. او عضو کمیسیون بهداشت و درمان و فراکسیون محیط زیست بود.
نظری‌مهر ۵۰ ساله که ارتباط نزدیک فامیلی با منوچهر متکی دارد، از مخالفان جدی برجام در مجلس و ادامه مذاکرات هسته‌ای بود.
دکتر نظری‌مهر متولد ۱۳۴۵ در بندر گز و دانش‌آموخته دانشکده دندان‌پزشکس شهید بهشتی است و سابقه حضور در جبهه و مناصب متنوعی از عضویت در کمیسیون پزشکی و ورزشی کمیته ملی المپیک و شورای سلامت دهان وزارت بهداشت و ریاست بیمارستان بندر گز را در کارنامه دارد.

منبع:دندانه